اصطلاحات حقوقی – دفتر وکالت شاهین قیصری

جهت یافتن اصطلاح و واژه مورد نظر خود، از کادر مجاور استفاده نمایید.

الف

اثبات باز شیوه اى است از اثبات دعوى که در آن شیوه، قاضی میتواند به هر وسیله که بخواهد حقیقت مورد ترافع را کشف و سپس حکم صادر کند. حتى به علم شخصى میتواند متوسل شود.

اباحه چیزی به معنی اجازة تملک یا ارتکاب فعل یا معرف و اخذ چیزی است.

ائتلاف از بین بردن مال دیگری کلاً یا بعضاً به طوریکه فعل منشأ اتلاف بوسیلة خود فاعل، به هدف هدایت شده باشد.

ابتکار عبارت از آفرینش روش‌های تازه که برای پیشبرد کارها (نوآوری) است.

اثاث البیت اشیاء منقولی که مخصوص استعمال منزل است و یا جزء تجملات خانه می‌باشد.

اثبات مرحله علم به چیزی را، مرحله اثبات آن چیز نامند.

اثم عملی که قانون آن را به قید مجازات منع کرده باشد. در اصطلاحات فعلی آن را جرم گویند.

اجاره عقدی است که به موجب آن یک طرف منفعت عین یا نیروی کار خود را در ازای اخذ اجرت معامله می‌کند.

اجاره‌بها به معنی مال الاجاره است. یعنی اجرت و عوض منافع مالی که به موجب عقد اجاره معین می‌شود.

اجاره معاطاتی اجاره‌ای است که ایجاب و قبول آن غیر لفظی باشد.

اجاره نامچه سند یا قولنامه اجاره را گویند.

اجازه اظهار رضایت شخصی که قانون رضای او را منشأ تأثیر عقد یا ایقاعی دانسته است که از دیگری صادر شده است.

اجتهاد استخراج مسائل قضایی و شرعی از مأخذ و منابع آن مانند نص قانون و اجتماعی و عقل.

آثار غیر مکتوب آثار غیر مکتوب عبارت است از: الف ) انتشارات الکترونیک (کتاب متنی، کتاب های تصویری ساکن و متحرک، کتاب های پویا ...) / ب) مواد شفاف (میکروفرم ها، اسلاید ...) / ج) عکس ها، پوستر ها و نقشه ها

آثار ملی کلیه ‌آثار ‌صنعتی و‌ابنیه ‌و ‌اماکنی‌ که تا اختتام دوره سلسله زندیه در مملکت ‌ایران احداث شده اعم از منقول و غیرمنقول با رعایت‌ ماده 13 این‌ ‌قانون‌ می‌توان‌ جز ‌آثار ‌ملی ایران محسوب داشت و در تحت حفاظت و نظارت دولت می‌باشد.

آیین ‌دادرسی ‌کیفری مجموعه اصول و مقرراتی است‌ که برای‌ کشف و تحقیق‌ جرائم و تعقیب مجرمان و نحوه‌ رسیدگی و صدور رأی و تجدیدنظر و اجرای احکام و تعیین وظایف‌ و اختیارات مقامات قضایی وضع شده است.

آیین ‌دادرسی مدنی مجموعه اصول و مقرراتی است که در مقام رسیدگی به امور حسبی و کلیه دعاوی مدنی و بازرگانی در دادگاه‌های عمومی، انقلاب، تجدیدنظر، دیوان‌عالی‌کشور و سایر مراجعی که به موجب قانون موظف به رعایت آن هستند به کار می‌رود.

آیین‌ کار آیین‌ کار عبارت است از مجموعه قواعد مربوط به روش‌هایی که در مورد ساخت، تولید، نصب، آزمایش، به کار انداختن یا استفاده از یک کالا یا دستگاه یا ابزار یا وسیله به کار برده می‌شود.

آیین نامه 1. دستورهایی که برای اجرای قانون یا انجام دادن کارهای اداری نوشته شود. / 2. موادی که در شرح و تفسیر یا دستور اجرای مرام‌نامه یا اساسنامه‌ای نوشته شده باشد.

اباحه اباحه در معانی مخیّر ساختن مکلف بین انجام دادن کاری و ترک آن، صحّت و مشروعیت چیزی، حکم عقل به عدم قبح کاری، معذور بودن در انجام دادن آن و مأذون بودن و استحقاق تصرف داشتن به کار رفته است. اباحه چیزى به معنى اجازه تملک یا ارتکاب فعل یا مصرف و اخذ چیزى است.

اباحه تملک یعنى اجازه تملک. این اجازه را گاهى مقنن مستقیمأ میدهد مانند اجازه تملک مباحات در ماده ۱۴۷ ق- م و گاهى ناشى ازقصد انشاء مالک است مانند نثار مال در عروسی که صاحب جشن از طریق نثار، اباحه تملک مال بحضار مى کند، اذن در نهادن سر تیر بر سر دیوار هم مصداق اباحه تملک منافع است. همه اقسام اباحه تملک، جائزیا لازم نیستند. بلکه بحسب طبیعت هرقسم ممکن است جائزیا لازم باشد غالبا جائز می باشند.

اباحه منافع به عوض هرگاه منافع چیزى (بطور عام که شامل کار اجیر هم باشد) در مقابل عوض (معین یا غیر معین) مبادله شود و این مبادله جائز (نه لازم) باشد آنرا اباحه منافع بعوض گویند پس اگر کسى به باربر بگوید این چمدان را به فلان مقصد برسان و او هم برساند و مزدى بگیرد این را اباحه منافع به عوض گویند.

ابداع در لغت به معنى اختراع و ایجاد چیز تازه است. در شریعت به معنى چیز تازه (فکر تازه) به عنوان دیانت در دین وارد کردن است.

ابداع احتمال (فقه) فرض جدید و تازهاى در مورد یک مساله فقهى اظهار نمودن است. ابداع احتمال، ذهن را از حالت بساطت خارج میسازد.

ابراء در قانون مدنی چشم پوشى اختیارى بستانکار از طلب خود، ابراء از ایقاعات است و لازم است (ماده ۲۸۹ قا نون مدنى). (فقه) اسقاط ذمه غیر (خواه ذمهء ما لى باشد یا غیرمالى مانند حق قصاص).

ابلاغ در دادرسی مدنی رساندن یک سند رسمی به اطلاع هر شخص یا اشخاصی معین که مستلزم رعایت تشریفات خاص قانونی است.

ابلاغ قانونى هرگونه ابلاغى که مطابق مقررات قانون بوده ولى ابلاغ واقعى نباشد اصطلاحأ ابلاغ قانونى یا ابلاغ عادى نامیده میشود.

ابلاغ واقعى ابلاغ به شخص که حکم علیه او صادر شده (یا بطور کلى ابلاغ بشخصى که غرض از ابلاغ، اطلاع دادن به او است) یا وکیل او.

ابلاغ وزارتى در حقوق هدایت و مراقبت از کارهاى ادارات، وزارتخانه ها و... در اختیار وزیر است و اگر این اختیار یا تکلیف مربوط به مورد خاص باشد این تکلیف اوست که دستور دهد، دستور وزیر را ابلاغ وزارتی و دستور وزارتى و حکم وزارتی نامند و اگر بطور کلی باشد یعنى ناظر مورد به خصوصی نباشد آنرا بخشنامه وزارتی نامند.

ابلاغ نامه برگ رسمی حاوی اخطار امرى از امور مربوط به دعاوی یا مرافعات در دادگاهها و یا امور حسبى که از طرف دادگاه به عمل می آید.

اتحاد یکی شدن؛ یگانگی کردن. یگانگی داشتن؛ همدستی. ائتلاف، اتصال، اتفاق، پیوستگی، پیوند، توافق، وحدت، همبستگی، همدستی، همدلی، همراهی

اتحاد دول نوعى از اتحاد دول که برای تقویت جنبه ی تمرکز قوى بصورت دولت واحد متمایز از دول عضو درمى آید. زیرا از نظر بین المللى کشور واحدى محسوب است و سیاست خارجى منحصر تحت اختیار دولت واحد است یعنى اعضاء اتحاد داراى دیپلماسی واحد میباشند مانند حکومت سوئیس و کشور امریکاى متحد شمالى و غیره. اعضاء چنین اتحادى را دول متحده نامند. چنانکه مى گویند دول متحده امریکایى.

اتحاد طریق دو مساله به معنى وحدت ملاک استعمال میشود. مقصود از دو مساله این است که در یک مساله حکم قانونی وجود دارد و در مساله دیگر قانون ساکت یا مجمل یا متعارض است و هر دو مساله مذکور ادارای یک جهت میباشند. در اینصورت همان قانون را تعمیم بمورد سکوت مزبور میدهند مانند حکم قطعى دادگاه و حکم غیر قطعى که قرار اجراى موقت آن صادر شده باشد این دو مساله به موجب ماده ۵۹۹ قانون اصول محاکمات قدیم طریق واحد دارند.

اتحاد گمرکى اتحاد دول است که دول عضو با رفع خطوط و سرحدات گمرکى فی ما بین از لحاظ تجارت خارجى سیاست واحدى را پیش میگیرند و در حکم یک دولت میشوند و مرز گمرکى آنها با دولت های خارج از اتحاد، مرز واحد است و حقوق گمرکى که توسط این اتحادیه از کشورهاى دیگر گرفته میشود بر وفق قرارداد مزبور بین اعضاء اتحادیه تقسیم میشود.

اتحادیه انجمن صنفى که تامین کننده و حافظ منافع اصناف در یک حرفه خاص (و صنف عبارت است از گروهی که داراى یک حرفه یا چند حرفه شبیه بهم باشند).

اتلاف انهدام و از بین بردن مال شخص دیگری کلا یا بعضأ بطوریکه عملی که منجر به منشاء اتلاف است، بوسیله خود فاعل، بهدف هدایت شده باشد (مانند تحریک سگ درنده به دریدن لباس عابرین) یا فعل مزبور مستقیمأ بدن واسطه به هدف وارد شده باشد مانند شکستن پنجره دیگرى با سنگ یا با دست. زائل کردن صفت کمالى از مال، نمونه اى است از اتلاف به معنى اعم ولى اتلاف به معنى اخص شامل آن نیست و آن را نقص مى گویند. اتلاف در حقوق جزا مختص اشیاء منقول است.

اثبات بسته در دادرسی به شیوه ای اطلاق میشود که در اثبات دعوى و سائل اثبات کما و کیفأ به موجب قانون معین گردیده و قاضى نمیتواند از آن حدود تجاوز کند. مانند اثبات لواط به شهادت چهار شاهد. اگر قاضی به شهادت آنها ترتیب اثر ندهد فاسق و عزل میشود است و تعبدأ باید به آن ترتیب اثر دهد.

اثبات میانه در دادرسی شیوه اى است از اثبات دعوى که در آن، وسائل اثبات کما و کیفا به موجب قانون معین است ولى قاضی در ارزیابى وسائل اثباتی موجود در قوانین موضوعه در خصوص هر مورد معین اختیاراتی دارد. مثلا عدد شهود محصور نیست و اگر به شهادت شهود اطمینان پیدا نکند آنرا رد مى کند و همچنین است اعتبار امارات قضائى.

اثر موقوف در فقه اخباری است که صحابى آنرا نقل مى کند، بدون اینکه آنرا به بیغمبر (ص) نسبت دهند.

اثم عملی که قانون آن را به قید مجازات منع کرده باشد. در اصطلاحات فعلی آن را جرم گویند.

اجاره خدمات عقد اجاره اى است که شخصى نیروى کار خود را در مقابل اخذ مزد معامله میکند. صاحب نیروى مزبور را اجیر - خدمتکار - کارگر مى نامند و طرف او را مستاجر - کار فرما - صاحب کار گویند.

اجاره خط اصطلاح عامیانه سند اجاره، نوشته اى که نشان دهنده ای از عقد اجاره باشد.

اجاره نامه سندی است که مبین وقوع عقد اجاره است.

اجاره نود و نه ساله در مدنی اجاره هاى طولانی مدتی است که آن را با این رقم مشخص مى کنند در نکاح منقطع هم مدت نود و نه ساله معین میشود. (ماده هشت آئین نامه اصلاحات ارضی مصوب ۳-۵ -۴۳)

اجازه کاشف در هر مورد که عقد غیر نافذی واقع شده باشد نفوذ آن مشروط به اجازه صاحب حق است، اگر اثر اجازه از زمان وقوع عقد باشد به آن اجازه ی کاشف میگویند.

اجازه ناقل در هر مورد که عقد غیر نافذی واقع شده باشد نفوذ آن مشروط به اجازه صاحب حق است و در صورت اجازه اگر اثر آن از زمان تنفیذ عقد باشد اجاره ناقل است.

اجبار اجبار از ماده جبر است، و به آن الجاء هم گفته اند. گر چه اجبار در معنی وسیع شامل اکراه و اضطرار هم می شود و تفاوت اجبار و اکراه در مفاهیم حقوقی آشکار است. لکن در مباحث کیفری تفاوت بین این دو ملاحظه نمی شود. اجبار عبارتست از اینکه کس دیگری را وادار کند بدون اراده و اختیار مبادرت به انجام عمل یا ترک عمل نماید.

اجبار مادى اجبارى که با وسائل مادى صورت گیرد که به آن قوه ی قاهره نیز میگویند.

اجبار معنوى در حقوق جزا کاربرد دارد و به مفهوم اجبار مجرم از طریق کیفیات روانى مانند اغواء و اقناع توأم با تهدید است.

اجتماع امر و نهى در فقه کاربرد دارد و هرگاه یک موضوع معین و مشخص موجود در خارج صورت یابد که هم در قلمرو قانون قرار گیرد و هم در قلمرو نهى قانون، این وضع را در اصطلاح فقهى (اجتماع امر و نهى) گویند. در چنن مواقعی عمل به نهی اولویت دارد.

اجیر کسی که خدمت و کار خود را در مقابل دستمزد مورد معامله قرار میدهد.

اجداد هر یک از ابوین پدر مستوفی و ابوین مادر مستوفی تا هر جا که بالا رود عنوان جد را پیدا میکند و به وقتی به صورت جمع در نظر گرفته شود، با عنوان اجداد خطاب میشوند.

اجرت به عوضی که در عقد اجاره مستأجر در مقابل انتفاع از منفعت مال یا کار، به موجر یا اجیر پرداخت میکند، اجرت نامیده می شود.

اجرت المثل در انتفاع از مال دیگری اگر مال باقی باشد و برای انتفاع اجرتی معین نشده باشد در این صورت برای مدتی که از منافع دیگری استیفاء شده برای شخص منتفع اجرت المثل تعیین میشود.

اجرت المسمی اجرت تعیین شده در اعقد اجاره را اجرت المسمی میگویند، که در مقابل اجرت المثل قرار میگیرد.

اجماع اجماع در زبان عربی به معنای عزم و اتفاق است و در اصطلاح حقوقی به اتفاق نظر و هماهنگی و همچنین گرد آمدن تعبیر میشود.

اجل مدت و مهلت معین برای هر چیزی است، در حقوق نهایت مهلت مدت ادای قض و دین را گویند.

احاله احاله در لغت به معنای واگذار کردن امری به دیگری میباشد، و در اصطلاح حقوقی به معنی خارج شدن پرونده ای از صلاحیت دادگاه و فرستادن آن پرونده به دادگاه دیگری برای رسیدگی.

احتکار جمع آوری و انبار کردن کالایی بازرگانی به قصد و نیت نایابی و در نتیجه فروش آن به قیمت گران.

احتیاط عمل از روی هوشیاری و تدبیر، در موارد شک انجام کاری به شیوه ای که حدالمقدور هدف مقنن عملی شود.

احد شرکاء در صورت شراکت به یکی از شرکاء گویند.

احضار فراخوانی شخصی از طرف مرجع صلاحیت دار و یا مرجع قضایی در موعد و یا زمان معین را احضار گویند.

احصائیه علم در شمارش وقایع خارجی، پدیده ها، افراد اعم از مادی، اقتصادی، اجتماعی و ... ، سرشماری، آمار.

احوال کیفیت اوصاف یک شخص که در قانون مدنی موضوع آثار حقوقی آن شخص قرار داده شده.

احوال مدنی به وضعیت قضایی اشخاص در حقوق خصوصی اطلاق میگردد.

احیاء احیاء به معنای زنده کردن از صفات خدا بوده و در اصلاح حقوقی به معنی آباد کردن و احیاء زمین های مباح و موات می باشد.

اخاذی به معنای باج گیری و در مفهوم گرفت وجهی از دیگری با حیله و نیرنگ یا با تهدید و زور که بیشتر مورد دوم را مصطاق پیدا میکند.

اخذ به شفعه در اموال غیر منقول اگر دو یا چند نفر در آن مال به صورت مشترک شریک باشند و یکی از آنها حصه ی خود را به شخص ثالثی بفروشد شریک حق دارد ثمنی یا قیمتی که مشتری پرداخت کرده به وی داده و حصه ی مبیعه را به تملیک خود درآورد.

اخوال اخوال به معنی برادر مادر، برادرهای مادر، دایی، دایی ها می باشد.

اختلاس اختلاس به معنی ربودن مال از یک نهاد یا موسسه دولتی از راه حذعه را میگویند.

اختلاف آراء نبودن اتفاق نظر و رای برای وجود عقاید گوناگون.

اخطار در لغت به معنای هشدار اگاه کردن است. در حقوق به معنای یاد آوری کردن و خاطر نشان کردن آمده است.

اخوه در ارث به برادران و خواهران اطلاق میشود. خواهران و برادران تنی (از یک پدر و مادر)

اخوه ابی خواهران و برادرانی که از یک پدر باشند و مادر آنها یکی نباشد.

اخوه امی خواهران و برادرانی که تنی نباشند، مادر آنها یکی ولی پدرانشان یکی نباشند.

ادعا در لغت به مفهوم گفتن سخنی که هنوز صحت آن اثبات نشده باشد و در اصطلاح حقوقی به معنی اقامه دعوی، می باشد.

ادله اثبات دعوی به مجموعه مقرراتی که در قانون مشخص شده و برای اثبات امری در مراجع قضایی به کار میرود.

ادله اربعه در معنای عام به کتاب، سنت، قیاس و اجماع اطلاق میشود و در معنای اخص به کتاب، سنت، عقل و اجماع اطلاق میشود.

اذن اعلام رضایت از سوی مالک یا صاحب حقی یا کسی که قانون برای رضایت او اثری برای انجام یک عمل حقوقی، قائل شده باشد.

اراده اراده به شوق و انگیزه برا تحقق امری اطلاق میشود، خواستن، همت، در حقوق به حرکت نفس به طرف انجام کاری معین پس از تصور و تصدیق نفع و غایت آن گفته شده.

اراضی موات زمین هایی که سابقه ی احیاء بهره برداری نداشته و آباد نشده باشند و به صورت دست نخورده و طبیعی مانده باشند.

اراضی آیش زمین هایی که ملک محسوب شوند و داراری عناصر از این قبیل باشد: مالک داشته باشد. زمین مزروعی باشد. مالک آن از کشت و زرع در آن برای مدت معلوم و معینی موقتا چشم پوشی کرده باشد.

ارث به دارایی و ما ترک متوفی که بعد از احتساب و کسر واجبات مالی دیون و مالیات بر ارث به آن تعلق میابد.

ارتداد در علم منطق به معنی بازگشتن، به چیز دیگری منجر گشتن و برگشتن و در حقوق نوعی از فساد عقیده است که مصداق اصلی آن خروج از دین اسلام توسط مسلمان است.

ارتشاء گرفتن مال یا وجهی برای انجام دادن و یا ندادن امری توسط مستخدمین دولتی خارج از چهارچوب مقرره در قوانین، که مترادف با رشوه بوده در قانون مجازات نیز دارای جرم تلقی میشود.

ارتفاق به معنی بهره برداری از مباحات عمومی و همچنین در حقوق به معنای حقی است که برای ملک شخصی در ملک دیگری باشد.

ارحام جمع رحم بوده و به معنی خویشاوندان به کار میرود، اقرباء، قرابتی که از تولد به چند شخص رسیده باشد؛ نزدیکان نسبی.

ارش در اصطلاح عمومی مابه‌التفاوت ارزش کالای سالم و معیوب است که فروشنده باید به خریدار بپردازد. به طور کلی کسر تفاوت قیمت صحیح از معیوب با احتصاب آن از سال مرد معامله است.

ازله مهر برداشتن، دور کردن، از بین بردن، تصرف

اساسنامه به مجموع قوانین و مقرراتی اطلاق میشود که برای تشکیل و یا طرز کار یک حذب یا شرکت یا جمعیتی تعییم و مقرر شود.

استحقاق محق حقی شدن، سزاوار شدن، به معنی اهلیت پیدا کردن برای دارا شدن به حقی.

استخلاف استخلاف به معنی تعیین جانشین است، عبارت است از اینکه فردی برای شخصی مالکیت قسمت یا تمام دارایی خود را بعد از فوت بدهد.

استدلال تمسک فکری است که راهنمای اندیشه و فکر به چیزی خاص باشد، برهان، حجیت

استرداد باز پس گرفتن، برگرداندن، بازستانی، عودت

استراء دعوت کردن از شاهد اصل از شهاد فرع برای تحمل شهادت وی

استشهاد نوشته ای که برای رد یا قبول یک موضوع تدوین و امضاء شود، تاییدیه، شهادت نامه، صورت مجلس، گواهی

استعداء در لغت به معنای یاری خاستن و در حقوق به معنای اقامه ی دعوی آمده است.

استعفا عملی یا تقاضایی است که توسط شخصی برای ترک سمت یا خاتمه دادن به آن سمت در یکی از موسسه های دولتی یا ملتی اقدام شود.

استعمال به معنی به کار بردن، استفاده کردن، مصرف کردن است. در حقوق اداری به معنای استخدام به کاری، به کار میرود.

استقراء در لغت به معنای جستجو کردن، تحقیق کردن است و در حقوق به بررسی جز به جزء مربوز به یک موضوع کلی برای استخراج قاعده ی که در بین آن موارد جزعی مشترکا موجود باشد، اطلاق میشود.

استنابه تحقیق از متهم راجع به موضوع اتهام که توسط مأمور صلاحیت دار قضایی صورت گیرد. عمل حقوقی که شخصی، شخص دیگری را نائب و جانشین خود قرار دهد. برخی مواقع به جای استخلاف به کار میرود.

استیمان مطالبه کردن مالی به عنوان امانت، به امانت گرفتن مالی، امان خواستن، زنهار خواستن.

استیناف 1) وارسی و پژوهش 2) درخواست تجدید نظر از حکم صادره از دادگاه، از سر گرفتن، دوباره شروع کردن

استیلا دست یافتن، چیره شدن به کسی یا چیزی، مستولی شدن، پیروز شدن، تسخیر

استعاط از بین بردن حقی به دست صاحب حق، برکشیدن از حقی، وافکندن، در لغت به معنی دارو به بینی خویش ریختن

استمتاع برخورداری، کامجویی، لذت بردن، بهره بردن، تمتع، منتفع شدن

اسقاط فرود آمدن چیزی، افکندن، خطا کردن در سخن، مانند اسقاط جنین قبل از مؤعد معین.

اسناد رسمی اسناد و مدارکی که دارای ارزش حقوقی و قانونی باشند و توسط کارگذاران دولتی و دفاتر رسمی و اداره ثبت اسناد و املاک در حدود اختیارات و وظایف آنها تنظیم شده باشند.

اشاعه در لغت به معنای فاش کردن، انتشار خبر، رواج دادن در حقوق به معنی جمع شدن حقوق چند نفر بر مال معینی.

اشتراط به معنی متعحد شدن، پیمان بستن، در عقد یا ضمن عقود همچنین در فقه نیز به معنای التزام به تعهد کردن آمده همچنین در لغت به معنای شرط بستن، شرط کردن به چیزی، تعلیق کردن چیزی به چیزی دیگر است.

اصله به معنی یک درخت و نهال بده، همچنین واحد شمارش درخت می باشد.

اصیل در لغت به معنای داشتن نژاد خوب، نجیب، به دور از تغییر یا تحریف آمده در حقوق در عقود فضولی در مقابل فضول و به معنای ضد فضولی آمده است.

اصل انتقال حقوق قاعده ی حقوقی است که طبق آن هر حقی قابل نقل انتقال به غیر است. مگر آنکه قانون غیر قابل انتقال بودن آنرا تصریح کرده باشد.

اضرار رساندن ضرر و زیان، گزند رسانیدن، امری که موجب ایجاد ضرر به شخص یا اشخاصی شود.

اطلاق در لغت به معنای استعمال کلمه ای مخصوص که به جهت حقیقت و یا ایجاز استعمال میشود، گشودن، رها کردن، در حقوق: اطلاق عبارت قانون یا سند و یا الفاظ عقود، عبارت از حالتی است که به عام بودن یا اخص بدن آن تصریح نشده باشد.

اظهارنامه نوشته یا سندی است که از طرف شخص یا اداره ای به صورت رسمی ارسال و مبین مطلب خاصی است که در حقوق به اسنادی که قانوناً برای بیان مطلبی به صورت رسمی تنطیم می گردد، عنوان شده است.

اعاده اعتبار اعاده در فقه در دو معنی به کار رفته است: 1) انجام دوباره کار 2) بازگرداندن چیزی به جایگاه اول. در لغت به معنای بازگرداندن. در حقوق در خصوص تاجر ورشکسته ای که توسط دادگاه مجددا اعتبار بازرگانی خود را بدست آورد، استعمال میگردد.

اعاده حیثیت در حقوق به معنی بازگشتن شخصی به اهلیتی که، به علتی آن را از دست داده است.

اعتراض اعتراض در لغت به معنای منع کردن عیب گرفتن، جلوی کسی یا چیزی را گرفتن است و در فقه به عنوان اظهار نارضایتی و مخالفت کردن عنوان شده است.

اعراض در لغت به معنای پشت کردن و روی برگردانیدن آمده و در فقه و حقوق به معنای روی برگردانیدن مالک از مال خود (عین یا منفعت) عنوان شده است.

اعیان در لغت به معانی مختلفی عنوان شده: 1) اشراف و ثروتمندان 2) ساختمان ها و بنا ها 3) مصالح ساختمان. در اصطلاح حقوقی به عنوان جمع عین عنوان شده است که دارای جرم و ابعاد میباشد. همچنین اعیان در مقابل حقوق و منافع استعمال میگردد.

اعیانی اعیانی در مقابل عرصه عنوان شده است، منظور از عرصه همان زمین مملوک است لذا اموال غیر منقول واقع در زمین را شامل میشود.

افلاس در لغت به معنای بی چیز شدن، تنگدستی آمده و در حقوق به معنای ورشکستگی عنوان شده است.

اقاله در لغت به معنای شکستن و الغا عنوان شده، در اصطلاح حقوقی، تقاسخ یا تقایل نیز می نامند که به معنی برهم زدن عقد لازمی به تراضی طرفین است.

اقامه دعوی اقامه در لغت به معنی برپا داشتن است و اقامه دعوی به معنای برپا داشتن دعوی است. در اصطلاح حقوقی به معنای طرح دعوی در مرجع صلاحیتدار حقوقی، کیفری و ... عنوان شده است.

اقباض در لغت به معنای به تصرف درآوردن و داد و ستد قبض آمده و در اصطلاح حقوقی به معنای تسلیم یا تحویل مورد معامله به طرف عقد است.

اقرار در لغت به معنای ابراز و اذعان و اعتراف آمده و در اصطلاح حقوقی به معنی اخبار به حقی است که به ضرر خود و به نفع غیر باشد.

اقرار معلق اقرار به معنای اخبار آمده ولی اخباری که معلق باشد به دلیل اینکه فاقد یکی از عناصر اصلی اقرار می باشد، نمیتواند عنوان اقرار را داشته باشد.

اقران در لغت به معنای نزدیکان، همالان، همقطاران آمده ور در اصطلاح حقوقی به خواهران و برادران امی اطلاق میگردد.

اقرب در فقه اقرب از الفاظ فتوا عنوان گردیده و در اصطلاح حقوقی به خویشاندی اطلاق میگردد که از سایر خویشاوندان به متوفی نزدیک تر است.

اقرباء جمع قریب به معنای خویشاوندان و نزدیکان از هر قسم (نسبی، سببی، رضاعی، ابوینی، امی، ابی) را میگویند.

اقوال در لغت به معنای سخنها، گفتارها عنوان شده و در اصطلاح حقوقی به معنی جمع قول، گفته ها سخن ها عنوان گردیده است.

اقطاعات به معنی جمع اقطاعه، بخشی از زمین و اراضی است که امام یا نایب او در اختیار شخصی قرار میدهد تا از آن منتفع گردد.

اکراه در لغت به معنای وا داشتن کسی به انجام کاری که خلاف میل او باشد آمده و در اصطلاح فقهی و حقوقی عملی است تهدید آمیز که از طرف شخصی به دیگری برای وا داشتن وی به انجام عمل حقوقی مورد نظر اکراه کننده عنوان شده است.

التزام در لغت به معنای ملزم شدن به امری آمده و در اصطلاح فقهی و حقوقی به معنای تعهد به فعل یا ترک فعل عنوان شده است، مترادف با تعهد و تعهد کردن می باشد.

الزام لازم گردانیدن، اجبار، واجب ساختن کاری برای شخصی

امانت در لغت به معنی بسته سپرده آمده و در اصطلاح حقوقی مالی که مورد ودیعه قرار گیرد را شامل میشود. متضاد خیانت است.

اماثل در لغت به معنای برتر و فاضل تر است ولی در اصطلاح حقوقی جمع مثل، به معنی نظیران، همانندان عنوان گردیده است.

امارات جمع اماره و در لغت به معنای نشانه و علامت است. در اصطلاح حقوقی به معنای اوضاع و احوالی است در مرجع قضای و یا به حکم قانون دال بر امری شناخته شده است.

امتزاج در لغت به معنای آمیختگی و ترکیب شدن امده، آمیزش عنوان شده است.

اناطه در لغت به معنای معلق کردن، موکول کردن است. در حقوق به حالت توقف رسیدگی و اظهار نظر یک دادگاه به ثابت شدن امری دیگر در یک دادگاه دیگر است.

انتقال در لغت به معنای جا به جایی، سرایت، تغییر محل کار کارمند یا کارگر عنان شده و در اصطلاح حقوقی زال مالکیت شخصی به نفع شخصی دیگر بیان گردیده.

انتفاعات جمع انتفاع و در اصطلاح حقوقی به حقی اطلاق میشد که به موجب آن میتوان از ملک دیگری استفاده کرد و منتفع شد ول این حق قابل به انتقال دیگری نیست.

انحلال در لغت، از بین رفتن، برچیده شدن، از هم پاشیدگی معنی شده است. در اصطلاح حقوقی به از بین رفتن یک موسسه رسمی اطلاق میگردد.

انحصار وراثت انحصار وراثت یا حصر وراثت دعوایی است که در آن وراث از دادگاه صالح تقاضای صدور تصدیق به منحصر بودن وراثت به تعداد و اشخاص معین و معلوم، می نمایند.

انفال به اموال اختصاص یافته به رسول خدا (ص) و امامان (ع) اطلاق میگردد.

انفساخ در لغت به معنی بر انداخته شدن، بر هم زده شدن است. در اصطلاح حقوقی به معنی انحلال قهری عقد عنوان شده است.

انکار در لغت به معنی تکذیب، منکر شدن آمده در آیین دادرسی مدنی به نفی مهر یا امضاء یا اثر انگشت منتسب به کسی که سندی علیه او ابراز شده است، اطلاق میگردد.

اهل در لغت به معنای شایسته، سزار و همچنین، علاقمند، پیرو و همچنین خانواده به کار رفته است. در اصطلاح حقوقی در مقابل محجور عنوان شده و به معنای شخص دارای اهلیت و شایستگی است.

ایجاب در لغت به معنای اقتضا کردن، لازم گردانیدن آمده است. در اصطلاح حقوقی به معنی واجب کردن، اعلام تملیک یا تعهد و در مقابل قبول عنان میگردد.

اهلیت در لغت به معنای داشتن لیاقت برای امری به کار رفته و در اصطلاح حقوقی صفت کسی است که دارای هیچ یک از موانع برخورداری از حق نباشد که شامل: جنون، سفه، صغر، ورشکستگی و ... می باشند.

ایداع به معنی ودیعه گذاشتن مال نزد کسی است. سپردن.

ایفاء در لغت به معنی وفا کردن است. در اصطلاح حقوقی به معنی پرداخت دین عنان شده است.

ایقاع ایقاع به عمل قضایی اطلاق میشود که یک طرفه بوده و به صرف قصد انشاء اثر حقوقی پیدا میکند بدین معنی که رضایت و قصد یک طرف برای منشا اثر پیدا کردن عمل حقوقی کافیست.

آثار بیع شرط از جمله مهمترین آثار بیع شرط، در حقوق می توان به موارد زیر اشاره کرد: انتقال مالکیت مبیع به محض وقوع عقد و به رغم تزلزل آن (اثر عقد)، عدم تأثیر فسخ نسبت به زمان پیش از فسخ و در نتیجه وقوع منافع مبیع در ملکیت خریدار (عدم عطف به ما سبق)، ممنوع بودن تصرفات منافی با خیار در مبیع از سوی خریدار از قبیل اتلاف و انتقال عین یا منافع آن (وجود رابطه ی امانی تا زمان سقوط شرط)

ب

بازپرس مقام قضایی است که در وظیفه اش تحقیق از متهمین و انجام تحقیقات مقدماتی در پروندهای کیفری است. قبلا به بازپرس مستنظق گفته می شد.

بالغ دختری که به سن 9 سال قمری و مردی که به سن 15 سال قمری رسیده است.

بیوه زنانی که به عقد ازدواج (دائم یا منقطع) درآمده و سپس به یکی از دلایل طلاق، فوت شوهر، فسخ عقد، صدور حکم موت فرضی،بذل مدت یا انقضای مدت در نکاح منقطع، شوهر خود را از دست داده باشند.

بالسویه برابر. به نحو مساوی.

بالمباشره شخصا، بدون ارجاع به دیگری. مستقیما راسا

بایع فروشنده (شخصی که در عقد بیع غالبا در طرف ایجاب واقع می شود و بمال او به عنوان معوض و مبدل نگاه می شود نه عوض و بدل. کسی که در معامله کالایی را بفروشد در مقابل او مشتری یا خریدار قرار می گیرد)

باطل هر عمل حقوقی که مخالف مقررات قانونی بوده باشد. (وضعیت یک عمل حقوقی است که از نظر حقوقی معتبر نبوده و فاقد آثاری است که در صورت صحت، از آن انتظار می رفت.)

بطلان مطلق بطلان واقعی همین است و بطلان مطلق بی اثر بودن عقد یا ایقاع به علت فقدان شرط یا شروطی است که بدون انها قانوناً نمی توانند اثر داشته باشد و رضایت ذینفع هم نمی توانند آن را موثر کند.

بدهکار در لغت به معنای وام دار، مدیون است و در اصطلاح حقوقی به کسی که تعهدی به نفع غیر در ذمه داشته باشد، اطلاق میگردد.

بذل مدت بذل کردن به معنی بخشش کردن و عطا کردن است در اصطلاح حقوقی به معنی بخشش مدت از مانده زمان متعه در نکاح منقطع است که موجب اسقاط رابطه ی زوجیت میشود.

برات در لغت به معنی سند پرداخت، حواله است. در حقوق یک سند تجاری است که به موجب آن شخصی که محیل (حواله کننده) نامیده میشود، به شخص دیگری که محال علیه نامیده میشود، حواله میدهد که مبلغ معینی را در وجه شخص ثالثی بپردازد.

برص لکه های سفیدی که روی پوست ایجاد میشوند، نوعی بیماری پوستی، پیسی، پیسگی

بریات عمومی بریات در لغت به معنی حسنات است. در حقوق به معنی امور خیریه است، یعنی امری که برای تأمین اهداف عام المنفعه و نیکو کاری صورت میگیرد، مانند وصایای عمومی، اوقاف عمومی ... .

بستانکار طلبکار، داین. در اصطلاح حقوقی شخصی است که تعهدی به نفع او در ذمه ی شخص دیگری قرار دارد.

بلد راهبر، راهنما، در اصطلاح حقوق به معنی شهر و سرزمین یا شهرستان به کار میرود.

بنچاق سند مالکیت غیر رسمی، سند قدیمی، اسناد سابق راجع به نقل و انتقال مالکیت یا مالکیت بر معامله ای که انجام میشود.

بیع خرید و فروش، در اصطلاح حقوقی تملیک عین به عوض معلوم است.

بیع سلف در لغت به معنی پیش خرید است و در اصطلاح حقوقی به بیعی اطلاق میشود که ثمن آن حال باشد و مبیع مؤجل.

بیع محاباتی بیعی که ثمن آن کمتر از ثمن المثل باشد و قسد از این معامله کمک کردن و یا هر دلیلی که منشاء عاطفی داشته باشد، است.

بیع وقف بیعی که مبیع آن مال موقوفه باشد که با مطابق با تجویز قانون فروخته می شود.

بینونت جدا شدن از کس، مفارقت و جدایی

بنت دختر، دختر بچه، از محارم نسبی هفتگانه که در آیه 23 سوره نساء ذکر شده است.

بطلان ذاتی به معنای بطلان به صورت مطلق است.

بستانکار با وثیقه بستانکارانی که طلب آنها وثیقه داشته است که بر سایر بستانکاران در استیفا طلب خود، مقدم ترند.

بستانکار عادی بستانکار یا غرمایی که نه حق تقدم دارند و نه طلب او به وسیله وثیقه تضمین شده باشد.

برات دستور دیگری برات به دستور و حساب دیگری؛ براتی که شخص به اسم خود ولی به دستور و به حساب دیگری صادر کند چنانچه که خریدار مبیع را عینا به ثالث بفروشد و به بایع اول دستور دهد که به حساب وی (یعنی خریدار اول یا بایع دوم) برات به عهده خریدار دوم صادر کند و به این ترتیب به جای دو برات یک برات صادر و یک دفعه حق تمبر و مالیات داده میشود. برای استفاده از اختلاف صرف بین کشورها غالبا برات به دستور و حساب دیگری صادر می شود. در قانون تجارت در ماده ی 227 پیش بینی شده است.

برات رجوعی براتی که دارنده برات اصلی پس از اعتراض برای دریافت وجه آن و مخارج صدور اعتراض نامه و تفاوت نرخ به عده برات دهنده یا یکی از ظهر نویسان صادر می کند.

برات (دارنده) کسی که برات در وجه او به صورت قانونی صادر و حق گرفتن پول را دارد.

برات (صادر کننده) کسی که برات را امضاء کرده و به دارنده برات می دهد.

برات کش محیل در برات را برات کش گویند.

برات گیر محال علیه در برات را برات گیر گویند.

برگ اجرائی به معنی اجرائیه در آیین دادرسی آمده است.

برگ جلب در آیین دادرسی، ورقه رسمی صادر شده از مقام صلاحیت دار حاوی امر به احضار مخاطب نزد مرجع صلاحیت دار برای رسیدگی به موضوعی که نزد آن مرجع مطرح است.

بیع تولیت هرگاه فروشنده کالایی را به همان قیمتی که به مشتری خبر داده است بدون نفع یا ضرری بفروشد، اصطلاحا به این حالت از بیع، بیع تولیت گویند.

بیع الحصاه در سه معنی به کار میرود: الف) مشتری سنگی به سوی کالاهای فروشنده پرتاب می کرد تا با اصابت آن مبع تعیین شود. ب) در بیع زمین، حدود مبیع با پرتاب سنگ تعیین می شد. ج) فروشنده مشتی ریگ بر می داشت تا در برابر هر عدد، یک درهم از خریدار بگیرد و ثمن معامله تعیین شود. این نوع بیع که در عصر جاهلی وجود داشته، با نهی پیامبر (ص) و به استناد جهل نسبت به مورد معامله باطل اعلام شد.

بیع دَین در این بیع باید شرایطی لحاظ گردد: اولا مبیع کلی در ذمه باشد، ثانیا موجل باشد، یعنی برای تسلیم مبیع موعدی مقرر شده باشد، مانند آن که خریدار صد تن گندم که بایع آن را شش ماهه تحویل دهد، آن را به دیگری بفروشد. ظاهرا در صحت بیع اختلاف اساسی نشده است.

بیع دَین به دین هرگاه در عقد بیع تسلیم مبیع و پرداخت ثمن هر دو مؤجل باشد بیع را بیع دین به دین می گویند. بیع دین به دین به معنای فروختن کلی در ذمه در برابر کلی در ذمه است. به عناوین مختلفی همچون بیع دین به دین، بیع کالی به کالی، بیع موجل به موجل و بیع نسیه به نسیه نیز استعمال میشد. اهمیت این بحث در این است که امروزه در روابط بازرگانی و به ویژه روابط بازرگانی بین المللی بیع کالی به کالی بسیار متداول است و تمامی سفارشهایی که برای ساخت کالا به شرکتهای مختلف داده می شود، بدون پرداخت ثمن در هنگام عقد قرارداد صورت میگیرد. (ماده 341 ق.م ایران صحت بیع کالی به کالی را پذیرفته است.)

بیع دین به عین منظور از دین، مال کلی در ذمه است و مالی که بدون مهلت و اجل باید پرداخته شود، اعم از کالا یا وجه نقد، عین گفته می شود. بنابراین بیع دین به عین همان بیع سلم است.

بیع رضائی منظور از این بیع رضایی که در علم حقوق در برابر بیع تشریفاتی به کار می رود، آن است که عقد بیع به صرف ایجاب و قبول و بدون تیاز به تشریفاتی خاص منعقد گردد. از نظر قوانین موضوعه، بیع اموال منقول جز در موارد استثنایی از مانند خرید و فروش کشتی (قانون دریایی ایران، مصوب شهریور 1343 مواد 25 و 24) فروش سهم الشرکه در شرکتهایی با مسئولیت محدود و فروش اتومبیل (لایحه قانونی و نحوه نقل و انتقالات وسایل نقلیه موتوری، مصوب 25/4/1359 ماده 2 ) رضائی شمرده می شود. در برابر بیع اموال غیر منقول که مستلزم تنظیم سند رسمی است، عقدی تشریفاتی به شمار می رود. در صورت تردید در رضائی یا تشریفاتی بودن یک بیع با توجه به اطلاق ادله صحت عقود و نیز ماده 10 ق.م میتوان اصل را رضائی بودن عقد دانست.

بیع سفهی هرگاه شخصی که سفهیه نیست بیعی انجام دهد که عرفاً غیر عاقلانه و بدون غرض عقلایی تلقی شود، آن را بیع سفهی می‌گویند. به نظر فقها خرید و فروشی که فاقد منفعتی، هر چند نادر، برای نوع مردم یا فردی خاص باشد، باطل است. از سوی دیگر، نمی توان این معامله را مصداق عقود دیگر مانند صلح و هبه معوضه دانست، زیرا گذشته از آن‌که انتقال مال به عوض معین تنها در قالب عقد بیع می‌گنجد و هبه معوّضی تلقی نمی‌شود، چنین فرضی به هیچ وجه با قصد طرفین سازگار نیست. به نظر برخی حقوقدانان استمرار در انجام معامله سفیهانه موجب ممنوعیّت (حَجْر) شخص از تصرف در اموالش خواهد شدیعنی اهلیت خود را در تصرف اموال از دست میدهد.

بیع سنین فروش میوه نخل را برای بیش از یک سال با عقدی واحد می‌گفتند. این بیع نیز، که آن را بیع المعاومه هم می‌نامیدند، به استناد مجهول بودن مبیع و نهی نبوی.

بیع عهدی بیع عهدی که در برابر بیع تملیکی به کار می‌رود، بیعی است که در آن تملیک و تملک به صرف ایجاب و قبول صورت نمی‌گیرد، بلکه طرفین به موجب عقد ملتزم به انجام یک تعهد می‌شوند، مانند تعهد بایع در بیع کلی هرچند برمبنای ماده ۱۸۳ قانون مدنی، که هرگونه عقد را نوعی تعهد می‌داند، تقسیم بیع به عهدی و تملیکی دشوار به نظر می‌رسد، ولی از آن جهت که عقد بیع اصولاً موجب تملیک است تفکیک مزبور بی فایده به نظر نمی‌رسد.

بیع گزاف فروش مال بدون تعیین مقدار و یا با نداشتن علم تفصیلی به مقدار آن، بیع مجازفه است، که در اصطلاح فارسی به عنوان گزاف کاربرد دارد.

بیع مالم یٌقبض هرگاه مال منقولی که معمولاً با احتصاب مقدار و وزن معامله می‌شود خریداری شود، اما پیش از قبض و دریافت به فردی فروخته شود، بیع دوم را «بیع مالم یقبض» می نامند. فقهای شیعه در این باره اختلاف نظر دارند؛ برخی از آنان تنها بیع طعام همان گندم جو را باطل شمرده اند. ولی اگر مال به موجب عقودی جز بیع، مانند عقد صلح و ارث، منتقل شده باشد، فروش آن بدون قبض مال صحیح گردیده است.

بیع مالیس عندک بیعی را شامل میشود که هنگام عقد قرار داد مبیع موجود نیست و بایع قدرت تسلیم آن را در آینده خواهد داشت.

بیع محاقله بیع محاقله نوعی بیع زراعت است که اولاً مبیع در آن به صورت دانه بسته شده باشد و ثانیاً ثمن معامله مقدار معینی از حبه زراعت (یا خرما) باشد، هرچند آشکار باشد که پس از چیدن و وزن کردن مبیع، مقدار آن بیش از ارزش ثمن خواهد بود.

بیع مرابحه اگر بایع قیمت خرید خود راس مال را به مشتری اعلام کند و در عقد بیع مقدار معینی بر مبلغ آن بیفزاید، این بیع را مرابحه می نامند. شرط صحت این بیع آن است که قیمت خرید و میزان ربح معلوم باشد، وگرنه بیع باطل خواهد بود.

بیع مساومه هرگاه در عقد بیع، مبلغی که فروشنده برای خرید کالا پرداخته معلوم نباشد، بیع را مساومه می گویند. این اصطلاح در برابر سه نوع بیع تولیت، مرابحه و مواضعه، به استعمال می شود.

بیع مسلوب المنفعه اصطلاحاً بر بیعی که در آن برخی یا همه منافع مَبیع پیش از عقد بیع متعلّق حق دیگری باشد، طلاق می‌شود. مانند: فروختن خانه ای که در اجاره دیگری است.

بیع مضامین فروش چیزی است که در صلب حیوان نر وجود دارد.

بیع مطلق بسیاری از فقهای عامه بیع را برحسب نوع مبیع و ثمن (از لحاظ عین یا نقد بودن) به مقایضه، صرف، سلم و مطلق تقسیم میکنند از دیدگاه آنان، بیع مطلق آن است که، برخلاف اقسام دیگر، مبیع در آن عین و ثمن نقد است، خواه ثمن مؤجل باشد یا نباشد. بیع مطلق با مفهوم یاد شده در منابع فقهی امامی دیده نمی‌شود در قانون مدنی ایران نیز تعبیر «بیع مطلق» در برابر بیع مشروط، یعنی بیعی که در آن شرط فعل، صفت یا نتیجه شده است، استعمال گردیده است.

بیع مقایضه هرگاه مبیع و ثمن در بیع هر دو عین باشند، آن را بیع مقایضه می‌نامند و در لغت همان بیع کالا به کالا می باشد.

بیع ملاقیح مراد از آن بیع نطفه موجود در رحم حیوان ماده است. فقهای عامه این بیع را به دلیل حدیث نبوی، که متضمن نهی پیامبر (ص) از آن است، و نیز به این دلیل که از مصادیق بیع معدوم یا مجهول به شمار می‌رود، باطل دانسته اند. و از نظر فقهای امامیه نیز به استناد مجهول بودن مبیع، آن را صحیح نمی‌دانند.

بیع ملامسه در این نوع بیع، که در زمان جاهلیت متداول بوده، مشتری مبیع را لمس می‌کرده و با این کار، بیع لازم می‌شده، یعنی لمس جانشین رؤیت یا صیغه عقد بوده است. بیع ملامسه، به سبب وجود جهل نسبت به مبیع، از نظر فقهای شیعه سنی باطل است.

بیع منابذه منابذه به معنای «افکندن» از ریشه نبذ میباشد. مراد از این بیع که در جاهلیت میان عرب ترویج داشته، آن بوده است که اگر بایع، مبیع را پرتاب می‌کرد، خیار فسخِ معامله از میان می‌رفت و بیع لازم می‌شد. همچنین گفته اند، مراد از بیع منابذه بیعی است که در آن پرتاب کردن کالا به سوی یکدیگر جانشین رؤیت کالا و اجرای صیغه می بوده. این بیع «بیع القاء» نیز خوانده می شود.

بیع مواضعه بیع مواضَعَه فروش کالا به کمتر از بهای خرید آن با اعلام قیمت خرید به مشتری است و آن در تجارت بسیار به کار میرود. به بیع مواضعه با عنان بیع به کمتر از راس المال، بیع محاطه، بیع مخاسره، بیع وضیعه نیز استعمال می گردد.

بیع موقوف هر بیعی که اثر آن موقوف و متوقف بر اجازه مالک باشد، بیع موقوف عنوان میگردد. اصطلاح حقوقی آن بیع «غیرنافذ» است که عقدهای فضولی، مُکرَه و سفیه از مصادیق این نع بیع هستند.

بیع شرط بیعی است که در آن طرفین شرط کنند که هرگاه بایع در مدت معینی عین یا مثل ثمن را به مشتری رد کند، حق فسخ معامله و استرداد مبیع را داراست. هرچند از دیدگاه فقهای امامی این بیع در واقع از مصادیق خیار شرط است و از این‌ رو آن را «بیع خیار» نیز عنوان میکنند؛ که در جامعه به دلیل رواج بسیار مورد توجه فقها نیز واقع گشته است و به عقیده ی آنان، علاوه بر ادلّه عامِّ وفای به عقد، احادیث خاص نیز بر صحت آن اشاره دارند، همچنانکه می‌توان وجود حق خیار را برای مشتری در صورت برگرداندن مبیع ضمن عقد شرط نمود.

بیع مرکب اگر بیعی با یک عقد معین دیگر ترکیب شده باشد بیع مرکب محقق میگردد. این ترکیب ممکن است در اثر وقوع بیعی دیگر یا عقدی دیگر از عقود معین یا غیر معین ایجاد شد. ببرای مثال، هرگاه ثمن دو مبیع جداگانه معین شده با یک انشاء عقد و در یک معامله ی واحد بیع انجام گردد، در این صورت بیعی مرکب تحقق واقع شده است. از این رو ثبوت خیار فسخ نسبت به یک مبیع موجب فسخ کل عقد بیع نمی‌گردد.

بیع الغرر بیع الغرر یا بیع غرری، بیعی است که ظارش مشتری را ترغیب به معامله مینماید ولی بطن بیع ممکن است مجهول باشد و متضمن ضرر برای مشتری باشد. غرر یعنی خطر، در معرض هلاک افتادن، اسم مصدر تغریر است.

بیع خیار بیع خیار بیعی است که در آن خیار شرط به کار رفته و یا عدم وجود خیار شرط شده باشد. برای مثال شرط شود که طرفین خیار تبعض صفقه نداشته باشند. بیع به شرط وجود حقّ خیار برای فروشنده همان بیع شرط است.

بیع موجل بیعی است که در آن مبیع حال ولی برای پرداخت ثمن اجل تعیین شود و زماندار باشد از جمله این نع بیع میتوان به بیع نسیه اشاره نمود.

بیع حال بیعی است که هم مبیع و هم ثمن آن حال باشد. پرداخت آنها فوری باشد.

بیع شخصی بیعی را می‌گویند که مبیع در آن، برخلاف بیع کلی، معین باشد. در این نوع بیع وجود مبیع به هنگام عقد الزامی است.

بیع صرف به بیع طلا یا نقره اعم از مسکوک یا غیر مسکوک را بیع صرف میگویند.

بیمه شده تبعی خانواده شخص یا اشخاصی هستند که به تبع سرپرستی و کفالت بیمه شده اصلی از مزایای مقرر در این قانون میتوانند استفاده کنند.

بهای خواسته تعیین بهای خواسته در واقع به مفهوم مشخص نمودن ارزش ریالی یا تقویم و احتساب آن به وجه رایج کشور می باشد. بنابراین وقتی خواسته وجه رایج کشور است، تقویم آن موضوعاً منتفی است و اعتراض به بهای آن نمی تواند مصداق داشته باشد و اگر خوانده به میزان وجه تعیین شده اعتراض نماید، اقدام وی، دفاع در معنای اخص خاهد بود.

بهای اسمی اسناد خزانه بهای اسمی اسناد خزانه و اوراق قرضه، اسناد خزانه، در زمره اوراق بهادار یا نامی قرار دارند، که بیانگر تعهد دولت‌ها به بازپرداخت مبلغ اسمی آنها در آینده می باشد. اسناد خزانه از ابزارهای مالی با ماهیت بدهی بوده که بدون کوپن سود منتشر می‌شود و هدف اصلی آن، تامین کسری بودجه دولت ‌هاست. اسناد خزانه اصلی‌ترین ابزار بازار پول جهت اعمال سیاست‌های پولی است.

بولتن سیاسی نشریه‌ای است حاوی اخبار و نیز تحلیل رویدادهای داخلی و خارجی اعم از عادی یا طبقه‌بندی شده نشریه مذکور توسط دستگاه‌هایی منتشر می‌شود که قانوناً مجاز به انتشار این‌گونه نشریات هستند.

بولتن خبری این نشریه فقط در سطح دستگاه های دولتی منتشر می شود. حاوی اخرین اخبار داخلی از قبیل دستورالعمل های اداری و انتصابات رویدادها، بازدیدها و تشویق کارکنان میباشد. این بولتن با تیراژ حداکثر 18 تعداد کل پرسنل دستگاه مورد نظر و حداکثر در 24 نسخه منتشر میشود و تا 5 درصد آن را می توان برای ارگان های دولتی دیگر ارسال کرد.

بیشه طبیعی جنگل یا بیشه طبیعی به مجتمعی اطلاق می‌شود. متشکل از عرصه و هوایی و مرکب از موجودات زنده از منشأ نباتی (درخت، درختچه، بوته، نهال، علف، خزه) و حیوانی صرف نظر از درجه تکامل آن است. نکته ی حائز اهمیت این مناطق عدم مداخله ی بشر در ایجاد آنها می باشد.

بورسیه به دریافت‌کننده بورس تحصیلی «بورسیه» می‌گویند. در فارسی گاه به اشتباه به بورس تحصیلی «بورسیه» نیز گفته می‌شود. بورس تحصیلی کمک هزینه‌ای است که دانشگاه‌ها و مراکز علمی یا موسسات خیریه به دانشجویان مستعد اعطا می‌کنند.

بائر به عرصه و زمینی اطلاق میگردد که مالک داشته لیکن کشت و زرعی در آن به مدت نامعلومی نشده است.

برائت اصلی است که دارای ریشه ی فقهی و عقلی میباشد و در امر کیفری و مدنی کاربرد دارد. (برای مثال اصل آن است که هیچ کس مجرم نیست و مبری از ارتکاب جرم می باشد.) برائت به معنی پاکى جستن، رهایى پیدا کردن و آزاد بودن تبری و بیزارى جستن است.

برائت ذمه از تکلیف مشغول نبودن ذمه مکلف به تکلیف محتمل که همان اصل برائت می باشد.

برائت ذمه از دین رهایى پیدا کردن ذمه از دین به دلیل اداى دین یا سقوط دین از ذمه به ابراء را شامل میشود.

برائت رحم به معنای خالی و پاک بودن رحم زن از حمل است.

برائت از عیب در معناى سلب تعهد از خود در برابر عیوب کالاى مورد معامله عنوان گردیده است. مستحب است فروشنده هنگام فروش کالاى معیوب از عیب‌هاى آن (اعم از آشکار و پنهان) با ذکر تفصیلى آنها متبری شود، که در نتیجه موجب سقوط حق خیار فسخ معامله یا حق گرفتن ارش براى خریدار خواهد شد. ذکر اجمالى عیب‌ها نیز (به اینکه فروشنده بگوید: از تمامى عیوب این کالا تبرى مى‌جویم) در سقوط حق یاد شده مکفی خواهد بود.

برائت ضمان معناى سلب ضمان از خود در برابر آسیبهاى احتمالى است که ممکن است از ناحیه شخص بر دیگرى وارد گردد. برائت پزشک از ضمان هنگام اقدام به درمان بیمار و همچنین برائت زمان در برخی ورزش های رزمی موجب سقوط ضمان در آن عمل میگردد.

برائت اصلیه استصحاب در برائت را برائت اصلیه گویند.

برائت ذمه خالی بودن ذمه شخص معین از تعهد را گویند. خواه اساسا ذمه شخص در مقابل شخص معین دیگر از اول مشغول نشود یا مشغول شده و فارغ شود. یا دینی داشته و آن را پرداخت کرده باشد می گویند بری ذمه است این اصطلاح در مقابل مشغول الذمه قرار می گیرد.

برائت شرعی اصل برائت از آن حیث که یک اصل دارای جنبه ی عقلانی است. برائت عقلاً و از حیث این که دارای منشاء شرعی نیز می باشد به آن برائت شرعی میگویند.

بلیت نوشته هایی است که مدلول آن تعهد پرداخت مبلغی یا انجام عملی می باشد.

بنک دار به عمده فروش (کسی که مواد غذایی به‌ ویژه برنج و روغن را به‌صورت عمده و زیاد می‌فروشد) اطلاق میگردد. به طور کلی بنک دار کسی است که کالاهایی را بطور عمده در محلی مثل انبار یا سوله نگهداری میکند و در معرض دید عموم قرار ندارد. ولی نمونه ای از آن جنس در دفتر کار و در معرض دید مشتری میباشد.

بنگاه در لغت به محلی که در آن داد و ستد انجام گیرد بینگاه میگویند و به معنی جا، مکان، دکان و ... نیز به کار میرود.

بنگاه املاک و مستغلات به کلیه اموال منقول و غیر منقول مستقر در یک ملک گفته می‌شود، که به‌ طور کلی متشکل از زمین، ساختمان، محصولات کشاورزی، منابع طبیعی، مواد معدنی و آب‌های زیرزمینی میباشد. معمولا واژه املاک و مستغلات برای اشاره به خانه (مسکن) یا ساختمانی که در آن محدوده مشخص، واقع شده است، بکار می‌رود. واژه املاک و مستغلات همچنین، به کسب‌وکاری اشاره دارد، که در زمینه خرید، فروش، رهن و یا اجاره زمین، ساختمان و خانه فعالیت میکند.

بنگاه آبیاری بنگاه مستقل آبیاری نهادی است که در سال 1322 تحت نظارت وزارت کشاورزی عهده‌دار اصلاح و توسعه امور آبیاری و امور نظارت بر آن ایجاد گردیده است. بنگاه مستقل آبیاری عمدتاً وظایفی همچون ایجاد شبکه‌های آبیاری و زهکشی و نیز نظارت بر کلیه امور آبیاری بوده، لذا این بنگاه براساس ماده نهم قانون تشکیل خود جهت انجام عملیات آبیاری و زهکشی شرکت‌هایی را با سرمایه خود و مالکین تأسیس نمود.

بنگاه حمایت زندانیان موسسه ای است دولتی که به منظور تربیت و تهذیب اخلاق و اصلاح زندانیان و اموختن حرفه با آن ها و راهنمایی و پیدا کردن شغل برای زندانیان که پس از اجرای محکومیت توانایی تهیه شغل ندارند تحت ریاست عالیه وزیر دادگستری تشکیل می شود.

بنگاه خالصجات کشور به منظور عمران و آبادی املاک خالصه و ازدیاد تولید و تکثیر درآمد آنها و همچنین همکاری با دستگاه‌های وزارت کشاورزی بنگاهی به نام‌بنگاه خالصجات تحت نظر وزارت کشاورزی تأسیس می‌شود.

بی طرفی وضع دولتی است که از هرگونه دخالت در مخاصمه و جنگ بین دو یا چند دولت متخاصم، خودداری ورزد. بی طرفی موقتی هم در همین معنی بکار رفته است در مقابل بی طرفی دائمی می باشد.

بنیچه قسمتی از زمین یک ده یا یک زمین زراعتی که چند گه در آن به زراعت اختصاص داده شده باشد.

بودجه برنامه ریزی مالی و یک فهرست از تمام هزینه های برنامه ریزی شده و درآمد است. این برنامه برای صرفه جویی، استقراض و مخارج است. بودجه یک مفهوم مهم در اقتصاد خرد، که با استفاده از خط بودجه به نشان دادن تجارت آف بین دو یا چند کالا است. در شرایط دیگر، بودجه یک برنامه سازمانی مندرج در شرایط پولی است. که در تعیین بودجه یک سری اقداماتی در سازمان انجام میگیرد.

بودجه تفصیلی بودجه ای است که هر وزاتخانه یا موسسه دولتی به طور تفصیل سالانه تهیه کرده و مطابق رقمی که در بودجه کل کشور برای آن تعیین و پیش بینی شده، تصویب میگردد.

بورس بورس به بازاری اطلاق می شود که قیمت گذاری و خرید و فروش کالا و اوراق بهادار در آن انجام می پذیرد و در یک طبقه بندی کلی شامل بورس کالا و اوراق بهادار است.

بهای عادله مرادف نرخ عادله و قیمت عادله است. (ماده 1 قانون تملک زمین ها برای اجرا برنامه های شهرسازی)

بهادر در عصر تیموری به کسی اطلاق میشد که فوجی را در هم میشکست و سرزمینی را تصرف می نمود و امروزه اصطلاح (بزن بهادر) نیز از همین اصطلاح برگرفته شده است.

بهداری اداره ای که تحت نظارت وزارت بهداشت برای مراقبت های لازمه ی مردم تاسیس شده است.

بهره بها در معنای اجرت المثل به کار میرود.

بهره مالکانه بهره ای که زارع و کشاورز به مالک زمینی که در آن کشت می کند، قرار داد و یا عرف محل می دهد.

پ

پرداخت در لغت به معنی آراستگی و آرایش و همچنین دادن پول و تأدیه عنوان شده است. در اصطلاح حقوقی اجرای تعهدی است که موضوع آن وجه نقد است.

پروتکل پیش نویس قرار داد یا صورت مجلس مذاکرات سیاسی می باشد، مقاوله نامه.

پاداش وجهی که در مقابل خدمت یا ابزار لیاقتی پرداخت میشود. علی الاصول متناوب و مستمر نیست و پرداخت ان تابع آیین نامه مزایا نمی باشد و در حقوق تقاعد تاثیری نخواهد داشت. (کمک هزینه، دستمزد، اضافه حقوق)

پارکه به معنی دادسرا می باشد.

پارکه استیناف عبارت است از مدعی‌العموم اول و یک نفر وکیل عمومی برای هر شعبه.

پارلمان مجمع یا مجامع رسمی صلاحیت دار که اهلیت اخذ تصمیم را دارا باشد. وظیفه اساسی آن تصویب قانون و بودجه محسوب میشود.

پرونده پرونده، سند و نوشته های راجع به یک موضوع یا یک کار یا یک نفر را که یک جا جمع آوری شده که معمولا شامل خلاصه ای از مطالب آن نوشته ها را برای تهسیل امور مربوطه در پشت پوشه های آن می نویسد، اطلاق میگردد.

پرونده ثبتی پرونده ای است که پس از وصول اظهارنامه ثبتی با اداره ثبت در بایگانی آن اداره تشکیل میگردد و مشتمل از اظهارنامه و اوراق و اسناد مربوط به پلاک مورد تقاضای ثبت می باشد.

پژوهش تبعی هرگاه یکی از اصحاب دعوی از حکم نخستین درخواست پژوهش کرده باشد، طرف دیگر فقط میتواند از همان حکم نسبت به محکومیت خود یا جهتی که از آن ناراضی است ضمن پاسخ به درخواست پژوهش تبعی نماید.

پیشکی نام دیگری برای بیعانه محسوب می شود.

پیش نویس در لغت به معنی چرکنویس آمده و در حقوق نامه موقتی است که پیشنهاد مضمون نامه را در آن نوشته و پس از تصویب وزیر یا رئیس اداره آن را پاکنویس کرده به امضا می رساند و به اجرا میگذارند.

پاراف عبارت است از تأیید پیش‌نویس توافق بین‌المللی از طرف اشخاص مجاز.

پیک سیاسی پیک سیاسی به شخصی اطلاق می‌شود که از طرف وزارت امور خارجه دولتی حامل نوشتجات رسمی به‌ عنوان سفارتخانه‌های آن دولت در کشورهای خارج یا بالعکس حامل نوشتجات سفارتخانه‌های مزبور به‌ عنوان وزارت امور خارجه مربوط یا حامل نوشتجات رسمی سفارت دولتی در یک کشور به‌ عنوان سفارت دیگر همان دولت در کشور ثالث باشد.

پارکه دیوان تمیز پارکه دیوان تمیز مرکب است. از مدعی عمومی کل و یک نفر معاون او که موسوم است به وکیل عمومی محکمه تمیز.

پروانه منظور از پروانه در این قانون اجازه‌نامه‌ای است که از طرف وزارت آب و برق به منظور ایجاد و بهره‌برداری از تأسیسات تولید و انتقال و توزیع و فروش نیروی برق طبق شرایط معین صادر می‌شود.

پروانه اکتشاف مجوزی است که برای انجام عملیات اکتشافی مواد معدنی در محدوده مشخص از طرف وزارت معادن و فلزات صادر می‌شود.

پروانه اشتغال گواهینامه مهارت انجام کار فنی است که توسط مراجع ذی‌صلاح صادر می‌گردد.

پذیرایی عمومی منظور از پذیرایی عمومی در این آیین‌نامه، کلیه پذیرایی‌هایی است که با استفاده از تسهیلات و امکانات رفاهی و خدماتی جهت مراسم مختلف، ‌سمینارها، کنفرانس‌ها، افتتاحیه‌ها، جلسه‌ها، ملاقات‌ها و سایر اجتماعات رسمی و غیر رسمی از سوی دستگاه‌های اجرایی در نظر گرفته می‌شود.

پلیس تفتیش پلیس تفتیش مأموری است که در موارد اتفاق جنحه و جنایتی تفتیش و تفحص و تحقیقات لازمه را به عمل آورد، یا اجرای اوامر و احکام رئیس نظمیه را در جلوگیری از جنحه و جنایات و فتنه و فساد به عمل آورد. پلیس تفتیش در این موارد موافق دستورالعمل‌های راجعه به نظمیه اقدام می‌نماید و در واقع آلت اجرایی نظمیه است.

پیوند متصرفی به معنی پیوند تقنینی می باشد.

پیوند مستعمرانی به ترکیب قانون مهاجران متمدن با قوانین محلی مردم نقاط مستعمره را شامل می شود.

پیوند نامه در مفهوم مقاله نامه به کار می رود.

ت

تأسیس بنا نهادن، پی نهادن و ایجاد نمودن، در حقوق وضع قانونی است که در عرف و عادت وجود نداشته است.

تابعیت در لغت به معنای تبعه، قومیت، ملیت است. در اصطلاح حقوق به رابطه سیاسی اطلاق می شود که شخصی را به دولتی مرتبط میسازد. به زوری که حقوق و تکالیف اصیلی او از همین رابطه نشأت می گیرد.

تاجر تاجر یا بازرگان در حقوق به عنوان کسی که شغل معمولی خود را معاملات تجاری قرار میدهد، تعرف شده است.

تبرع انجام دادن کاری به قصد رضای خدا، احسان، بخشش، نیکویی. در حقوق به دادن مال، بدون چشم داشت عوض، اطلاق می شود.

تبری بیزاری جستن، شرط تبری از از عیب شرطی است که به موجب آن ناقل عین، مسئولیت عیوب موجود در مبیع را از خود سلب میکند.

تبع پیروی، تابع، پس روی

تبعه اتباع، تابع، کسی که تابعیت کشوری را داشته باشد، تبعه ی آن کشور گویند.

تبعض پاره پاره شدن، همچنین در خیار تبعض صفقه حالتی را شامل میشود که بیع نسبت به قسمتی از مبیع باطل گردد، که به مشتری حق فسخ معامله را میدهد.

تبعیض در لغت ترجیح دادن بعضی را بر بعضی دیگر بدون دلیل موجّه و عادلانه عنوان شده است. در حقوق هر گنه ایجاد فرق و تفاوتی که بر پایه ی نژاد، رنگ پوست، مذهب، جنسیت، عقیده و ... موجب ایجاد محرومیت گردد را تبعیض می گویند.

تجارت داد و ستد کردن، سوداگری، بازرگانی، معاملاتی که به قصد انتفاع صرت گیرد به طرزی که در تفاهم معرف به آن صدق تجارت کند.

تجاوز اجحاف، تخطی، تخلف، تعرض. در حقوق خروج از مقررات جاری یک کشور از روی تعهد عنوان شده است.

تحلیف ادای سوگند از روی اجبار را گویند.

تحجیر در لغت به معنای علامت گذاری در اطراف زمین با سنگ چینی است. در اصطلاح حقوقی به مرحله شروع در احیاء مانند سنگ چینی یا پی کنی را میگویند. تجیر سبب مالکیت نمی گردد ولی حق اولویت میدهد.

تحریر ترکه تعیین میزان ترکه و دیون متوفی است.

تخلف در لغت به معنای خلاف کردن، تخطی و اشتباه و همچنین سر پیچی آمده است. در حقوق منظور عدم یا تأخیر انجام تعهد است.

تراضی خوشنودی رضایت از یک دیگر داشتن، در حقوق به رضایت دو طرف معامله اطلاق میگردد.

ترصیف 1) منظم گردانیدن 2) استوار شدن 3) پیوستگی منظم

تدلیس در لغت به معنای پنهان کردن، پوشانیدن، در اصطلاح حقوقی به اعمالی که موجب فریب طرف معامله شود، اطلاق میگردد.

ترکه دارایی زمان فوت متوفی که در اثر فت وی از مالکیت او خارج میشود، ترکه به طور کل تمام دارایی متفی قبل از محاسبه و اخراج دیون و واجبات مالی و ثلث را شامل می شود.

تسبیب در لغت به معنی سبب ساختن است. در اصطلاح حقوقی به معنی فعلی که منشاء ضرر باشد، فعلی که توسط خود غافل به هدف هدایت نشده بلکه بر اثر تقصیر بابی مبالاتی و... ضرری را متوجه شخصی کرد باشد.

تسعیر نرخ گذاشتن، تعیین ارزش و بها پول کشوری به کشور دیگر است.

تسلیط در لغت به معنی مسلط ساختن، حکم و قدرت کسی را بر دیگران است. در حقوق به معنی تصرف هر شخصی به مال خود است که مخالف شرع نباشد.

تسهیم در لغت به معنی جزء جزء کردن کردن، توزیع، تقسیم است، در حقوق به معنی سهم دادن و سهم بندی است.

تشیید استوار کردن، استحکام، تقویت کردن، بلند کردن

تصالح با هم سازش کردن، آشتی کردن، سازگار شدن، با هم ساختن است.

تصرف دست به کاری زدن، استملاک، تصاحب، اشغال، نفوذ. در اصطلاح حقوقی عبارت است از مالی در اختیار کسی باشد و او بتواند در آن مال به هر نحوی تصمیم بگیرد، خواه در حدود اختیارات قانونی خواه به نحو عدوانی.

تضامن در لغت به معنی ضامن و کفیل یکدیگر شدن، است. در حقوق در دو مورد استعمال دارد: 1ـ در تعدد بستانکاران، هر کدام از آنها حق مطالبه ی تمام طلب را داشته باشند. 2ـ در صورت تعدد بدهکاران، تمام صلب را بتوان از هر یک از آنها مصالبه کرد.

تصرف عدوانی تصرفی است که بدون رضایت صاحب مال بر مال غیر منقول ایجاد گردد.

تضرر زیان بردن و ضرر کشیدن، گزند دیدن، متضرر شدن

تضییع تباه ساختن و ضایع کردن، از بین بردن، مهمل کردن، بیکار کردن، یاوه کردن

تعدی تجاوز کردن، اجحاف، از حد گذشتن. در اصطلاح حقوقی عبارت است از فعلی که خارج از حد و اختیار اذن یا عرف در مال غیر صورت گیرد.

تأدیب در لغت دارای دو مفهم: 1) تربیت کردن 2) تنبیه کردن، به کار رفته است. در اصطلاح حقوقی، مراد از تأدیب مجازاتی است از نوع تعزیری که دادگاه با توجه به احوال مجرم متناسب بداند.

تالوگ عبارت است از خط میانه کانال اصلی قابل کشتیرانی در پایین‌ترین سطح قابلیت کشتیرانی.

تأمین در لغت به معنی: 1) ایمن کردن، آرام دادن. 2) حفظ کردن، به کار رفته است. در اصطلاح حقوقی چنین تعریف شده است: تأمین در قانون عبارت است از توقیف اموال اعم از منقول و غیرمنقول.

تأمین اعتبار تأمین اعتبار عبارت است از اختصاص دادن تمام یا قسمتی از اعتبار مصوب برای هزینه معین.

تأمین دلیل در مواردی که تحقیق محلی و استطلاع از مطلعین و استعلام از کارشناسان یا استفاده از قراین و امارات موجوده در محل یا استفاده از دلایلی که در نزد طرف یا غیر است، اقتضا دارد یا مستند دعوی دفاتر بازرگانی و امثال آن است. اشخاصی که ظنین هستند بر این ‌که استفاده از دلایل مذکور بعدها متعذر یا متعسر خواهد شد می‌توانند از دادگاه درخواست تأمین آن‌ها را بنمایند و مقصود از تأمین در این موارد فقط ملاحظه و صورت ثبت برداشتن این‌گونه دلایل است. تأمین دلیل نسبت به دلایل موجود نزد طرف یا غیر در صورتی به عمل می‌آید که از طرف آن‌ها امتناع و معارضه نگردد. مقصود از تأمین دلایل حفظ آن است و به هیچ وجه دلالت نمی‌کند بر این که دلایلی که تأمین شده حتماً در حین محاکمه مدرک ادعای صاحب آن خواهد بود یا دلایل تأمین شده حتماً معتبر خواهد بود.

تبدیل تعهد تبدیل تعهد در موارد ذیل حاصل می‌شود: 1) وقتی‌که متعهد و متعهدله به تبدیل تعهد اصلی به تعهد جدیدی که قائم مقام آن می‌گردد، به سببی از اسباب تراضی نمایند، در این صورت متعهد نسبت به تعهد اصلی بری می‌شود. 2) وقتی که شخص ثالث با رضایت متعهدله قبول کند که دین متعهد را ادا نماید. 3) وقتی که متعهدله مافی‌الذمه متعهد را به کسی دیگر منتقل نماید.

تبعید در لغت به در معانی فوق به کار رفته: ۱) بیرون کردن کسی از محل اقامت خود و به‌ جای دیگر فرستادن، به‌عنوان نوعی مجازات؛ نفی بلد. ۲) دور کردن. در اصطلاح حقوقی محکومین به تبعید باید تحت‌الحفظ به جایی که محکمه معین می‌کند اعزام شده و در آن‌جا تحت نظر بمانند در صورت تبعید به خارج از مملکت محکوم علیه را باید تحت‌الحفظ تا سر حد برده و از مملکت اخراج شود.

تبعیدگاه در لغت، محلی که برای سکونت اجباری تبعید شده تعیین میشود. جائی که تبعید شده را بدانجا میفرستند. در اصطلاح حقوقی تبعیدگاه مؤسسه‌ای است که از طرف دولت به منظور نگاهداری مجرمین به عادت تأسیس‌ گردیده است.

تحصیلات کلاسیک تحصیلات کلاسیک عبارت است از مجموعه معلومات لازم برای تصدی و انجام وظایف هر شغل که از طریق دوره‌های دبستانی، راهنمایی، دبیرستانی و دانشگاهی به دست می‌آید. ملاک تخصیص امتیاز و تعیین درجات این عامل بستگی به میزان و محل تحصیل و ارتباط رشته تحصیلی مورد نیاز شغل دارد. (2600) امتیاز معادل بیست و شش درصد (26درصد) از کل امتیازها به عامل تحصیلات ‌کلاسیک اختصاص ‌می‌یابد.

تذکر در لغت به معنی یاد آوردن؛ یاد کردن آمده است و در قانون چنین تعریف شده است: در کلیه مواردی که نماینده یا نمایندگان مطابق اصل هشتاد و هشتم (88) قانون اساسی، از رئیس‌جمهور یا وزیر درباره یکی از وظایف آنان حق سؤال دارند، می‌توانند در خصوص موضوع مورد نظر به رئیس‌جمهور و وزیر مسئول کتباً تذکر دهند. رئیس مجلس تذکر را به رئیس‌جمهور یا وزیر مربوط ابلاغ و خلاصه آن را در اولین جلسه علنی آتی مجلس عنوان می‌نماید.

تذکره تذکره در لغت به معنای آنچه موجب یادآوری شود؛ وسیلۀ یادآوری است. در قانون تذکره سندی است که از طرف مأمورین صلاحیت دار برای تعیین تابعیت و اجازه مسافرت اتباع ایران به ممالک خارجه و اقامت در ممالک مزبوره یا مسافرت از خارجه به ایران داده می‌شود.

تسبیب در جنایت تسبیب در جنایت آن است که انسان سبب تلف شدن یا جنایت علیه دیگری را فراهم کند و خود مستقیماً مرتکب جنایت نگردد. به‌ طوری که اگر نبود جنایت حاصل نمی‌شد مانند آن که چاهی بکند و کسی در آن بیفتد و آسیب ببیند.

تسجیل در لغت به معنای مسجل کردن؛ ثابت و محکم کردن است. در قانون تسجیل عبارت است از: تعیین میزان بدهی قابل پرداخت به موجب اسناد و مدارک اثبات کننده بدهی.

تسلیم مبیع تسلیم عبارت است از: دادن مبیع به تصرف مشتری به نحوی که متمکن از انحاء تصرفات و انتفاعات باشد، و قبض عبارت است از: استیلا مشتری بر مبیع.

تصدیق شدگان تصدیق در لغت به معنی به راستی و درستی امری گواهی دادن؛ باور کردن، است. تصدیق شدگان مراد از تصدیق‌شدگان کسانی هستند که لااقل دو نفر از مراجع تقلید اهلیت و لیاقت آنان را برای قضاوت و رسیدگی به امور شرعیه تصدیق کرده باشد.

تصفیه ترکه مقصود از تصفیه ترکه تعیین دیون و حقوق بر عهده متوفی و پرداخت‌ آن‌ها و خارج کردن مورد وصیت از ماترک است.

تعدد جرم هرگاه فعل واحد دارای عناوین متعدد جرم باشد مجازات جرمی داده می‌شود که جزای آن اشد است.

تعزیر تعزیر در لغت به معنای نکوهش کردن؛ ملامت و سرزنش‌ کردن آمده است، و در قانون تعزیر، تأدیب یا عقوبتی است که نوع و مقدار آن در شرع تعیین نشده و به نظر حاکم واگذار شده است از قبیل حبس و جزای نقدی و شلاق که میزان شلاق باید از مقدار حد کم‌تر باشد.

تعزیرات شرعی تعزیرات شرعی عبارت است از: مجازاتی که در شرع مقدس اسلام برای ارتکاب فعل حرام یا ترک واجب بدون تعیین نوع و مقدار مجازات، مقرر گردیده و ترتیب آن به شرح مندرج در قانون مجازات اسلامی می‌باشد.

تعقیب جزایی در لغت تعقیب به معنای دنبال کردن؛ از پی چیزی رفتن؛ دنبال امری یا کسی را گرفتن، آمده است. در قانون در خصوص کارشناسان رسمی تعقیب جزایی را چنین عنوان نموده است: کارشناسانی که تحت تعقیب جزایی برای جرائم مذکور در شق 5 از ماده 2 قرار بگیرند از شغل کارشناسی رسمی معلق می‌شوند مقصود از تعقیب جزایی صدور ادعانامه است.

تعلیق در لغت به معنی معلق ‌کردن؛ آویختن؛ آویزان‌ کردن چیزی به چیز دیگر آمده است. در قانون خواستن تمیز حکم موجب تعلیق اجرای آن است. تعلیق عبارت است از: موقوف الاجرا ماندن حکم تا ختم محاکمه در دیوان تمیز.

تعهد در لغت به معنای عهده‌دار شدن؛ کاری به عهده گرفتن آمده است. در قانون تعهد از نظر این قانون عبارت است از، ایجاد دین بر ذمه دولت ناشی از: الف) تحویل کالا یا انجام دادن خدمت. ب) اجرای قراردادهایی که با رعایت مقررات منعقد شده باشد. ج) احکام صادر شده از مراجع قانونی و ذی‌صلاح. د) پیوستن به قراردادهای بین‌المللی و عضویت در سازمان‌ها یا مجامع بین‌المللی با اجازه قانون.

تعهد اعتبار مقصود از این که اعتباری تعهد شده این است که کار و خدمتی انجام و یا اموالی به تصرف دولت درآمده و بدین وسایل دینی برای دولت ایجاد شده باشد.

تفاهم‌نامه توافقی است که زمینه همکاری دولت جمهوری اسلامی ایران یا یکی از دستگاه‌های دولتی با طرف‌های خارجی را مشخص می‌نماید، بدون آن که تعهد حقوقی جهت انجام برای دستگاه دولتی ایجاد نماید.

تفریط در لغت به معنای کوتاهی ‌کردن در کاری آمده است. در قانون تفریط عبارت است از: ترک عملی که به موجب قرارداد یا متعارف برای حفظ مال غیر لازم است.

تقویم ابنیه و اشجار در لغت تقویم به معنای شمارش محاسبه است و در قانون راجع به تقویم انبیه و اشجار چنین اشاره شده: زوجه از قیمت ابنیه و اشجار ارث می‌برد و نه از عین آن‌ها و طریقه تقویم آن است که ابنیه و اشجار با فرض استحقاق بقا در زمین بدون اجرت تقویم می‌گردد.

تقویم مدعی به تقویم مدعی به به طریق ذیل به عمل می‌آید: 1) اگر مدعی به وجه باشد قیمت آن عبارت است از مبلغ معین در عرضحال. 2) در دعاوی چند نفر مدعی که هر یک یک قسمت از کل را مطالبه می‌نمایند قیمت مدعی به مساوی است با حاصل جمع تمام قسمت‌هایی که مطالبه می‌شود. 3) در دعاوی راجعه به منافع و حقوقی که باید به مواعد معینه استیفا یا پرداخته گردد قیمت مدعی به حاصل جمع تمام اقساط و منافعی است که مدعی به را ذی‌حق در مطالبه آن می‌داند. در صورتی که حق مزبور محدود به زمان معین نبوه یا مادام‌العمر باشد قیمت مدعی به مساوی است با حاصل جمع منافع ده ساله یا آن‌چه را که در ظرف ده سال باید استیفا کند. 4) در دعاوی راجعه به اموال غیروجه و حقوق مالی قیمت مدعی به مبلغی است که مدعی در عرضحال معین کرده و مدعی علیه در اولین لایحه خود در محاکمات عادی یا اولین جلسه در محاکمات اختصاری آن را تکذیب نکرده است. در مواردی که تعیین قیمت مدعی به در ابتداء دعوی ممکن نیست قیمت مدعی به بیش از پنج هزار ریال محسوب است مگر آن‌که اجمالاً کم‌تر بودن قیمت معلوم باشد.

تکرار جرم در قانون راجع به تعریف تکرار جرم چنین آمده: هر کس به موجب حکم دادگاه به مجازات تعزیری یا بازدارنده محکوم شود، چنان‌چه بعد از اجرای حکم مجدداً مرتکب جرم قابل تعزیر گردد، دادگاه می‌تواند در صورت لزوم مجازات تعزیری یا بازدارنده را تشدید نماید.

تمرد به مأمورین دولت هرگونه حمله یا مقاومتی که با علم و آگاهی نسبت به مأمورین دولت در حین انجام وظیفه آنان به عمل آید تمرد محسوب می‌شود.

تمیز در لغت به معنای جدا شدن، فرق و جدایی پیدا کردن، آمده است. در قانون منظور از تمیز تدقیق در حکمی است که تمیز شده و در صورت توافق حکم مذکور با قوانین و اصول محاکمه آن حکم ابرام والا نقض می‌شود.

توافق حقوقی توافقی است ناشی از روابط بین‌المللی که به موجب آن، دستگاه دولتی در مقابل دولت، مؤسسه و شرکت دولتی خارجی یا مجامع، شوراها و سازمان‌های بین‌المللی، ملتزم به امری شود و دارای آثار و ضمانت اجرای حقوقی باشد. توافق حقوقی در موادی که نیازمند تصویب مجلس شورای اسلامی باشد، توافق حقوقی تشریفاتی است و در سایر موارد، توافق حقوقی ساده محسوب می‌شود.

توافق نزاکتی در حقوق بین الملل توافقی است ناشی از روابط بین‌المللی که به موجب آن، دستگاه دولتی تصمیم خود را به تعقیب سیاست‌های معینی اعلام می‌نماید، بدون آن‌که اثر حقوقی لازم‌الاجرایی بر آن مترتب باشد.

توطئه توطئه در لغت در معانی مختلفی چون اسبابچینی، تبانی، دسیسه، دوزوکلک، زمینهسازی، ساختوپاخت، مقدمهچینی بیان شده است. در قانون نیز توطئه وقتی تحقق پیدا می‌کند که تصمیم انجام عمل در اثر تبانی بین دو نفر یا بیش‌تر اتخاذ شده باشد.

تعذر در مقام اجرای تعهد، حدوث عذری که مانع اجرای تعهد گردد.

تعصیب یعنی دادن به عصبه که منظور از آن خویشاوند پدری شخص میباشد. عصب در لغت به معنی احاطه کردن بیان گردیده است.

تغلیب در لغت به معنی چیره گردانیدن و غلبه کردن آمده است. در اصطلاح حقوقی غلبه کردن جنسی بر جنس دیگر را به طور مجاز، تغلیب میگویند.

تفاسخ با یکدیگر در فسخ معامله ای تراضی نمودن. مترادف اقاله عنوان گردیده.

تفلیس صدور حکم افلاس یا همان ورشکستگی را تفلیس گویند. نام پایتخت کشور گرجستان.

تفریط عملی که چه به موجب قرار داد و چه به موجب عرف، برای حفظ مال غیر ضروری باشد.

تفریق جدا کردن دو موصوف از یکدیگر. در اصطلاح حقوقی هم معنی طلاق عنوان گردیده است.

تقویم در لغت به معنای ارزیابی، بر آورد، نرخ قیمت کردن، عنوان گردیده است.

تقسیط در لغت به معنای وام خود را به قسط‌های معیّن ادا کردن، پولی را به چند قسط پرداختن عنوان گشته. در اصطلاح حقوقی تعیین اقساط برای محکوم علیه یا متعهد از طرف مرجع صلاحیت دار می باشد.

تقسیم در لغت به معنی بخش کردن، قسمت کردن آمده است. در اصطلاح حقوقی تفکیک حصه ی هر یک از شرکاء ملک مشاع توسط دادگاه را تقسیم گویند.

تکلیف در لغت در معنای وظیفه و امری است که به عهدۀ شخص است و باید انجام بدهد بیان گردیده است. در لغت به معنای اوامر و نواحی که قانون تعیین میکند آمده است.

تنازع در لغت به معنای دعوا، ستیز، کشمکش، منازعه، نزاع بیان گردیده است. در اصطلاح حقوقی به معنی با هم نزاع کردن، کشمکش می باشد.

تنقیه پاک نمودن، در اصطلاح حقوقی به معنی پاک کردن قنات است.

توکیل کسی را از طرف خود وکیل ساختن و اجرای کاری را به عهدۀ وی گذاشتن، وکیل کردن کسی، برگماشتن.

توقف به معنای ایستادن، ثابت ماندن است. در حقوق تجارت نیز به معنای ورزشکستگی، بیان گشته است.

توقیف به معنای بازداشت کردن در جایی، در حقوق به معنی سلب آزادی اشخاص یا اموال و قرار گرقتن در آن حال با انتظار ترخیص را توقیف میگویند.

تولیت استخدام، گماشتن کسی بر شغل رسمی، تصدی امور وقف.

تهاتر در لغت به معنای معامله پایاپای است. در اصطلا ح حقوقی، یکی از اسباب سقوط تعهد است که در آن دو تعهد متقابل که طرفین آنها یکسان است و موضوع تعهد نیز یا وجه نقد یا مال همجنس باشد به تعداد متساوی با یکدیگر موجب سقوط تعهد میگردد.

ث

ثالث در لغت به معنای سوم از سه است. در حقوق معنای خاص خود را دارد، ثالث بیشتر در معنای شخصی به کار میرود که جزو طرفین عقد یا مسأله ی حقوقی نباشد ولی به جهتی متأثر از موضوع حقوقی مطروحه گردد.

ثبت در لغت به معنای نوشتن است. در اصطلاح حقوقی به معنای نوشتن قرارداد یا یک عمل حقوقی در دفاتر مخصوصی که قانون برای این امر معین نموده است.

ثبت اسم تجاری عنوانی است حاکی از شهرت تاجر که او خود را تحت آن معرفی و مشهور میکند. این عنوان ممکن است اسم خانوادگی خود تاجر باشد یا ممکن است یک اسم فانتزی باشد مانند (پرنده آبی). در شرکتهای تجاری اسم تجارتی با اسم شرکت متحد است. ثبت اسم تجارتی اختیاری است.

ثبت اسناد مقصود از ثبت اسناد موافق ترتیباتی که در این قانون مقرر است رسمی کردن اسناد ثبت شده است. یعنی قطعی کردن تاریخ سند و ضبط خط و مهر و اقرار و حفظ مندرجات سند از تغییر و تبدیل.

ثبت حریم به مفهوم ثبت جداگانه نه حریم ملاک است. چنین ثبتی ممنوع است، زیرا ثبت ملک بالتبع مستلزم ثبت حریم قانونی آن، از آن حیث که حریم محسوب است بوده و حاجتی به درخواست جداگانه نخواهد داشت.

ثبت عادی نوعی از ثبت املاک است که مالکان مجبور به ثبت ملک نمی شوند (ماده 82 آیین نامه قانون ثبت) و قبل از ثبت اجباری در ایران معمول بوده است.

ثلث در لغت به معنی یک سوم چیزی را گویند. در اصطلاح به معنی یک سوم ترکه است که وصایای مالی موصی تا آن میزان بدون احتیاج به اذن و اجاره ورثه نافذ است.

ثمن یک هشتم از فروض ارث است و آن نصیب زوجه است، خواه یکی باشد خواه بیشتر. به شرطی که متوفی فرزندی داشته باشد، مالی که عوض مبیع در عقد بیع قرار گیرد.

ثمن شخصی ثمنی است که وجه نقد نبوده و عین معین باشد. مانند اسب معین یا گندم معین. در ثمن شخصی تمام مقررات راجع به مبیع معین جاری خواهد شد.

ثبت احوال به سازمانی اطلاق میگردد که ثبت وقایع چهارگانه (تولد، فوت، ازدواج، طلاق) اقدام میکند.

ثبت املاک ثبت ملک با تشریفات قانون ثبت در دفتر املاک و دادن سند مالکیت از روی آن صورت میابد.

ثبت انتقال ملک به معنی ثبت معامله عین یا منافع ملک در دفتر املاک عنوان گردیده است.

ثبت علامت منظور به ثبت رسانیدن علامت تجاری در دفتر اداره ی ثبت شرکت ها عنوان گردیده است.

ثبت عمومی به نوعی از ثبت اطلاق میگردد که در آن مالکان مجبور به ثبت ملک می شوند.

ثبت مؤسسات غیرتجاری یعنی ثبت مؤسسات در دفاتر ثبت شرکت ها بر طبق مقررات خاص انجام گیرد.

ثبت ملک یعنی ثبت ملک پس از اتمام عملیات مقدماتی ثبت در دفتر املاک را شامل می شود.

ثبوت در لغت به معنی تحقق و وجود معنی گشته و در اصطلاح حقوقی به مفهوم اشاره به وجود هر چیزی که در واقع وجود دارد با صرف نظر از علم و جهل به آن.

ثبوت شرعی به اثبات امری در نزد حاکم شرعی را ثبوت شرعی می گویند.

ثقه در اصطلاح حقی به شخصی قابل اطمینان باشد ثقه می گویند.

ثلث باقی مال غیر منقول موصی از ثلث ما ترک برای مصارف خیر معین میکند.

ثلث مؤبد مترادف ثلث باقی عنوان گردیده است.

ثمنیه به معنی هشت یک سهم زوجه در صورت بودن فرزند در بحث ارث زن، عنوان گشته است.

ثیب در اصطلاح فقهی در چند معنی به کار رفته است: اولا به معنی محصن بیان گردیده است، دوما زمانی که بکارت او به هر نحوی از بین رفته باشد.

ثیبوبه به معنی ثیب معنی شده است.

ج

جاعل در جعاله ملتزم را جاعل و طرف را عامل و اجرت را جعل می‌گویند. همچنین در قانون مجازات مرتکب جرم جعل را جاعل گویند.

جایفه جراحتی که با هر وسیله و از هر راه به درون بدن انسان برسد.

جرائم مشهود جرم در موارد زیر مشهود محسوب می‌شود: 1) جرمی که در مرئی و منظر ضابطین دادگستری واقع شده یا بلافاصله مأموران یاد شده در محل وقوع جرم حضور یافته یا آثار جرم را بلافاصله پس از وقوع مشاهده کنند. 2) در صورتی که دو نفر یا بیش‌تر که ناظر وقوع جرم بوده‌اند و یا مجنی علیه بلافاصله پس از وقوع جرم شخص معینی را مرتکب جرم معرفی نماید. 3) بلافاصله پس از وقوع جرم علائم و آثار واضحه یا اسباب و دلایل جرم در تصرف متهم یافت گردد یا تعلق اسباب و دلایل یاد شده به متهم محرز شود. 4) در صورتی که متهم بلافاصله پس از وقوع جرم قصد فرار داشته یا در حال فرار یا فوری پس از آن دستگیر شود. 5) در مواردی که صاحبخانه بلافاصله پس از وقوع جرم ورود مأمورین را به خانه خود تقاضا نماید. 6) وقتی که متهم ولگرد باشد.

جرم هر فعل یا ترک فعل که مطابق قانون قابل مجازات یا مستلزم اقدامات تأمینی و تربیتی باشد، جرم محسوب است و هیچ امری را نمی‌توان جرم دانست مگر آن‌که به موجب قانون برای آن مجازات یا اقدامات تأمینی یا تربیتی تعیین شده باشد.

جرم مطبوعاتی جرم مطبوعاتی عبارت است از: توهین و افترا به وسیله روزنامه یا مجله یا نشریه از لحاظ ارتباط با مقام یا شغل رسمی یا رویه اداری یا اجتماعی یا سیاسی به شخص یا اشخاص.

جزاهای تبعی جزاهای تبعی از قرار ذیل است: 1) محرومیت از حقوق مذکوره در ماده 15 محاکم جنحه می‌توانند مجرم را به علاوه مجازات اصلی که به موجب این قانون مقرر است به محرومیت از بعضی از حقوق مذکوره نیز محکوم کنند. 2) ممنوعیت از اقامت در محل مخصوص. 3) اقامت اجباری در محل مخصوص. محکومیت جنایی مستلزم محرومیت از تمام حقوق اجتماعی است.

جزای نقدی ثابت جزای نقدی مذکور در این قانون جانشین غرامت و مجازات نقدی و جریمه نقدی و سایر اصطلاحات و عباراتی می‌شود که در قوانین جزایی به این منظور به کار برده شده است. جزای نقدی ممکن است ثابت یا نسبی باشد. مبلغ یا حداقل و اکثر جزای نقدی ثابت در قانون تعیین می‌شود.

جزای نقدی نسبی جزای نقدی نسبی آن است که میزان آن براساس واحد یا مبنای خاص قانونی احتساب می‌گردد.

جعاله جعاله عبارت است از: التزام شخصی به ادا اجرت معلوم در مقابل عملی اعم از این که طرف معین باشد یا غیرمعین.

جعل در جعاله ملتزم را جاعل و طرف را عامل و اجرت را جعل می‌گویند.

جعل و تزویر جعل و تزویر عبارت‌اند از: ساختن نوشته یا سند یا ساختن مهر یا امضای اشخاص رسمی یا غیررسمی، خراشیدن یا تراشیدن یا قلم بردن یا الحاق یا محو یا اثبات یا سیاه کردن یا تقدیم یا تأخیر تاریخ سند نسبت به تاریخ حقیقی یا الصاق نوشته‌ای به نوشته دیگر، یا به کار بردن مهر دیگری بدون اجازه صاحب آن و نظایر این‌ها به قصد تقلب.

جمعدار جمعدار مأموری است که به موجب مقررات با موافقت ذی‌حساب به حکم وزارتخانه یا مؤسسه مربوط مسئولیت تحویل و تحول و نگاهداری وجوه و نقدینه‌ها و سپرده‌ها و اوراق بهادار و اموال وزارتخانه‌ یا مؤسسه کلاً یا بعضاً به عهده او واگذار می‌شود.

جمع درآمد منظور از جمع درآمد مذکور در این ماده عبارت است از: مانده درآمد ناشی از فعالیت‌های موضوع منابع مختلف مشمول مالیات پس از کسر زیان‌های حاصل از منابع غیرمعاف.

جنایت جنایت عبارت از جرمی است که جزای آن ترهیبی و ترذیلی با هم است یا فقط ترذیلی است.

جنحه جنحه عبارت از جرمی است که جزای آن موافق قانون مجازات تأدیبی است.

جد پدر پدر، پدر مادر، پدر بزرگ

جده مادر مادر، مادر پدر، مادر بزرگ

جزیه مالی است که در اسلام پیروان ادیان مورد قبول اسلام به رئیس حکومت اسلامی یا نائب وی می پردازند.

جریمه وجه نقد و یا مالی است که از مجرم بابت مجازات می گیرند.

جماله جماله التزام شخصی است برای پرداخت اجرت معلومی در مقابل عملی معلوم.

جواز در لغت به معنی اجازه نامه و پروانه تعبییر شده است، و در حقوق نیز صفت مشترک عقود و ایقاعاتی است که به صرف قصد یکی از طرفین قابلیت فسخ داشته باشد.

جهل به قانون بی اطلاعی به قانون منتشر شده که دارای ضمانت اجرا بوده و رافع مسئولیت نخواهد داشت، مگر در موارد خاص.

چ

چک چک نوشته‌ای است که به موجب آن صادر کننده وجوهی را که در نزد محال علیه دارد کلاً یا بعضاً مسترد یا به دیگری واگذار می‌نماید.

چک تأیید شده چکی است که اشخاص عهده بانک‌ها به حساب جاری خود صادر و توسط بانک محال علیه پرداخت وجه آن تأیید می‌شود.

چک تضمین شده چک تضمین شده، چکی است که توسط بانک به عهده همان بانک به درخواست مشتری صادر و پرداخت وجه آن توسط بانک تضمین می‌شود.

چک عادی چک عادی، چکی است که اشخاص عهده بانک‌ها به حساب جاری خود صادر و دارنده آن تضمینی جز اعتبار صادر کننده آن ندارد.

چک مسافرتی چک مسافرتی، چکی است که توسط بانک صادر و وجه آن در هر یک از شعب آن بانک یا توسط نمایندگان و کارگزاران آن پرداخت می‌گردد.

چک بسته چکی است که بر روی آن دو خط کشیده شده باشد و فقط صادر کننده میتواند آن چک را دریافت نماید.

چک بی محل چکی که صادر کننده آن وجه یا اعتباری نزد محال علیه چک نداشته باشد.

چک وعده دار چکی که صادر کننده برای وصول آن مدت تعیین کرده باشد.

چم در اصطلاح حقوقی حقوق زارعانه را چم گویند.

چوب زن حراج به شخصی اطلاق میشود که چوب حراج با اوست و عرضه ی حراج به عهده ی اوست و از طرف ادارات دولتی برای این امر گماشته می شود.

چهار زن در اصطلاح فقه به چهار زن از ازدواج دائمی که مرد میتواند اختیار کند اطلاق میگردد.

ح

حاجب در لغت به معنی مانع، حائل تعبیر شده است. در اصطلاح حقوقی به معنی مانع ارث، وارثی که مانع ارث بردن وارث دیگری می شود.

حبس نوعی از انواع عقود احسان است.

حبس مطلق در عقد حبس اگر حابس مدت تعیین نکرده باشد در این صورت حبس، مطلق است.

حجب منع کردن وارث از ارث به‌ واسطۀ وجود وارث دیگر، چنان‌که نوه با بودن فرزند ارث نمی‌برد.

حجر در لغت به معنی منع و بازداشت آمده و در اصطلاح حقوقی به معنی عدم صلاحیت در دارا شدن حق معین، عدم صلاحیت اعمال حق که شخصی آن دارا شده باشد.

حرام مؤبد ازدواجی که در عده شخص دیگری باشد.

حرمان در لغت به معنای بی نصیبی، بی روزی ماندن، بی بهره ماندن است.

حصص جمع حصه، بهره ها، برخه ها، پاره ها

حصه سهم، نصیب، بهره

حضانت دایگی، پرستاری، در دامن خود پروراندن. حضانت عبارت است از: نگهداری مادی و معنوی طفل به توسط کسانی که قانون مقرر کرده است.

حق ارتفاق حقی است برای شخص در ملک دیگری بواسطه مالکیت در ملک معین ایجاد می شود.

حق التولیه در وقف سهمی از منافع موقوفه که معمولا واقف برای حق الزحمه متولی قرار می دهد. ولو این که واقف و متولی یک نفر باشند.

حق العبور یکی از حقوق ارتفاق در ملک غیر به شمار می آید.

حق المجری حق ارتفاقی است که به موجب آن مالکی از ملک یا املاک دیگران حق جریان دادن آب یا لوله گاز و نفت یا فاضلاب داشته باشد.

حق سکنی حق انتفاع هرگاه به صورت سکونت منتفع در مسکون متعلق به غیر آن را سکنی و حق سکنی نامند. حق سکنی در عقد ازدواج عبارت است از: تفویض اختیار تعیین محل سکونت به زوجه.

حق شفعه هرگاه مال غیر منقول قابل قابل تقسیمی بین دو نفر مشترک باشد و یکی از دو شریک، حصه خود را به قصد بیع به شخص ثالثی منتقل کند، شریک دیگر حق دارد قیمتی را که مشتری داده است به او بدهد و حصه مبیعه را تملک کند. این حق را حق شفعه و صاحب آن را شفیع گویند.

حارصه خراش پوست بدون آن‌که خون جاری شود.

حال معذوریت حال معذوریت و آن وضع مستخدمی است که از مرخصی استعلاجی موضوع ماده 48 این قانون استفاده می‌کند.

حبس با اعمال شاقه اعمال شاقه محکومین به حبس با مشقت باید راجع به امور عام‌المنفعه باشد.

حبس تأدیبی حبس موقت با اعمال شاقه از سه سال کم‌تر و از پانزده سال بیش‌تر نخواهد بود. مدت حبس مجرد از دو تا ده سال است. مدت تبعید از سه سال کم‌تر و از پانزده سال بیش‌تر نخواهد بود. مدت حبس تأدیبی از هشت روز الی سه سال است.

حبس عادی مقصود از حبس تأدیبی که در سایر قوانین کیفری قید شده از لحاظ اجراء کیفر همان حبس عادی است که در این قانون مقرر شده است.

حبس مجرد حبس موقت با اعمال شاقه از سه سال کم‌تر و از پانزده سال بیش‌تر نخواهد بود. مدت حبس مجرد از دو تا ده سال است. مدت تبعید از سه سال کم‌تر و از پانزده سال بیش‌تر نخواهد بود. مدت حبس تأدیبی از هشت روز الی سه سال است.

حد حد، به مجازاتی گفته می‌شود که نوع و میزان و کیفیت آن در شرع تعیین شده است.

حداقل کار حداقل کار مناسب در یک رتبه از یک رشته معین عبارت است از: حداقل مبلغ کاری که در این رشته کار می‌‌توان به پیمانکار حائز این رتبه از این رشته ارجاع نمود.

حداقل مزد حداقل مزد بدون آن که مشخصات جسمی و روحی کارگران و ویژگی‌های کار محول شده را مورد توجه قرار دهد باید به اندازه‌ای باشد تا زندگی یک خانواده، که تعداد متوسط آن توسط مراجع رسمی اعلام می‌شود را تأمین نماید.

حدود مجازات‌هایی است که مقدار و کیفیت آن‌ها در شرع تعیین شده است.

حدود صنفی حداقل فاصله‌ای است بین دو محل کسب مشابه فرد یا افراد صنفی، با توجه به نوع فعالیت کسبی هر یک از آن‌ها.

حرز حرز عبارت است از: محل نگهداری مال به منظور حفظ از دستبرد.

حزب حزب، جمعیت، انجمن، سازمان سیاسی و امثال آن‌ها تشکیلاتی است که دارای مرامنامه و اساسنامه بوده و توسط یک گروه اشخاص حقیقی معتقد به آرمان‌ها و مشی سیاسی معین تأسیس شده و اهداف، برنامه‌ها و رفتار آن به صورتی به اصول اداره کشور و خط‌مشی کلی نظام جمهوری اسلامی ایران مربوط باشد.

حقابه حقابه عبارت از: حق مصرف آبی است که در دفاتر جزء جمع قدیم یا اسناد مالکیت یا حکم دادگاه یا مدارک قانونی دیگر قبل از تصویب این قانون برای ملک یا مالک آن تعیین شده باشد.

حق‌السعی کلیه دریافت‌های قانونی که کارگر به اعتبار قرارداد کار اعم از مزد یا حقوق کمک عائله‌مندی، هزینه مسکن، خواربار، ایاب و ذهاب، مزایای غیرنقدی، پاداش افزایش تولید، سود سالانه و نظایر آن‌ها دریافت می‌نماید را حق‌السعی می‌نامند.

حق‌العمل کار حق‌العمل کار در گمرک به شخصی (اعم از حقیقی یا حقوقی) اطلاق می‌شود که تشریفات گمرکی کالای متعلق به شخص دیگری را به وکالت از طرف آن شخص در گمرک انجام بدهد، کسانی که بدون داشتن کارت حق‌العمل کاری تشریفات گمرکی کالا را به وکالت انجام می‌دهند نمی‌توانند بیش از ده مرتبه در سال به این کار اقدام نمایند. مستخدمین تجارتخانه‌ها یا مستخدمین حق‌العملکاران که منحصراً کارهای آن تجارتخانه یا آن حق‌العمل کار را در گمرک انجام می‌دهند مشمول مقررات ماده 382 این آیین‌نامه خواهند بود.

حق‌ انتفاع حق انتفاع عبارت از: حقی است که به موجب آن شخص می‌تواند از مالی که عین آن ملک دیگری است یا مالک خاصی ندارد استفاده کند.

حق مرغوبیت هرگاه بر اثر عملیات شهرداری ملکی مشرف به خیابان و گذر شود یا ملکی که مشرف به خیابان و گذر بوده بر اثر توسعه مرغوب گردد و در نتیجه این مرغوبیت بیش از صدی ده افزایش بها حاصل کند این افزایش به وسیله کارشناس مطابق ماده 4 ارزیابی خواهد شد و مالک ملک نامبرده مکلف است، یک سوم افزایش حاصله را به شهرداری نقداً یا به ترتیب اقساط بپردازد و در صورت اخیر موعد پرداخت تمام اقساط از تاریخ قطعیت تا یک سال نباید تجاوز نماید.

حق واگذاری محل حق واگذاری محل از نظر این قانون عبارت است از: وجوهی که مالک یا مستأجر از بابت حق کسب و پیشه و یا حق تصرف محل و یا به لحاظ موقعیت تجاری ملک تحصیل می‌نماید. در مواردی که به جای دریافت پول امتیازاتی تحصیل شود درآمد مشمول مالیات از طریق برآورد ارزش حق واگذاری محل تشخیص داده خواهد شد.

حکم چنانچه رأی دادگاه راجع به ماهیت دعوا و قاطع آن به‌طور جزئی یا کلی باشد، حکم و در غیر این صورت قرار نامیده می‌شود.

حکم حضوری حکم دادگاه در محاکمات عادی در تمام موارد حضوری محسوب است، مگر در موردی که مدعی علیه هیچ جواب کتبی نداده باشد و در محاکمات اختصاری حکم دادگاه حضوری است مگر آن که مدعی علیه در هیچ یک از جلسات حاضر نشده باشد.

حکم رسمی حکم رسمی عبارت از: دستور کتبی مقامات صلاحیت دار وزارتخانه‌ها و مؤسسات دولتی در حدود قوانین و مقررات مربوط است.

حکم غیابی اگر مدعی علیه در جلسه دادرسی حاضر نشود اعم از این‌که در دادرسی عادی لایحه دفاعیه خود را داده یا نداده باشد، دادگاه به درخواست مدعی جلسه دادرسی را تجدید یا به قضیه رسیدگی کرده حکم می‌دهد و این حکم غیابی محسوب است. مگر این‌که مدعی علیه حق حضور خود را ساقط کرده باشد.

حکم قطعی احکام حضوری که در رسیدگی پژوهشی صادر می‌شود و همچنین احکامی که غیاباً صادر شده و در موعد مقرر دادخواست اعتراض نسبت به آن داده نشده باشد قطعی محسوب می‌شود.

حکم نهایی حکم نهایی عبارت از: حکمی است که به واسطه طی مراحل قانونی و یا به واسطه انقضا مدت اعتراض و استیناف و تمیز دعوایی که حکم در آن موضوع صادر شده از دعاوی مختومه محسوب شود.

حوزه استینافی حوزه استینافی عبارت است از: قسمتی از مملکت که در قلمرو یک محکمه استیناف واقع است و هر حوزه استینافی مشتمل است بر چند حوزه ابتدایی.

حوزه تمیز قوه قضاییه دیوان تمیز شامل کلیه محاکم عدلیه ایران است.

حوزه صلحیه حوزه صلحیه عبارت است از: قسمتی از خاک ایران که در قلمرو یک محکمه صلحیه واقع است.

حوزه قضایی حوزه قضایی عبارت است از: قلمرو یک بخش یا شهرستان که دادگاه در آن واقع است. تقسیم‌بندی حوزه قضایی به واحدهایی از قبیل مجتمع یا ناحیه، تغییری در صلاحیت عام دادگاه مستقر در آن نمی‌دهد.

حیازت مقصود از حیازت، تصرف و وضع ید است یا مهیا کردن وسایل تصرف و استیلا.

حیثیت جرم محکومیت به جزا ناشی از جرم است و جرم می‌تواند دو حیثیت داشته باشد. 1) حیثیت عمومی از جهتی که مخل نظم و حقوق عمومی است. 2) حیثیت خصوصی از آن جهت که راجع به تضرر شخص یا اشخاص یا هیأت معینی است. علی‌هذا جرمی که دارای دو حیثیت است موجب دو ادعای می‌شود ادعای عمومی برای حفظ حقوق عمومی و ادعای خصوصی برای مطالبه ضرر و زیان شخصی.

حقوق اساسی از شاخه‌های علم حقوق است که به ساختار حکومت و روابط دولت با شهروندان در آن مورد توجه قرار گرفته است.

حقوق ثابته حقوقی که تحت شرایط قانونی معینی به دست آمده و آن شرایط قانونی تغییر کرده است، اما با این حال آن حقوق معتبر شناخته شود.حقوق ثابته مترادف حقوق مکتسبه شناخته شده.

حقوق واجبه میت حقوقی که به عهده میت است و تا آن ها را از اموال به جا مانده پرداخت نکنند ترکه را به عنوان ارث میان وراث نمی توان تقسیم کرد.

حیازت مباحات یکی از اسباب تملک، تصرف در مال مباح، مانند شکار.

خ

خال دایی، خالو، برادر مادر.

خالات دایی ها، برادران مادر

خسارت مالی که باید از طرف کسی که باعث ایراد ضرر مالی به دیگری شده به متضرر داده شود.

خصاء به معنی اخته کردن، می باشد.

خلع ید رفع تصرف از متصرف غیر منقول به استناد حکم دادگاه یا سند رسمی و یا حکم قانون.

خمس یک پنجم، پنج یک هر چیز

خیار تسلط قانونی شخص در اصمحلال عقد.

خرده‌ فروشی عبارت است از: عرضه محصولات و تولیدات موضوع این آیین‌نامه به صورت جزئی در اندازه و میزان قابل عرضه به مصرف‌کنندگان می‌باشد.

خسارات دادرسی خسارات دادرسی عبارت است از: هزینه دادرسی و حق‌الوکاله وکیل و هزینه‌های دیگری که به طور مستقیم مربوط به دادرسی و برای اثبات دعوا یا دفاع لازم بوده است. از قبیل حق‌الزحمه کارشناسی و هزینه تحقیقات محلی.

خسارات مالی خسارت بدنی عبارت است از: خسارت ناشی از تلفات جانی و صدمات بدنی وارده به اشخاص. خسارت مالی عبارت است از: هر یک از خسارات دیگری که در بند 1 ماده مربوطه ذکر شده است.

خیار تأخیر ثمن هرگاه مبیع عین خارجی یا در حکم آن بوده و برای تأدیه ثمن یا تسلیم مبیع بین متبایعین اجلی معین نشده باشد، اگر سه روز از تاریخ بیع بگذرد و در این مدت نه بایع مبیع را تسلیم مشتری نماید و نه مشتری تمام ثمن را به بایع بدهد بایع مختار در فسخ معامله می‌شود.

خیار تبعض صفقه خیار تبعض صفقه وقتی حاصل می‌شود که عقد بیع نسبت به بعض مبیع به جهتی از جهات باطل باشد. در این صورت مشتری حق خواهد داشت بیع را فسخ نماید یا به نسبت قسمتی که بیع واقع شده است قبول کند و نسبت به قسمتی که بیع باطل بوده است ثمن را استرداد کند.

خیار تدلیس تدلیس عبارت است از: عملیاتی که موجب فریب طرف معامله شود.

خیار حیوان اگر مبیع حیوان باشد، مشتری تا سه روز از حین عقد اختیار فسخ معامله را دارد.

خیار رویت هرگاه کسی مالی را ندیده و آن را فقط به وصف بخرد بعد از دیدن اگر دارای اوصافی ‌که ذکر شده است نباشد، مختار می‌شود که بیع را فسخ کند یا به همان نحو که هست قبول نماید.

خیار شرط در عقد بیع ممکن است شرط شود که در مدت معین برای بایع یا مشتری یا هر دو یا شخص خارجی اختیار فسخ معامله باشد.

خیار عیب اگر بعد از معامله ظاهر شود که مبیع معیوب بوده مشتری مختار است در قبول مبیع معیوب یا اخذ ارش یا فسخ معامله.

خیار غبن هر یک از دو طرف معامله که بی انصافی کند یا زیانی را به دیگری تحمیل کند (غبن فاحش داشته باشد) طرف دیگر بعد از آگاهی از آن می تواند معامله را فسخ کند.

خیار فسخ اصطلاح تفصیلی واژه ی خیار و به معنی تسلط قانونی شخص به اصمحلال و فسخ معامله است.

خیار مجلس در عقد بیع طرفین تا زمانی که مجلس عقد را ترک نکرده اند اختیار فسخ معامله را خواهند داشت. مجلس عقد تا زمانی که طرفین متفرقه نداشته اند و یا مکان را ترک نکرده اند پا بر جا خواهد بود.

د

دائن کسی که تعهدی به نفع او بر ذمه شخص دیگری مشغول است.

دادخواست شکایتی است که به مراجع قضایی به طور کتبی و شفاهی عرضه می شود. دادخواست وسیله رسمی احقاق حق است که از طریق مراجعه به دادگاه‌ها صورت می‌گیرد.

دادخواه کسی که طرح دعوی می کند و تظلم می کند همان مدعی است.

دادرسی محاکمه و یا دادرسی، جریان رسیدگی در دادگاه است که با توجه به نوع پرونده میتواند در دادگاه حقوقی باشد یا دادگاه کیفری.

دارایی عبارتست از: کلیه اموال و حقوقی که دارای ارزش پولی باشند. در اصطلاحاً حقوقی بی مجموع مطالبات، اموال و دیون گفته می شود.

دانگ یک شیشم از مال غیر منقول را دانگ گویند.

دایر زمینی است که تحت کشت یا بنیاد و مانند آنها باشد.

دستمزد به معنای اجرت و مزد کار آمده به پولی اطلاق میشود که در ازای کار بدنی به کسی بدهند. که عموما به صورت غیر مستمر انجام می شود.

دلال شخصی که با دریافت حق معینی (پورسانت) واسطه بین خریدار و فروشنده است.

دیان بستانکاران، غرما

دین تعهدی که بر ذمه شخصی به نفع کسی وجود دارد.

دین موجل دینی که در موعد معینی قابل مطالبه و پرداخت است.

دیه وجه نقدی که به عنوان مجازات در چهار چوب قانون مجازات تعیین میگردد. دیه، مالی است که از طرف شارع برای جنایت تعیین شده است.

دادگاه‌های عمومی دادگاه‌های عمومی به ترتیب مقرر در این قانون به دعاوی حقوقی و جزایی و امور حسبی رسیدگی می‌کنند.

دادنامه در ظرف پنج روز از تاریخ صدور حکم یا قراری که مستقلاً قابل شکایت است، پاکنویس آن باید تهیه شده و به امضا دادرس دادگاه و مدیر دفتر برسد این پاکنویس دادنامه خوانده می‌شود.

دارنده چک دارنده چک اعم است از کسی که چک در وجه او صادر گردیده یا به نام او پشت‌نویسی شده یا حامل چک (در مورد چک‌های در وجه حامل) یا قائم‌مقام قانونی آنان.

داروهای ژنریک عنوان داروهای ژنریک به داروهایی اطلاق می‌شود که با نام شیمیایی یا عمومی (غیراختصاصی) که توسط وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی تأیید می‌گردد، نامیده می‌شود.

دامغه جراحتی که کیسه مغز را پاره کند.

دامیه خراشی که از پوست بگذرد و مقدار اندکی وارد گوشت شود همراه با جریان خون باشد کم یا زیاد.

دعوی طاری هر دعوی که در اثنای رسیدگی به دعوی دیگری از طرف مدعی یا مدعی‌علیه یا شخص ثالثی یا از طرف متداعیین اصلی بر ثالث اقامه شود، دعوی طاری نامیده می‌شود و این دعوی اگر با دعوی اصلی ناشی از یک منشأ باشد یا با دعوی اصلی ارتباط کامل داشته باشد، در دادگاهی اقامه می‌شود که دعوی اصلی در آن‌جا اقامه شده است. مگر این‌که دعوی طاری از صلاحیت ذاتی دادگاه خارج باشد در این صورت اگر رسیدگی به دعوی اصلی متوقف به رسیدگی به دعوی طاری باشد دعوی اصلی موقوف می‌ماند تا دعوی طاری در دادگاهی که صلاحیت رسیدگی به آن را دارد خاتمه پذیرد.

دعوی متقابل خوانده می‌تواند در مقابل ادعای خواهان، اقامه دعوا نماید. چنین دعوایی در صورتی که با دعوای اصلی ناشی از یک منشأ بوده یا ارتباط کامل داشته باشد، دعوای متقابل نامیده شده و توأماً رسیدگی می‌شود و چنان‌چه دعوای متقابل نباشد، در دادگاه صالح به طور جداگانه رسیدگی خواهد شد. بین دو دعوا وقتی ارتباط کامل موجود است که اتخاذ تصمیم در هر یک مؤثر در دیگری باشد.

دفاتر مباشرت ثبت دفاتر مباشرت ثبت از قرار تفصیل ذیل است: 1) دو دفتر برای ثبت اسناد به طوری که قانون معین می‌کند، یکی برای معاملات راجعه به اموال غیرمنقوله و دیگری برای سایر معاملات. 2) دو دفتر فهرست که در آن مباشر ثبت مفاد اسناد ثبت شده و تصدیقات خود را با قید سجلات و امضاها و همچنین کلیه اقداماتی را که موافق وظایف خود به عمل می‌آورد نسختین می‌نویسد (به‌طور اختصار فهرست می‌کند). 3) دفتر نماینده عمومی که به ترتیب حروف تهجی برای کلیه اسنادی که در نزد مباشر ثبت یا تصدیق شده ترتیب می‌شود. 4) دفتر صورت اسنادی که در مباشرت ثبت تودیع می‌شود. 5) دفتر صورت اشخاصی که ورشکسته و یا در تحت قیومیت یا ولایت شرعی اعلان شده‌اند. 6) دفتر عایدات.

دفترخانه اسناد رسمی دفترخانه اسناد رسمی واحد وابسته به وزارت دادگستری است و برای تنظیم و ثبت اسناد رسمی طبق قوانین و مقررات مربوط تشکیل می‌شود. سازمان و وظایف دفترخانه تابع قوانین و نظامات راجع به آن است.

دفتر دارایی دفتر دارایی دفتری است که تاجر باید هر سال صورت جامعی از کلیه دارایی منقول و غیرمنقول و دیون و مطالبات سال گذشته خود را به ریز ترتیب داده در آن دفتر ثبت و امضا نماید و این کار باید تا پانزدهم فروردین سال بعد انجام پذیرد.

دفتر روزنامه دفتر روزنامه دفتری است که تاجر باید همه روزه مطالبات و دیون و داد و ستد تجارتی و معاملات راجع به اوراق تجارتی (از قبیل خرید و فروش و ظهرنویسی) و به طور کلی جمیع واردات و صادرات تجارتی خود را به هر اسم و رسمی که باشد و وجوهی را که برای مخارج شخصی خود برداشت می‌کند در آن دفتر ثبت نماید.

دفتر کپیه دفتر کپیه دفتری است که تاجر باید کلیه مراسلات و مخابرات و صورتحساب‌های صادره خود را در آن به ترتیب تاریخ ثبت نماید.

دفتر کل دفتر کل دفتری است که تاجر باید کلیه معاملات را لااقل هفته‌ای یک مرتبه از دفتر روزنامه استخراج و انواع مختلفه آن را تشخیص و جدا کرده هر نوعی را در صفحه مخصوصی در آن دفتر به طور خلاصه ثبت کند.

دفتر گواهی امضا دفتر گواهی امضا دفتری است که منحصراً مخصوص تصدیق امضا ذیل نوشته‌های عادی است و نوشته تصدیق امضا شده با توجه به ماده 375 آیین دادرسی مدنی مسلم‌الصدور شناخته می‌شود. وزارت دادگستری آیین‌نامه لازم را برای گواهی امضا تهیه و تصویب خواهد کرد.

دفتر یار دفتر یار کسی است که سمت معاونت دفترخانه را دارا است و برحسب پیشنهاد سردفتر و تصویب وزارت عدلیه انتخاب می‌گردد. وظایف دفتریاران به موجب نظامنامه وزارت عدلیه معین خواهد شد.

دفتر یار اول هر دفترخانه علاوه بر یک دفتریار که سمت معاونت دفترخانه و نمایندگی سازمان ثبت را دارا است و دفتریار اول نامیده می‌شود می‌تواند یک دفتریار دوم نیز داشته باشد. دفتریار به پیشنهاد سردفتر و به موجب ابلاغ سازمان ثبت اسناد و املاک کشور برابر مقررات این قانون منصوب می‌شود.

دفینه دفینه مالی است که در زمین یا بنایی دفن شده و برحسب اتفاق و تصادف پیدا می‌شود.

دوایر محلیه در ایالات و ولایات و بلوکات برای ترتیب و تنظیم کلیه امور علاوه بر انجمن ایالتی و ولایتی و بلدی که مطابق نظامنامه انجمن‌های مذکوره تکالیف‌شان معین است، دوایری تشکیل می‌شود که به دوایر محلیه موسوم خواهد بود.

دهات خرده مالک دهات خرده مالک عبارت از: دهاتی هستند که مشمول پرداخت مالیات مزروعی نمی‌باشند.

دیات دیات، جزای مالی است که از طرف شارع برای جرم تعیین شده است.

دیوان ‌عالی تمیز دیوان‌عالی تمیز دارای دو شعبه و لدی الاقتضا سه شعبه است. هر شعبه مرکب از یک رئیس و سه مستشار که یک نفر از آن‌ها به نوبت به تعیین رئیس شعبه عضو ممیز شده و هیأت محکمه مرکب از سه نفر خواهد بود. رئیس شعبه اول سمت ریاست کل دیوان تمیز را خواهد داشت.

دیوان جنایی به اموری که مطابق قانون مجازات عمومی جنایت تشخیص داده شده در محکمه استیناف رسیدگی خواهد شد، محکمه استیناف در این موقع دیوان جنایی نامیده شده و مرکب از 5 نفر خواهد بود، رئیس و اعضا محکمه یا شعبه استینافی که به امور جزایی رسیدگی می‌نماید به علاوه دو نفر از بین اعضا سایر شعب و اعضا علی‌البدل استیناف و حکام بدایت به دعوت رئیس استیناف محکمه جنایی را تشکیل می‌دهند.

دیوان‌ عالی کشور دیوان ‌عالی کشور به منظور نظارت بر اجرای صحیح قوانین در محاکم و ایجاد وحدت رویه قضایی و انجام مسئولیت‌هایی که طبق قانون به آن محول می‌شود. براساس ضوابطی که رئیس قوه قضاییه تعیین می‌کند، تشکیل می‌گردد.

دیوان عدالت اداری به منظور رسیدگی به شکایات، تظلمات و اعتراضات مردم نسبت به مأمورین یا واحدها یا آیین‌نامه‌های دولتی و احقاق حقوق آن‌ها، دیوانی به نام دیوان عدالت اداری زیر نظر رئیس قوه قضاییه تأسیس می‌گردد. حدود اختیارات و نحوه عمل این دیوان را قانون تعیین می‌کند.

دیون بلامحل عبارت است از: بدهی‌های قابل پرداخت سنوات گذشته که در بودجه مربوط اعتباری برای آن‌ها منظور نشده یا زاید بر اعتبار مصوب و در هر دو صورت به یکی از طرق زیر بدون اختیار دستگاه ایجاد شده باشد: الف) احکام قطعی صادره از طرف مراجع صالحه. ب) انواع بدهی به وزارتخانه‌ها و مؤسسات دولتی و شرکت‌های دولتی ناشی از خدمات انجام شده مانند حق اشتراک برق آب، هزینه‌های مخابراتی، پست و هزینه‌های مشابه که خارج از اختیار دستگاه اجرایی ایجاد شده باشد. ج) سایر بدهی‌هایی که خارج از اختیار دستگاه ایجاد شده باشد. انواع دیون بلامحل موضوع این بند از طرف وزارت امور اقتصادی و دارایی تعیین و اعلام خواهد شد.

دیون محقق مقصود از دیون محقق بدهی‌هایی است که بر طبق مدارک قانونی عرفاً قابل پرداخت باشد.

ذ

ذمه در لغت به معنی عهد، تقبل، ضمان و عهده آمده است. و در حقوق، حق شخصی است که به عهده دیگری قرار دارد.

ذیحساب ذیحساب مأموری است که به موجب حکم وزارت امور اقتصادی و دارایی از بین مستخدمان رسمی واجد صلاحیت به منظور اعمال نظارت و تأمین هماهنگی لازم در اجـرای مقـررات مالـی و محـاسـباتـی در وزارتخانه‌ها و مؤسسات و شرکت‌های دولتی و دستگاه‌های اجرایی محلی و مؤسسات و نهادهای عمومی غیردولتی به این سمت منصوب می‌شود و انجام سایر وظایف مشروحه مربوطه را به عهده خواهد داشت.

ذینفع (در چک) ذینفع در مورد این ماده کسی است که چک به نام او صادر یا ظهرنویسی شده یا چک به او واگذار گردیده باشد (یا چک در وجه حامل به او واگذار گردیده). در موردی که ذینفع دستور عدم پرداخت می‌دهد بانک مکلف است وجه چک را تا تعیین تکلیف آن در مرجع رسیدگی یا انصراف دستور دهنده در حساب مسدودی نگهداری نماید.

ذاتی در اصطلاح فقهی هر ماهیت مرکبی دارای اجزای است که از آن اجزاء تشکیل میشود و هریک از آن اجزا را ذاتی آن ماهیت می گویند.

ذکر عام و اراده خاص لغتی که هم معنای عام داشته ولی معنای اخص آن مورد نظر باشد.

ذمام در اصطلاح فقهی به نوع خاصی از امان اطلاق میگردد که مسلمانان در موقع جهاد به به دشمن میدادند.

ذمه مؤبد در اصطلاح فقهی به عقد ذمه گویند.

ذمی در اصطلاح فقهی به طور خلاصه به کافر ذمی گویند.

ذنب به عملی اطلاق میگردد که در قانون برای آن کیفر تعیین شده است.

ذوالخیار به کسی اطلاق میگردد که در معامله خیار به نفع او مقرر شده باشد، خواه یکی از طرفین باشد خواه ثالث.

ذو المقدمه در اصطلاح فقهی به چیزی که دارای مقدمه باشد و در اصطلاح حقوقی به مطلبی قانونی اطلاق میگردد که تحقق آن منوط به تحقق مقدمه ای است.

ذوالید در اصطلاح فقهی به شخصی اطلاق میگردد که مالی را تحت تصرف دارد.

ر

رابطه حقوقی بستگی حقوقی دو یا چند شخص و نیز بستگی حقوقی شخص با اشیاء و اموال و حقوق و منافع را گویند.

راشی رشوه دهنده، کسی که برای اقدام به امری با امتناع از انجام امری که از وظایف ماموران و مستخدمان دولت است وجه یا مالی بدهد.

راهن در لغت به معنی رهن دهنده است. عقد رهن عقدی است که به موجب آن مدیون مالی را برای وثیقه به داین می‌دهد. رهن‌دهنده را راهن و طرف دیگر را مرتهن می‌گویند.

ربح در لغت به معنی ربح، بهره، سود و یا نزول استعمال می شود.

ربع در لغت به معنی اقامتگاه موقتی خانه، سرا، محل، مکان، منزل است و در اصطلاح حقوقی یک چهارم، چهار یک عنوان گردیده.

رسمی در لغت عرفی، قانونی عنوان گردیده و اصطلاحاً عمل رسمی عملی است که منسوب به دولت است.

رشوه دادن مالی است به مامور رسمی یا غیر رسمی دولتی به منظور انجام کاری به جهت احقاق حق یا پیشبرد باطل یا چاپلوسی یا دستیابى به خواسته خود در کارهای اداری یا قضایی که در چهارچوب قانون نباشد. مترادف ارتشاء.

رشید در لغت به معنای بالغ، عاقل، کبیر، بلندبالا، بلند قامت عنوان شده و در اصطلاح حقوقی کسی که دارای وصف رشد است، در مقابل غیر رشید یا سفیه استعمال می شود هر رشیدی عاقل است ولی هر عاقلی رشید نیست.

رجعیه به زنی اطلاق میگردد که به طلاق رجعی مطلقه شده است.

رجوع در لغت به معنای مراجعه کردن و برگشتن به حالت قبلی به کار رفته است. اصطلاح حقوقی، انصراف، برگشتن، برگشت به حالت قبل از عقد معین یا قبل از ایقاع معین. در این صورت مرادف معنی فسخ است.

رخوه در لغت به معنای سستی و نرمی معنی گشته است.

رقبه در لغت به معنی جمع رقاب، گردن معنی شده همچنین به ملک و زمینی اطلاق شده که به کسی داده می شود تا عمر دارد از آن بهره مند گردد. در اصطلاح حقوقی نیز عنوان املاک غیر منقول است.

رد در ارث مقابل فرض و قرابت عنوان گردیده، یعنی از ترکه میت هر صاحب فرض حصه خود را می برد و بقیه به صاحبان قرابت می رسد و اگر صاحب قرابتی در آن طبقه با صاحب فرض در درجه مساوی نباشد باقی به صاحب رد میگردد.

رهن فک در باب رهن خروج مال مورد رهن از حالت وثیقه بودن عنوان گردیده است.

رأی دادگاه رأی دادگاه پس از انشاء لفظی باید نوشته شده و به امضای دادرس یا دادرسان برسد و نکات زیر در آن رعایت گردد: 1) تاریخ صدور رأی. 2) مشخصات اصحاب دعوا یا وکیل یا نمایندگان قانونی آنان با قید اقامتگاه. 3) موضوع دعوا و درخواست طرفین. 4) جهات، دلایل، مستندات، اصول و مواد قانونی که رأی بر اساس آن‌ها صادر شده است. 5) مشخصات و سمت دادرس یا دادرسان دادگاه.

رأی ساکت رأی ساکت آن است که در باب تصدیق و عدم آن ساکت است.

رأی قطعی آرای دادگاه‌ها قطعی است مگر در موارد مقرر در باب چهارم این قانون یا در مواردی که به موجب سایر قوانین قابل نقض یا تجدیدنظر باشند.

رأی مثبت رأی مثبت آن است که تصدیق مجلس را نسبت به اظهارات هیأت وزرا بیان نماید.

رأی منفی رأی منفی به عکس متضمن عدم تصدیق مجلس نسبت به وزرا است.

ربا هر نوع توافق بین دو یا چند نفر تحت هر قراردادی از قبیل بیع، قرض، صلح و امثال آن جنسی را با شرط اضافه با همان جنس مکیل و موزون معامله نماید و یا زاید بر مبلغ پرداختی، دریافت نماید، ربا محسوب و جرم شناخته می‌شود.

ربای قرضی ربای قرضی و آن بهره‌ای است که طبق شرط یا بنا و روال مقرض از مقترض دریافت نماید.

ربای معاملی ربای معاملی و آن زیاده‌ای است که یکی از طرفین معامله زاید بر عوض یا معوض از طرف دیگر دریافت کند به شرطی که عوضین مکیل یا موزون و عرفاً یا شرعاً از جنس واحد باشد.

رسالت مطبوعات رسالتی که مطبوعات در نظام جمهوری اسلامی بر عهده دارد عبارت است از: الف) روشن ساختن افکار عمومی و بالا بردن سطح معلومات و دانش مردم در یک یا چند زمینه مورد اشاره در ماده 1. ب) پیشبرد اهدافی که در قانون اساسی جمهوری اسلامی بیان شده است. ج) تلاش برای نفی مرزبندی‌های کاذب و تفرقه‌انگیز و قرار ندادن اقشار مختلف جامعه در مقابل یکدیگر، مانند دسته‌بندی مردم براساس نژاد، زبان، رسوم، سنن محلی و ... د) مبارزه با مظاهر فرهنگ استعماری (اسراف، تبذیر، لغو، تجمل‌پرستی، اشاعه فحشا و ...) و ترویج و تبلیغ فرهنگ اصیل اسلامی و گسترش فضایل اخلاقی. هـ) حفظ و تحکیم سیاست نه شرقی و نه غربی.

رسته در سپاه رسته در سپاه پاسداران عبارت است از: مجموعه رشته‌های شغلی که از نظر تخصص یا نوع آموزش وابستگی و ارتباط نزدیک داشته باشند.

رسته رسته عبارت از: مجموع رشته‌های مشاغلی است که از لحاظ نوع کار و حرفه و رشته تحصیلی و تجربی وابستگی نزدیک داشته باشد.

رسیدگی فرجامی رسیدگی فرجامی عبارت است از: تشخیص انطباق یا عدم انطباق رأی مورد درخواست فرجامی با موازین شرعی و مقررات قانونی.

رقابت مکارانه رقابت مکارانه عبارت است از: این‌که تاجری برای انصراف مردم از خرید یا استعمال متاعی مشابه متاع خود به وسیله اسباب چینی یا نسبت‌های کذب یا به طور کلی به هر وسیله متقلبانه دیگر متوسل شده و به طور مستقیم یا غیرمستقیم تلویحاً یا تصریحاً در صدد معیوب یا نامرغوب جلوه دادن آن متاع برآید.

رقبی رقبی حق انتفاعی است که از طرف مالک برای مدت معینی برقرار می‌گردد.

رئیس ‌خانوار رئیس‌ خانوار، کسی است که متکفل معاش خانوار است.

ز

زیان در لغت به معنی نقصان، خسارت ضرر معنی گشته و در اصطلاح حقوقی به معنی ضرر به کار می رود.

زیان دیر کرد در اصطلاح حقوقی به معنی خسارت تاخیر تادیه عنوان گردیده است.

زمان اضطرار زمان اضطرار از لحاظ این قانون و مقررات سازمان دفاع غیرنظامی عبارت از: وضعی است که تمامیت ارضی کشور، امنیت ملی یا زندگی عادی مردم در اثر اقدامات عناصر ضدملی داخلی یا دشمنان خارجی یا حوادث و سوانح غیرمترقبه طبیعی و بروز آفات به مخاطره افتد که در این حالت بنا بر ضرورت در یک یا چند منطقه یا سراسر کشور با تصویب هیأت وزیران و صدور فرمان همایونی زمان اضطرار اعلام می‌گردد.

زمین بایر زمینی است که در آن عملیات زراعی انجام نگرفته باشد.

زمین خالصه مقصود از آب و زمین خالصه که در مورد فوق ذکر شده است آب و زمینی است که در تصرف دولت باشد و خالصجات انتقالی را که در حکم املاک اربابی است و همچنین طاحونه‌هایی را که با آب نهرهای اربابی منشقه از رودخانه‌ها کار می‌کند شامل نمی‌شود.

زمین دیم زمینی است که زراعت آن از آب باران یا سیلاب مشروب می‌شود.

زمین رها شده زمین رها شده زمین مسبوق به احیایی است که مالک از آن اعراض کند.

زمین موات زمین موات از نظر این قانون زمینی است که تعطیل مانده و عمران و آبادی در آن به عمل نیامده باشد.

زمین‌های دولت منظور از زمین‌های متعلق به دولت، یاد شده در ماده 13 قانون، کلیه زمین‌هایی است که به نام دولت دارای سند بوده یا در جریان ثبت به نام دولت است. همچنین کلیه زمین‌های ملی شده و مواتی که طبق قوانین مصوب و آرای کمیسیون‌های مربوط، متعلق به وزارت مسکن و شهرسازی است، اعم از این‌که به نام دولت ثبت شده یا نشده باشد، نمایندگی دولت در مورد زمین‌های مزبور با سازمان زمین شهری یا دستگاهی است که وزارت مسکن و شهرسازی به آن تفویض اختیار می‌کند.

زنا زنا عبارت است از: جماع مرد با زنی که بر او ذاتاً حرام است. گرچه در دبر باشد، در غیر موارد وطی به شبهه.

زارع در قانون اصطلاحات ارضی، زارع به کسی اطلاق میگردد که مالک زمین نیست ولی با عوامل زراعتی و به کمک افرادی در زمینی که متعلق به مالک زمین است به عمل زراعت مشغول است و مقداری از محصول را به صورت نقدی و یا غیر نقدی در اختیار مالک قرار میدهد.

زانی به مردی که مرتکب جرم زنا شده، اطلاق میگردد.

زانیه به زنی که مرتکب به جرم زنا شده، اطلاق میگردد.

زایچه مترادف ورقه ی ولادت بیان گردیده که هنگام ولادت کودک نوشته می شود و اداره آمار از روی آن ورقه شناسنامه تهیه میکند.

زراعت در لغت به معنی بذرافشاندن است که مختص به غلات نمی باشد و در مفهوم عام نیز به کار میرود.

زقاق به کوچه تنگ اطلاق میگردد، خواه بن بست باشد یا نه. همچنین در معنی سکه نیز استعمال میگردد.

زق زار به زمین موات اطلاق میگردد که آب هرزه ترشح میکند و احیا آن به زه کشی و برانداختن آب هرزه آن است.

زکات حقی است قانونی که به شرط نصاب باید صاحب مال آنرا بپردازد که به مصرف نیازمندان و فقراء و مستحقان و همچنین عام المنفعه میرسد.

زمین بیاض زمینی است که دارای مشخصات خاصی همچون ملک بودن، مشغول نبودن به زراعت، باشد.

زن حائل در اصطلاح فقهی به زنی که حامل نباشد اطلاق میگردد.

زن دائم به زنی اطلاق میگردد که به عقد ازدواج دائم کسی در آمده باشد. در گویش عامه زن عقدی عنوان دارد.

زن صیغه به زنی اطلاق میگردد که به عقد ازدواج منقطع کسی در آمده باشد. نکاح وقتی منقطع است که برای مدت معینی واقع شده باشد.

زن متعه مترادف زن صیغه می باشد.

زنای غیر محصنه زنایی که بین زن و مردی صورت بگیرد که محصن و محصنه نباشند.

زنای محصنه به زنایی که بین زن محصنه و مرد محصن صورت میابد.

زناشوئی در اصطلاح به معنی نکاح عنوان گردیده است.

زوج در اصطلاح حقوقی به معنی مردی است که زنی در عقد او باشد.

زوجه به زنی اطلاق میگردد که به نکاح مردی در آمده باشد.

زوجه غیر مدخوله زوجه ای که بعد از عقد ازدواج هنوز شوهر عمل دخول را انجام نداده باشد.

زوجه مدخوله زنی که پس از عقد ازدواج شوهر با او عمل دخول را انجام داده باشد.

زوجین به زن و مردی اطلاق میگردد که بین آنها رابطه ی زناشویی وجود داشته باشد.

زیاده به مالی اطلاق میگردد که عین باشد و دراری خصوصیات زیر ذیل باشد: 1) عین باشد. 2) عین ممکن است ناشی از طبع مال و یا افزودن چیزی از خارج باشد. 3) در مورد 2 باید نسبت به آن رابطه ی عرضی داشته باشد و موجب تغییر ماهیت آن نشود.

زیادی به افزایش مال خواه به صورت خود به خود و خواه به فعل غیر زیادی گویند.

زیادی حکمی زمانی که بر قیمت مالی بر اثر تصرف در عین مال افزوده شود، بدون اینکه عرفا چیزی بر عین اضافه شود، زیادی حکمی گویند.

زیادی عینی هرگاه متصرف در مال معینی در حین تصرف چیزی بیافزاید این زیادی را زیادی عینی می گویند.

زیف در اصطلاح فقهی به درهمی اطلاق میشود که در آن مس به کار رفته است.

ژ

ژاندارم ترتیب درجات در ژاندارمری مانند درجات نیروی زمینی خواهد بود به استثناء سـرباز و سرباز یکم که در ژاندارمری ژاندارم و ژاندارم یکم نامیده می‌شوند.

ژران دافر در اصطلاحات حقوق مدنی فرانسه به کسی اطلاق میگردد که از طرف غیر و بحساب او و بدون اخذ نیابت و نمایندگی از او کاری انجام دهد.

ژنوسید اعمالی که برای نابودی تمام یا قسمتی از گروه ملی و قومی یا قسمتی از گروه ملی و قومی و نژادی و یا مذهبی ارتکاب شوند.

ژوره به عضو هیأت منصفه ژوره گویند.

ژوری گروهی از اشخاص غیر رسمی که در رسیدگی به برخی از بزه ها تحت شرایط خاصی با قضات دادگاه ها همکاری می کنند و سؤالات مخصوصی قضات از آنها می پرسد. مانند: آیا متهم مجرم است یا خیر ؟

ژوریسپرودانس در اصطلاح حقوقی به معنی تفسیر قانون به وسیله ی دادگاه عنوان میگردد.

س

سازش در لغت به معنی سازگاری و سازندگی و توافق معنی شده و در اصطلاح حقوقی به معنی تراضی طرفین دعوی بر فیصله و پایان نزاع معین در دادگاه و با دخالت دادرس عنوان گردیده است.

سب در لغت به معنای دشنام دادن و لعن و نفرین آمده و در فقه از جرایم ضد شرع است و عبارت است از ناسزا گفتن.

سبب در لغت به معنای وسیله، علت و جهت معنی گشته و در اصطلاح حقوقی رابطه ی خویشاوندی است بین دو نفر که بر اثر رابطه زناشویی به وجود می آید.

سبب اقوی در سبب به معنی علت و باعث، دو نفر در اتلاف مال شخص ثالثی دخالت دارند که یکی مباشر است دیگری را سبب گویند. مثلا شخصی دیگری را با استفاده از اکراه و تهدید واداره به تخریب دیوار شخص ثالثی وادار مینماید آن که تخریب کرده است مباشر است و دیگری سبب. در خصوص سبب وجود اکراه، سبب اقوی از مباشر عنوان گردیده است.

سبب مملک در حقوق سببی است که موجب تملک شخصی گردد. مانند عقد بیع و وصیت و حیازت مباحات موجب تملک شخص میگردند.

سرقت سرقت عبارت است از: ربودن مال متعلق به غیر است. منظور ربودن مال و اشیاء منقول غیر بدون رضای او و بدون توجیه قانون و حق.

سرقت ادبی سرقت ادبی عبارت است از: نسبت دادن عمدی تمام یا بخش قابل توجهی از آثار و نوشته‌های دیگران به خود یا غیر ولو به صورت ترجمه.

سرقفلی هرگاه مالک‌، ملک تجاری خود را به اجاره واگذار نماید، می‌تواند مبلغی را تحت عنوان سرقفلی از مستاجر دریافت نماید. همچنین مستاجر می‌تواند در اثنا مدت اجاره برای واگذاری حق‌خود مبلغی را از موجر یا مستاجر دیگر به عنوان سرقفلی دریافت‌ کند، مگر آن‌ که در ضمن عقد اجاره حق انتقال به غیر از وی سلب‌شده باشد. (ماده 6 قانون مؤجر و مستأجر مصوب 76) و منظور پولی است که مستاجر ثانی به مستاجر سابق در موقع انتقال اجاره بلاعوض می دهد و هم چنین مستاجر اول به موجر مالک می پردازد.

سمحاق جراحتی که تمام گوشت را فرا گرفته و به پوست نازک روی استخوان برسد.

سدس یک ششم، شش یک از چیزی را گویند.

سفته یا فته طلب سند تجاری است که به موجب آن امضاء کننده تعهد می کند در موعد معین یا عندالمطالبه در وجه حامل یا شخص معین و یا به حواله کرد آن شخص مبلغی را پرداخت نماید.

سفیه در لغت به معنی نادان و بی‌خرد است. در اصطلاح حقوقی کسی است که تصرفات او در اموال و حقوق مالی خود عقلائی نباشد.

سفک دماء ریختن آب، خون و مانند آن خونریزی است و در فقه به معنی خونریزی، کشتار و قتل عام معنی شده است.

سفه صفت شخص بالغی است که تصرفات او در اموال و حقوق خویش فاقد جنبه عقلانی باشد، عدم رشد.

سکنی در لغت به معنای جای اقامت و مسکن بیان شده و در اصطلاح حقوقی هر گاه حق انتفاعی به صورت سکونت در مسکن متعلق به غیر باشد آن را سکنی عنوان کرده اند.

سلطه در لغت به معنای چیرگی و فرمانروایی است و در اصطلاح حقوقی عبارت است از: اختیار قانونی شخص بر اشیاء یا اموال یا اشخاص ثالث.

سلف سلف در لغت به معنی پیشین و قبلی است. در اصطلاح حقوقی به بیعی که ثمن آن حال و مبیع آن موجل باشد، سلف گفته می شود.

سلم در لغت به معنی آشتی و صلح و سازش است. در اصطلاح حقوقی به بیعی که ثمن آن حال و مبیع آن موجل باشد، اطلاق میگردد.

سند در لغت به معنای نوشته و مدرک آمده همچنین به معنی نوشته ای که به آن اعتماد کنند، مانند: قباله، قواله، قولنامه، و... در اصطلاح حقوقی عبارت از: نوشته ای است که قابلیت استناد در مقام دعوی یا دفاع را داشته باشد.

سند رسمی سندی که مطابق قوانین ثبت شده رسمی است و تمام محتویات و امضاهای مندرجه در آن معتبر خواهد بود. مگر این که مجعولیت آن سند ثابت شود.

سهم الارث در ارث به حصه، سهم، نصیب و بهره شخص از ترکه متوفی (میراث)، سهم الارث عنوان گردیده است.

سهو در لغت به معنای خطا و اشتباه غیر عمدی است. در اصطلاح حقوقی به غفلت از چیزی به طوری که با کوچکترین یادآوری متنبه گردد اطلاق شود. عموما هر سهوی اشتباه است ولی هر اشتباهی سهو محسوب نمیگردد.

سجل ‌احوال سجل‌ احوال هر کس به موجب دفاتری که برای این امر مقرر است معین می‌شود. همچنین در لغت به معنای شناسنامه، کارت شناسایی می باشد.

سردفتر اداره امور دفترخانه اسناد رسمی به عهده شخصی است که با رعایت مقررات این قانون بنا به پیشنهاد سازمان ثبت اسناد و املاک کشور با جلب نظر مشورتی کانون سردفتران و به موجب ابلاغ وزیر دادگستری منصوب و سردفتر نامیده می‌شود.

سنه مالیه بودجه دولت سندی است که معاملات دخل و خرج مملکتی برای مدت معینی در آن پیش‌بینی و تصویب شده باشد. مدت مزبور را سنه مالیه می‌گویند و عبارت است از یک سال شمسی.

ش

شرط بیع مرکب در عقد مرکب، اجرای قواعد خاص راجع به هر عقد در صورتی مؤثر است که عقود جزء، استقلال خود را حفظ کرده باشند. در غیر این صورت عقد قابل تجزیه نخواهد بود. همچنان که برای مثال در یک قرارداد اقامت در هتل، که ممکن است با تحلیل دقیق ترکیبی از عقد بیع (فروش غذا) و اجاره (انتفاع از اتاقها) باشد، از آن‌جا که اراده طرفین‌ به‌ طور مستقل به این عقود تعلق نگرفته، تجزیه انشای عقد متصور نخواهد بود.

شارع در لغت به معنای شاه راه و خیابان عنوان گردیده و در اصطلاح حقوقی به معنی قانون گذار و مقنن معنی گشته است.

شاکی در لغت به معنی شکایت کننده و کسی که عصبانی است عنوان گردیده در اصطلاح حقوقی به کسی که از دست دیگری به یکی از مقامات رسمی مرجع شکایت، تظلم شفاهی یا کتبی می نماید، اطلاق می گردد.

شاهد در لغت به معنای دیدن و مشاهده کردن و همچنین به معنای گواهی و شهادت دهنده عنوان گردیده و در اصطلاح حقوقی کسی است که شهادت بر امری می دهد.

شبه عقد عبارت است از: یک عمل اداری که منع قانونی ندارد و بدون اینکه عقدی منعقد گردد باعث ایجاد تعهد در مقابل غیر می شود.

شخص حقوقی به ماهیت وجودی اعتباریی اطلاق میگردد که زنده نیست و انسان هم نیست لیکن مستقلاً طرف حق واقع میگردد.

شخص حقیقی در اصطلاح حقوقی، به هر یک از افراد نوع بشر اطلاق میگردد. این واژه در مقابل واژهٔ شخص حقوقی قرار گرفته است.

شرط در لغت به معنی الزام و تعلیق چیزی به چیز دیگر و همچنین به معنی قرار و پیمان تعبیر گشته و در اصطلاح حقوقی امری است محتمل الوقوع در آینده که طرفین عقد یا ایقاع کننده، اثر حقوقی عقد یا ایقاعی را متوقف بر حدوث امر محتمل الوقوع در آینده نمایند.

شرط صفت هرگاه یکی از متعاقدین وجود صفت خاص و معینی را در موضوع معامله تعهد کرده باشد این تعهد، شرط صفت عنوان یافته است. در این قسم از شرط حتما موضوع مورد معامله حتما باید عین معین باشد.

شرط فعل شرطی است که به موجب آن شخص (مشروط علیه) به فعل یا ترک عملی تعهد می نماید.

شرط نتیجه در اصطلاح حقوقی شرط نتیجه شرطی است که مورد آن نتیجه یکی از اعمال حقوقی که میتواند عقد یا ایقاع باشد، قرار گیرد.

شرع در لغت به معنی آیین، دین، شریعت و... تعبیر گشته و در اصطلاح حقوقی به معنی قانون است.

شرکت اختیاری شرکت اختیاری یا در نتیجه عقدی از عقود حاصل می‌شود یا در نتیجه عمل شرکا از قبیل مزج اختیاری یا قبول مالی مشاعاء در ازاء عمل چند نفر و نحو این‌ها.

شرکت مسئولیت محدود شرکت با مسئولیت محدود وقتی تشکیل می‌شود که تمام سرمایه نقدی تأدیه و سهم‌الشرکه غیرنقدی نیز تقویم و تسلیم شده باشد.

شرکت پیمانکاری ساختمانی یا تأسیساتی یا تجهیزاتی شخصی است حقوقی که برای انجام عملیات ساختمانی یا تأسیساتی یا تجهیزاتی طبق قوانین جمهوری اسلامی ایران به صورت شرکت سهامی خاص در ایران تأسیس شده و به ثبت رسیده و کلیه سهام آن متعلق به اشخاص حقیقی ایرانی در بخش خصوصی باشد.

شرکت تضامنی شرکت تضامنی شرکتی است که در تحت اسم مخصوصی برای امور تجارتی بین دو یا چند نفر با مسئولیت تضامنی تشکیل می‌شود: اگر دارایی شرکت برای تأدیه تمام قروض کافی نباشد هر یک از شرکا مسئول پرداخت تمام قروض شرکت است. هر قراری که بین شرکا برخلاف این ترتیب داده شده باشد در مقابل اشخاص ثالث کان‌لم یکن خواهد بود.

شرکت تعاونی شرکت تعاونی شرکتی است از اشخاص حقیقی یا حقوقی که به منظور رفع نیازمندی‌های مشترک و بهبود وضع اقتصادی و اجتماعی اعضا از طریق خودیاری و کمک متقابل و همکاری آن موافق اصولی که در این قانون مصرح است تشکیل می‌شود.

شرکت در جرم هرگاه چند نفر مرتکب یک جرم شوند به نحوی که هر یک فاعل آن جرم شناخته شود مجازات هر یک از آن‌ها مجازات فاعل است، و اگر هر کدام یک جز از جرم واحد را انجام دهند به طریقی که مجموع آن‌ها فاعل آن جرم شناخته شود، شرکاء در جرم محسوب و مجازات هر یک از آن‌ها حداقل مجازات فاعل مستقل است. لکن هرگاه نسبت به خصوص بعضی از شرکا اوضاع و احوالی موجود باشد که در وصف جرم یا کیفیت مجازات تغییری دهد تأثیری در حق سایر شرکا نخواهد داشت.

شرکت سهامی شرکت سهامی شرکتی است که سرمایه آن به سهام تقسیم شده و مسئولیت صاحبان سهام محدود به مبلغ اسمی سهام آن‌ها است.

شرکت سهامی خاص شرکت سهامی به دو نوع تقسیم می‌شود: نوع اول) شرکت‌هایی که موسسین آن‌ها قسمتی از سرمایه شرکت را از طریق فروش سهام به مردم تأمین می‌کنند. این گونه شرکت‌ها شرکت سهامی عام نامیده می‌شوند. نوع دوم) شرکت‌هایی که تمام سرمایه آن‌ها در موقع تأسیس منحصراً توسط مؤسسین تأمین گردیده است. این گونه شرکت‌ها شرکت سهامی خاص نامیده می‌شوند.

شرکت ضمانتی شرکت ضمانتی شرکتی است که برای امور تجارتی بین دو یا چند نفر تشکیل و مسئولیت هر یک از شرکا به نسبت سرمایه‌ای است که در شرکت گذاشته است.

شرکت قهری شرکت قهری اجتماع حقوق مالکین است که در نتیجه امتزاج یا ارث حاصل می‌شود.

شرکت مختلط شرکت مختلط شرکتی است که در تحت اسم مخصوص بین یک عده شرکا سهامی و یک یا چند نفر شریک ضامن تشکیل می‌شود. شرکا سهامی کسانی هستند که سرمایه آن‌ها به صورت سهام یا قطعات سهام متساوی‌القیمه درآمده و مسئولیت آن‌ها محدود به همان سرمایه‌ای است که در شرکت دارند. شریک ضامن کسی است که سرمایه او به صورت سهام در نیامده و ضامن قروضی است که ممکن است علاوه بر دارایی شرکت پیدا شود در صورت تعدد شریک ضامن مسئولیت هر یک به نسبت سرمایه‌ای خواهد بود که در شرکت گذاشته است.

شرکت مختلط سهامی شرکت مختلط سهامی شرکتی است که در تحت اسم مخصوص بین یک عده شرکا سهامی و یک یا چند نفر شریک ضامن تشکیل می‌شود. شرکا سهامی کسانی هستند که سرمایه آن‌ها به صورت سهام یا قطعات سهام متساوی‌القیمه درآمده و مسئولیت آن‌ها تا میزان همان سرمایه‌ای است که در شرکت دارند. شریک ضامن کسی است که سرمایه او به صورت سهام در نیامده و مسئول کلیه قروضی است که ممکن است علاوه بر دارایی شرکت پیدا شود در صورت تعدد شریک ضامن مسئولیت آن‌ها در مقابل طلبکاران و روابط آن‌ها با یکدیگر تابع مقررات شرکت تضامنی خواهد بود.

شرکت مختلط غیرسهامی شرکت مختلط غیر سهامی شرکتی است که برای امور تجارتی در تحت اسم مخصوصی بین یک یا چند نفر شریک ضامن و یک یا چند نفر شریک با مسئولیت محدود بدون انتشار سهام تشکیل می‌شود. شریک ضامن مسئول کلیه قروضی است که ممکن است علاوه بردارایی شرکت پیدا شود، شریک با مسئولیت محدود کسی است که مسئولیت او فقط تا میزان سرمایه است که در شرکت گذارده و یا باید بگذارد. در اسم شرکت باید عبارت (شرکت مختلط) و لااقل اسم یکی از شرکا ضامن قید شود.

شرکت نسبی شرکت نسبی شرکتی است که برای امور تجارتی در تحت اسم مخصوصی بین دو یا چند نفر تشکیل و مسئولیت هر یک از شرکا به نسبت سرمایه‌ای است که در شرکت گذاشته.

شرکت وابسته منظور از شرکت تابعه و وابسته شرکتی است که بیش از پنجاه درصد (50%) سهام یا سرمایه آن متعلق به شرکت دولتی مربوط باشد. (بند 2 تصویب‌نامه راجع به واریز یک درصد (1%) سود ناخالص شرکت‌های دولتی به حساب خزانه مصوب 10/5/1380 هیأت وزیران)

شریک در لغت به معنی انباز، حصهدار و سهیم معنی شده و در اصطلاح حقوقی به کسی که با یک یا چند نفر دیگر در شیئی یا اشیاء معینی به نحو اشاعه ذی حق است، اطلاق میگردد.

شروع به جرم هر کس قصد ارتکاب جرمی کند و شروع به اجرای آن نماید لکن جرم منظور واقع نشود، چنان‌چه اقدامات انجام گرفته جرم باشد محکوم به مجازات همان جرم می‌شود.

شروع مدت حبس مدت کلیه حبس‌ها از روزی شروع می‌شود که محکوم علیه بر حسب حکم قطعی قابل اجرا محبوس شده است لکن اگر قبل از صدور حکم موقتاً توقیف شده باشد مدت توقیف موقت از مدت حبس کسر خواهد شد.

شریک جرم هر کس با علم و اطلاع با شخص یا اشخاص دیگر در انجام عملیات اجرایی تشکیل دهنده جرمی مشارکت و همکاری کند شریک در جرم شناخته می‌شود و مجازات او مجازات فاعل مستقل آن جرم است. در مورد جرائم غیرعمدی که ناشی از خطای دو نفر یا بیش‌تر باشد مجازات هر یک از آنان نیز مجازات فاعل مستقل خواهد بود. اگر تأثیر مداخله شریکی در حصول جرم ضعیف باشد دادگاه مجازات او را به تناسب تأثیر عمل او تخفیف می‌دهد.

شریک ضامن شرکت مختلط سهامی شرکتی است که در تحت اسم مخصوص بین عده شرکا سهامی و یک یا چند نفر شریک ضامن تشکیل می‌شود. شرکا سهامی کسانی هستند که سرمایه آن‌ها به صورت سهام یا قطعات سهام متساوی‌القیمه درآمده و مسئولیت آن‌ها تا میزان همان سرمایه است که در شرکت دارند. شریک ضامن کسی است که سرمایه او به صورت سهام در نیامده و مسئول کلیه قروضی است که ممکن است علاوه بر دارایی شرکت پیدا شود در صورت تعدد شریک ضامن مسئولیت آن‌ها در مقابل طلبکاران و روابط آن‌ها با یکدیگر تابع مقررات شرکت تضامنی خواهد بود.

شفیع هرگاه مال غیرمنقول قابل تقسیمی بین دو نفر مشترک باشد و یکی از دو شریک حصه خود را به قصد بیع به شخص ثالثی منتقل ‌کند شریک دیگر حق دارد قیمتی را که مشتری داده به او بدهد و حصه مبیعه را تملک کند. این حق را حق شفعه و صاحب آن را شفیع می‌گویند. همچنین شفیع در لغت به معنای خواهشگر و شفاعت کننده آمده است.

شقاق ناسازگاری، دشمنی، نفاق، مخالفت کردن، عناد

شوارع جاده ها، راه های وسیع. در لغت مترادف با شارع عنوان گردیده.

شاکی خصوصی شخصی که از وقوع جرمی متحمل ضرر و زیان می‌شود و به تبع ادعای دادستان مطالبه ضرر و زیان می‌کند مدعی خصوصی است و مادام که دادخواست ضرر و زیان تسلیم نکرده شاکی خصوصی نامیده می‌شود.

شورای‌ عالی امنیت ملی به منظور تأمین منافع ملی و پاسداری از انقلاب اسلامی و تمامیت ارضی و حاکمیت ملی، شورای ‌عالی امنیت ملی به ریاست رئیس جمهور با وظایف مربوطه تشکیل می‌گردد.

شورش کننده اشخاص مشروحه، شورش کننده محسوب می‌شوند: 1) نظامیان مسلحی که عده آن‌ها لااقل چهار نفر بوده و از روی تبانی و توطئه از اطاعات اوامر رؤسای خود سرپیچی نموده و برخلاف اوامر رؤسای خود رفتار نمایند. 2) نظامیانی که عده آن‌ها لااقل هشت نفر بوده و به وسیله استعمال اسلحه شروع به تعدیات و تجاوزاتی نسبت به مردم بنمایند و از فرمان مافوق خود که مشعر برتفرقه یا اطاعات امر باشد سرپیچی کنند.

ص

صداق مهر زن ،کابین

صراف به بازرگانی اطلاق میگردد که شغلش معاملات پولی و داد و ستد پول می باشد.

صفقه خرید و فروش، معامله، عقد بیع، داد و ستد.

صغیر به کسی صغیر گفته می شود که نابالغ باشد و به سن بلوغ نرسیده باشد و مترادف، طفل، کودک و بچه است. سن بلوغ در پسران 15 سال قمری و در دختران 9 سال قمری تعیین گردیده است.

صلح در لغت به معنای تراضی میان طرفین نزاع و سازش و توافق آمده است و در اصطلاح حقوقی عقدی است که در آن طرفین عقد توافق بر امری از امور میکنند بدون اینکه توافق آنها یکی از عناوین معروف در عقود بوده باشد.

صیغه در اصطلاح عامیانه نکاح موقت و متعه تعبیر می شود و در اصطلاح حقوقی، در عقود و ایقاعات تشریفاتی الفاظ معین را گویند که عقد یا ایقاع بدون آن الفاظ درست نخواهد بود و در لغت مترادف خطبه آمده است.

صاحبان فرض در باب ارث: صاحبان فرض اشخاصی هستند که سهم آنان از ترکه معین است و صاحبان قرابت کسانی هستند که سهم آن‌ها معین نیست.

صاحب نسق افرادی که بر اثر اجرای قوانین ارضی مربوط به قبل از انقلاب، زمین به آن‌ها واگذار شده است.

صلاحیت ذاتی رسیدگی نخستین به دعاوی، حسب مورد در صلاحیت دادگاه‌های عمومی و انقلاب است مگر در مواردی که قانون مرجع دیگری را تعیین کرده باشد.

صنایع کوچک صنایع کوچک صنایعی است که به وسیله وزارت اقتصاد مشخص و اعلام می‌شود.

صنف صنف، آن گروه از اشخاص صنفی اعم از اشخاص حقیقی و حقوقی و مشارکت‌های مدنی که طبیعت فعالیت آنان از یک نوع می‌باشد تشکیل یک صنف را می‌دهند.

ض

ضابطین دادگستری ضابطین دادگستری مأمورانی هستند که تحت نظارت و تعلیمات مقام قضایی در کشف جرم و بازجویی مقدماتی و حفظ آثار و دلایل جرم و جلوگیری از فرار و مخفی ‌شدن متهم و ابلاغ اوراق و اجرای تصمیمات قضایی به موجب قانون اقدام می‌نمایند، و عبارتند از: 1) نیروی انتظامی جمهوری اسلامی ایران. 2) رؤسا و معاونین زندان نسبت به امور مربوط به زندانیان. 3) مأمورین نیروی مقاومت بسیج سپاه پاسداران انقلاب اسلامی که به موجب قوانین خاص و در محدوده وظایف محوله ضابط دادگستری محسوب می‌شوند. 4) سایر نیروهای مسلح در مواردی که شورای ‌عالی امنیت ملی تمام یا برخی از وظایف ضابط بودن نیروی انتظامی را به آنان محول کند. 5) مقامات و مأمورینی که به موجب قوانین خاص در حدود وظایف محوله ضابط دادگستری محسوب می‌شوند.

ضابطین عدلیه ضابطین عدلیه عبارتند از: مأمورینی که مکلفند به تفتیش و کشف جرائم (خلاف و جنحه و جنایت) و به اقداماتی که برای جلوگیری مرتکب یا متهم از فرار یا مخفی‌شدن موافق مقررات قانون باید به عمل آید ضابطین مذکوره به ترتیب ذیل تقسیم می‌شوند: 1) مدعی عمومی ابتدایی و معاونین او 2) مستنطق 3) کمیسرهای پلیس و قائم مقام آنان 4) صاحبان مناصب و رؤسا بریکاد ژاندارم و امنیه مدعی عمومی رئیس ضابطین عدلیه محسوب ولی مأموریت مخصوص و عمده او تعقیب امور جزایی است حدود وظایف هر کدام از مأموران مذکوره به طوری است که در این باب مقرر است.

ضابطین نظامی ضابطین نظامی عبارت از: مأمورینی می‌باشند که در حدود مقررات این قانون مکلف به بازرسی و تحقیق بزه‌هایی‌ که در حدود صلاحیت دادگاه‌های نظامی است بوده و اقداماتی که برای جمع‌آوری دلایل و مدارک مربوطه و جلوگیری از فرار یا مخفی‌ شدن متهم و تعقیب قانونی قضیه لازم است به‌ عمل می‌آورند.

ضرایب مالیاتی ضرایب مالیاتی عبارت است از: ارقام مشخصه‌ای که حاصل ضرب آن‌ها در قرینه مالیاتی در موارد تشخیص علی‌الرأس، درآمد مشمول مالیات تلقی می‌گردد.

ضرر منظور از ضرر در این ماده اعم است از ورود خسارت یا تفویت منفعت.

ضرر مانع از تقسیم ضرری که مانع از تقسیم می‌شود عبارت است از: نقصان فاحش قیمت به مقداری که عادتاً قابل مسامحه نباشد.

ضرر و زیان قابل مطالبه ضرر و زیانی که قابل مطالبه است به شرح ذیل می‌باشد: 1) ضرر و زیان‌های مادی که در نتیجه ارتکاب جرم حاصل شده است. 2) ضرر و زیان معنوی که عبارت است از کسر حیثیت یا اعتبار اشخاص یا صدمات روحی. 3) منافعی که ممکن الحصول بوده و در اثر ارتکاب جرم مدعی خصوصی از آن محروم می‌شود.

ضریب بهره مالکانه میزان درصدی از بهای متوسط عمده فروشی سالانه یک متر مکعب چوب الواری به ابعاد مختلف در بازار تهران ضریب بهره مالکانه یک متر مکعب درخت از همان جنس است.

ضامن در لغت به معنی عهده دار عهده دار غرامت، کفیل، ملتزم معنی گشته است. در اصطلاح حقوقی به متعهد در عقد ضمان، ضامن میگویند. همجنین به مسئول خسارت مالی، مسئول مدنی و جزایی نیز ضامن می گویند.

ضم در لغت به معنی ضمه است و همچنین در معانی جمع قبض، جذب، گردآوری و جمع چند چیز، ضمیمه کردن نیز به کار میرود.

ضمان عقد ضمان عبارت است از این که شخصی مالی را که بر ذمه دیگری است به عهده بگیرد. متعهد را ضامن طرف دیگر را مضمون له و شخص ثالث را مضمون‌عنه یا مدیون اصلی می‌گویند.

ضمانت مطلق ضامن می‌تواند فقط ضمانت تأدیه وجه را بنماید یعنی قید نماید که در صورت ثبوت مدعی به برعهده من است که فلان مبلغ را بپردازم و یا صریحاً ضمانت تأدیه فوری وجه را نماید ضمانت اولی را ضمانت مقید و دومی را ضمانت مطلق یا کامل نامند.

ضمان درک اگر بعد از قبض ثمن مبیع کلاً یا جزئا مستحق‌الغیر درآید بایع ضامن است. اگر چه تصریح به ضمان نشده باشد.

ضمان قهری امور ذیل موجب ضمان قهری است: 1) غصب و آنچه که در حکم غصب است. 2) اتلاف. 3) تسبیب. 4) استیفا.

ضابط حفظ و وقایه امنیت و رفاهیت و انتظام امور ناحیه به عهده ضابط است و کدخداهای دهات تابع او هستند.

ضاله به حیوانی اطلاق میگردد که مملوک بوده ولی بدون متصرف یافت شود. لیکن اگر این حیوان نزد چراگاه و یا آّب یافت شود به صورتی که بتواند از خود دفاع نماید دیگر ضاله محصوب نمی شود.

ضامنین تضامنی به چند نفر ضامن که مسئولیت تضامنی دارند، اطلاق میگردد.

ضباط مترادف بایگان عنوان گردیده.

ضبط جاری به بایگانی پرونده هایی اطلاق میگردد که هنوز مختومه نشده باشد.

ضبط راکد متضاد ضبط جاری می باشد، به بایگانی پرونده هایی اطلاق میگردد که مختومه شده اند.

ضرب به سکه زدن پول فلزی اطلاق میگردد.

ضرب و جرح در حقوق جزا ضرب به معنی عمل مادی شدید که بر جسم دیگری صورت میگیرد، جرح نیز به معنی زخمی است که توسط فاعل ایجا میشود در جسم مجنی علیه.

ضرب و جرح غیر عمد در اصطلاح حقوقی ضرب و جرحی که ناشی از تخطی باشد را شامل میشود.

ضرب و جرح متعارف در دو صورت قابل تصور است، ضرب و جرحی که نیازی به معالجه نداشته باشد و یا طول درمان آن از بیست روز نگذرد.

ضرر آینده در اصطلاح حقوقی به ضرری اطلاق میگردد که در آینده حادث خواهد شد.

ضرر تأخیر تعهد ضرر تأخیر انجام تعهد به ضرری اطلاق میگردد که در اثر تاخیر انجام تعهد ایجاد شود.

ضرر غیر مستقیم ضرری است که بین ضرر و فعل منشأ رابطه علیت وجود نداشته باشد.

ضرر مادی در اصطلاح حقوقی به ضر مالی و بدنی اطلاق میگردد. متضاد ضرر معنوی عنوان گردیده. ضرر مادی به صورت ضرر موجود، ضرر آینده و ضرر محتمل الوقوع متصور است.

ضرر محتمل الوقوع به ضرری اطلاق میگردد که حال موجود نیست ولی حدوث آن در آینده نیز حتمی نیست و در صورت حدوث قابل مطالبه خواهد بود.

ضرر مستقیم به ضرری اطلاق میگردد که بین ضرر و عمل منشأ رابطه ی علیت وجود داشته باشد.

ضرر مسلم در اصطلاح حقوقی به ضرری اطلاق میگردد که از جهت تخلف از تعهد به متعهد له وارد آید.

ضرر معنوی به ضرری اطلاق میگردد که به شرف و عرض و حیثیت کسی وارد آید.

ضرر منفی اشاره به قاعده ی لاضرر دارد، مقصود این است که شریعت نفی ضرر کرده است.

ضرر موجود در اصطلاح حقوقی به ضرری اطلاق میگردد که در حال حاضر وجود داشته باشد، در مقابل ضرر آینده استعمال میگردد.

ضرورت به عذری اطلاق میگردد که به موجب آن ارتکاب پاره ای از امور ممنوعه مجاز طلقی میگردد.

ضروریات در اصطلاح حقوقی به هر عمل و تصرفی که صیانت دین و جان و عقل و نسل و مال منوط به آن باشد، اطلاق میگردد.

ضروریات پنج گانه در اصطلاح فقهی به ضروریات دین و جان و عق و نسل و مال اطلاق میگردد.

ضریب اجاره در اصطلاح حقوقی و ارضی به معنی معدل عایدات خالص مالکانه ی سه ساله مورد اجاره اطلاق میگردد که با توجه به عرف محل و تراضی تطرفین تعیین میگردد.

ضریب منطقه به ضریب اجاره ی هر ناحیه اطلاق میگردد.

ضریبه در معانی جزیه، مالیات، عوارض، انتفاعات استعمال میگردد.

ضعیف در اصطلاح فقهی به حدیثی اطلاق میگردد که فاقد شروط خبر صحیح و خبر حسن و خبر موثق باشد. در علم درایه حدیث ضعیف نامیده میشود.

ضمان اتلاف در اصطلاح حقوقی به از بین بردن مال غیر به عمد یا بدون عمد را شامل میشود.

ضمان احتیاطی تعهدی که مطابق آن شخصی بیان میدارد که در صورت خودداری متعهد از پرداخت وجه سند تجاری مبلغ آنرا بپردازد، ور در این حالت ضامن تضامنی سند تجاری میشود.

ضمان اصلی به ضمانی اطلاق میگردد که مستقیما از عقد ناشی شده و هدف اصلی متعاقدین بوده است.

ضمان اعیان مضمونه در اصطلاح حقوقی به معنی تعهد قانونی که بر عین و یا اعیان معین، به مالک آن که در صورت تلف قیمت آن پرداخت شود.

ضمان اخص منضور از ضمان به معنای اخص همان عقد ضمان می باشد.

ضمان اعم به معنی تعهد به مال و یا نفس انسان اطلاق میگردد. از جمله حواله و کفالت و ...

ضمان تبعی در اصطلاح فقهی همان ضمان معاوضی عنوان گردیده است.

ضمان تسبیب در اصطلاح حقوقی به معنی ضمان غرور استعمال گشته است.

ضمان تعاقب ایادی در اصطلاح فقهی، هرگاه چند شخص به طور متوالی مال غیر را مورد تصرف غیر قانونی قرار دهند همگی در برابر مالک مسئول شناخته می شوند که مسئولیت یاد شده ضمان تعاقب ایادی عنوان گردیده است.

ضمان تقدیری در اصطلاح حقوقی به ضمانی اطلاق میگردد که وجود آن منوط به تحقق شرطی می باشد.

ضمان تلف ضمان تلف در زمان خیار در اصطلاح فقهی زمانی تحقق میابد که در صاحب خیار اعمال خیار کرده باشد و مورد معامله نزد شخصی که خیار بر علیه او اعمال شده بعد از قبض تلف شده باشد.

ضمان جریره در اصطلاح حقوقی به عقدی اطلاق میگردد که به موجب آن یکی از متعاقدین مسئولیت جنایات مستلزم دیه را نسبت به طرف عقد را به شرط وارث شدن تقبل مینماید. لذا کسی که ضامن جریره را می پردازد باید وارث قانون مضنون عنه نباشد.

ضمان جعلی در اصطلاح فقهی ضمانی است که در مقابل ضمان قهری استعمال میگردد.

ضمان حال در اصطلاح حقوقی به ضمانی اطلاق میگردد که تأدیه آن مؤجل نباشد.

ضمان دینی در اصطلاح حقوقی به معنی ضمان شخصی عنوان گردیده است.

ضمان شخصی مترادف ضمان عینی عنوان گردیده است.

ضمان عاریه در اصطلاح حقوقی مسئولیت عاریه کننده نسبت به مال مورد عاریه ضمان عاریه عنوان گردیده است.

ضمان عهده در اصطلاح حقوقی در چند مفهوم به کار رفته است: 1) وثیقه 2) ضامن ثمن 3) ضامن خسارت حاصل از بیع 4) ضمان نقص و سستی. ضمان عهده در مقابل ضمان اعیان عنوان گردیده است.

ضمان عینی در اصطلاح حقوقی هر گاه در عقد ضمان، ضمان مالی را از خود رهن دهد. این ضمان را ضمان عینی گویند.

ضمان غرور در اصطلاح حقوقی هرگاه شخصی مالی را که قانونا حق ندارد معامله کند را به دیگری منتقل نماید به طوری که منتقل الیه از غیر قانونی بودن آن مطلع نباشد. قانونا باید مال را به مالک اصلی آن رد کند و اگر مال به هر طریقی تلف گردد و یا از آمن منتفع شود در مقابل مالک اصلی مسئول می باشد ولی هر آنچه را که پرداخت نموده میتواند از ناقل مطالبه نماید.

ضمان غصب در اصطلاح حقوقی به ضمانی اطلاق می شود که ناشی از غصب مال غیر حادث میگردد.

ضمان فعلی به ضمانی اطلاق میگردد که ناشی از عقد بوده و به محض اینکه عقد تمام شد وجود پیدا خواهد کرد مانند ضمان درک مبیع.

ضمان قیمی در اصطلاح حقوقی ضمان و مسئولیت تجاوز به مال قیمی را ضمان قیمی عنوان میگردد.

ضمان مؤجل در اصطلاح حقوقی عقد ضمانی است التزام به تأدیه توسط ضامن دارای اجل معینی می باشد.

ضمان ما لم یجب در اصطلاح حقوقی تعهد به مالی می باشد که هنوز بر ذمه مستقر نگشته است.

ضمان مثلی در اصطلاح حقوقی ضمان و مسئولیت به مال مثلی است که متجاوز باید مثل آن را رد کند.

ضمان معاملی مترادف ضمان معاوضی معنی گشته است.

ضمان معاوضی در اصطلاح حقوقی و فقهی هر گاه در عقود معوض تلف مال به موجب قانون موجب ضمان گردد و ضمان ضامن از همان مال تلف شده حساب گردد، به ضمان مذکور ضمان معاوضی گویند.

ضمان معلق در اصطلاح حقوقی عقد ضمان هر گاه معلق باشد آنرا ضمان معلق نامند.

ضمان مقبوض بعقد فاسد در اصطلاح حقوقی به کسی اطلاق میگردد که مال غیر را به استناد عقد فاسد تحت تصزرف خود قرار دهد. در این صورت نسبت به مالک در خصوص مال مذکور ضامن خواهد بود، این نوع ضمان از مصادیق ضمان ید تلقی میگردد.

ضمان ید به مسئولیت که در اثر تصرف مال غیر بدون مجوز قانونی ایجاد می شود، اطلاق میگردد.

ضمانت اجراء در لغت به معنی بر قرار نمودن قانون و اقامه قانون عنوان گردیده است.

ضمانت نامه در قانون به هر نوشته و سند عادی یا رسمی که حاکی از ضمان قراردادی باشد، اطلاق میگردد.

ضمیمه در لغت به معنی چیزی که به چیز دیگر پیوسته باشد، عنوان گردیده مترادف پیوست بیان گردیده.

ط

طلب در لغت به معنی جستجو و جستن معنی شده و در اصطلاح حقوقی به تعهدی که بر ذمه شخصی به نفع کسی وجود دارد، اطلاق میگردد.

طلاق بائن طلاق بائن آن است که زوج حق رجوع ندارد اعم از اینکه مطلقه عدّه داشته باشد یا نه: 1) طلاق قبل از دخول 2) طلاق صغیره 3) طلاق یائسه. این سه قسم از طلاق بائن عُدّه ندارد. در طلاق باین برای شوهر حق رجوع نیست.

طلاق خلع طلاق خلع آن است که زن به واسطه کراهتـی که از شوهر خود دارد در مقابل مالی که به شوهر می‌دهد طلاق بگیرد. اعم از این که مال مزبور عین مهر یا معادل آن یا بیش‌تر یا کم‌تر از مهر باشد.

طلاق رجعی در طلاق رجعی برای شوهر در مدت عده حق رجوع است.

طلاق مبارات طلاق مبارات آن است که کراهت از طرفین باشد ولی در این صورت عوض باید زاید بر میزان مهر نباشد.

طلاق عدی طلاق عدّی در مقابل طلاق سنت به معنای اخص قرار دارد و عبارت است از اینکه مرد همسرش را طلاق دهد، سپس در زمان عده به او رجوع و با وی آمیزش کند و دوباره او را طلاق دهد. اگر بدین شکل زن خود را برای سومین بار طلاق دهد در این صورت ازدواج مجدد برای او ممکن نخواهد بود و زن و شوهر بر یکدیگر حرام میگردند.

طهر مواقعه زمانی که زن از حیص و نفاس پاک شود و سپس دخول رخ دهد. در اینصورت این پاکی را طهر مواقعه می گویند.

طلاقنامه رسمی قباله ازدواج و طلاقنامه در صورتی که مطابق نظامنامه‌های وزارت عدلیه به ثبت رسیده باشد سند رسمی و الا سند عادی محسوب خواهد شد.

طبقه ضعیف طبقه‌ای است که مقاومت جانبی آن نسبت به طبقه بالای آن کم‌تر از 80 درصد باشد.

طبقه نرم طبقه‌ای است که سختی جانبی آن کم‌تر از 70 درصد سختی جانبی طبقه روی خود یا کم‌تر از 80 درصد متوسط سختی‌های سه طبقه روی خود اوست.

طرح تفصیلی طرح تفصیلی عبارت از طرحی است براساس معیارها و ضوابط کلی طرح جامع شهر نحوه استفاده از زمین‌های شهری در سطح محلات مختلف شهر و موقعیت و مساحت دقیق زمین برای هر یک از آن‌ها و وضع دقیق و تفصیلی شبکه عبور و مرور و میزان و تراکم جمعیت و تراکم ساختمانی در واحدهای شهری و اولویت‌های مربوط به مناطق بهسازی و نوسازی و توسعه و حل مشکلات شهری و موقعیت کلیه عوامل مختلف شهری در آن تعیین می‌شود و نقشه‌ها و مشخصات مربوط به مالکیت براساس مدارک ثبتی تهیه و تنظیم می‌گردد.

طرح قانونی طرح‌های قانونی با امضا و ذکر نام حداقل پانزده نفر از نمایندگان در مجلس به رئیس تسلیم می‌شود و پس از اعلام وصول و قرائت عنوان آن توسط رئیس مجلس یا یکی از منشیان، در همان جلسه به کمیسیون‌های مربوط ارجاع می‌شود. این طرح‌ها پس از ارجاع به کمیسیون‌های ذی‌ربط چاپ و توزیع و نسخه‌ای از آن توسط رئیس برای وزیر یا وزیران مربوط ارسال می‌گردد طرح‌ها نیز همانند لوایح، باید دارای موضوع و عنوان مشخص باشند و دلایل لزوم تهیه و پیشنهاد آن در مقدمه به وضوح درج شود و همچنین دارای موادی متناسب با اصل موضوع و عنوان طرح نیز باشد.

طرح هادی طرح‌ هادی عبارت از طرحی است که در آن جهت گسترش آتی شهر و نحوه استفاده از زمین‌های شهری برای عملکردهای مختلف به منظور حل مشکلات حاد و فوری شهر و ارائه راه‌حل‌های کوتاه مدت و مناسب برای شهرهایی که دارای طرح جامع نمی‌باشند تهیه می‌شود.

طرح دو فوریتی لوایح و طرح‌های فوری آن است که فقط یک شور در آن لازم باشد و لوایح و طرح‌های دو فوری آن است که پس از تصویب دو فوریت بلافاصله به طبع و توزیع آن اقدام و پس از 24 ساعت از موقع توزیع، در مجلس طرح شود تقاضای یک فوریت مستلزم آن نیست که بلافاصله فوریت لایحه یا طرح در مجلس مطرح شود، لکن در موقعی که دو فوری بودن تقاضا شود باید در همان جلسه در باب لزوم و عدم لزوم فوریت پس از توضیح پیشنهاد کننده و اظهارات یک مخالف و یک موافق (هر یک در حدود 5 دقیقه) بحث و رأی گرفته شود. اگر تقاضای فوریت یا دو فوری بودن ضمن لایحه یا طرحی که در مجلس مطرح است درج نشده باشد و 15 نفر از نمایندگان کتباً تقاضای یک فوریت و یا دو فوریت آن لایحه یا طرح را بنمایند بدون مباحثه در اصل مطلب در باب فوریت اخذ رأی به عمل می‌آید. تقاضای دو فوری بودن طبق ماده 64 در حکم تقاضای تغییر دستور است.

طرح‌ سه فوریتی لایحه و طرح سه فوریتی آن است که وقتی که سه فوریتی طرح یا لایحه به تصویب مجلس رسید در همان جلسه وارد دستور می‌گردد.

طرح‌ یک فوریتی لوایح و طرح‌های یک فوریتی آن است که پس از تصویب فوریت به کمیسیون ارجاع می‌شود تا خارج از نوبت مورد بررسی قرار گیرد.

طرف دعوی (در عین) در دعاوی راجع به عین طرف دعوی کسی است که عین در دست او است خواه وارث باشد یا غیر وارث مگر این که آن کس مقر باشد که عین جزو ترکه است که در این صورت مدعی باید برای اثبات ادعای خود بر تمام ورثه اقامه دعوی نماید.

طفل منظور از طفل کسی است که به حد بلوغ شرعی نرسیده باشد.

ظ

ظهر نویس ظهرنویسی معنی پشت نویسی، نوشتن عبارت یا عباراتی بر پشت سند است و این ظهرنویسی با اهداف مختلف صورت می‌گیرد که می‌توان به ظهرنویسی به قصد انتقال، وکالت یا ضمانت یاد صورت پذیرد. ظهر نویسی مسبوق به یک عمل حقوقی میتواند باشد مانند انتقال مال، دین.

ظرفیت آماده کار ظرفیت آماده کار یک پیمانکار برای یک رشته معین کار عبارت است از حداکثر کار مناسب با ظرفیت کل او در آن رشته منهای مبالغ باقیمانده کارهای در دست اجرا.

ظاهر ظاهر عبارت است از هر امری که بطور ظنی دلالت بر چیزی نماید.

ظلامه در اصطلاح حقوقی به معنی شکوائیه و عرض حال عنوان گردیده است.

ظلمه بر وزن طلبه در اصلاح حقوقی به کسی اطلاق میگردد مقامی از مقامات عمومی بدون رعایت موازین شرعی تصدی کنند.

ظن در فقه به حالت از حالت های نفسانی اطلاق میگردد که از شک بالاتر است و از قطع و یقین کمتر.

ظن انسدادی در اصطلاح حقوقی به معنی ظن مطلق عنوان گردیده است.

ظن خاص ظنی است که منشاء آنرا شارع اسلام مورد تأیید قرار داده باشد.

ظن غالب ظنی است که بسیار قوی بوده و در وجدان شخص ایجاد می شود و بر وجدان غلبه نموده و شخص را وادار به اظهار نظر می نماید.

ظن متآخم بعلم مترادف ظن غالب، به مفهوم ظنی که بسیار قوی بوده و از شدت قوت شخص را وادار به اظهار نظر می نماید.

ظن مطلق به ظنونی اطلاق میگردد که دلیل صحت استناد به آنها استدلال معروف به دلیل انسداد باشد.

ظن معتبر به ظنی اطلاق می شود که در نص قانون به طور عام و یا خاص استناد به آنرا تجویز کرده است.

ظهار به فعلی اطلاق میگردد که توسط مرد محقق میگردد بدین صورت که زن خود گوید پشت تو مانند پشت مادر من است که در این صورت طن بر مرد حرام میشود تا زمانی که جزای مقرر در شرع را ببیند.

ظهرنویسی توکیلی به ظهر نویسی اطلاق میگردد که ظهر نویس وکالتی برای اخذ وجه سند به حساب ظهر نویس را میدهد.

ظهر نویسی ناقل به ظهر نویسی اطلاق میگردد که به موجب آن وجه سند منتقل به کسی می شود که ظهر نویسی به نفع او صورت یافته است.

ظهر نویس وثیقه ای به ظهر نویسی اطلاق می شود که منتفع از ظهر نویسی نسبت به سند ظهر نویسی شده حق یک بستانکار با وثیقه را میابد که باید این مراتب در سند ظهر نویسی قید گردد.

ع

عدالت عدالت در لغت به معنای انصاف، برابری، داد، دادگری، دادگستری است و در اصطلاح حقوقی به معنای ترک جرایم بزرگ و اصرار نورزیدن بر جرایم کوچک و رعایت مروت عنوان گردیده است.

عدوان عدوان در لغت به معنی دشمنی کردن آمده و در اصطلاح حقوقی بدخواهی، دشمنی آشکار، ستم کردن بر کسی همچنین تصرف بون مجوز قانونی، عنوان گردیده است.

عدّه به مدتی اطلاق میگردد که زن پس از طلاق یا فوت شوهر نمیتواند مجددا ازدواج کند.

عده انقضاء مدت منقطع عده طلاق و فسخ نکاح و بذل مدت و انقضاء آن در مورد نکاح منقطع در غیر حامل دو طهر است. مگر این که زن با اقتضای سن عادت زنانگی نبیند که در این صورت 45 روز است.

عده بذل مدت (زن حامله) عده طلاق و فسخ نکاح و بذل مدت و انقضاء آن در مورد زن حامله تا وضع حمل است.

عده طلاق عده طلاق و عده فسخ نکاح سه طهر است مگر این که زن با اقتضای سن عادت زنانگی نبیند که در این صورت عده او سه ماه است.

عده طلاق (نکاح منقطع) عده طلاق و فسخ نکاح و بذل مدت و انقضا آن در مورد نکاح منقطع در غیر حامل دو طهر است مگر این که زن با اقتضای سن عادت زنانگی نبیند که در این صورت 45 روز است.

عده فسخ نکاح (زن حامله) عده طلاق و فسخ نکاح و بذل مدت و انقضا آن در مورد زن حامله تا وضع حمل است.

عده وفات عده وفات چه در دائم و چه در منقطع در هر حال 4 ماه و 10 روز است مگر این که زن حامل باشد که در این صورت عده وفات تا موقع وضع حمل است مشروط بر این که فاصله بین فوت شوهر و وضع حمل از چهار ماه و ده روز بیش‌تر باشد و الا مدت عده همان چهار ماه و ده روز خواهد بود.

عطف بازگرداندن، میل، همچنین بازگشت دادن تعبیر شده

عطف قانون به ما سبق منظور از عطف قانون به ما سبق است. یعنی حکومت قانون نسبت به وقایعی قبل از تاریخ وضع و نشر آن است.

عقار آب و زمین، متاع، کالا، ملک، سزا

عاریه عاریه عقدی است که به موجب آن احد طرفین به طرف دیگر اجازه می‌دهد که از عین مال او مجانا منتفع شود. عاریه دهنده را معیر و عاریه گیرنده را مستعیر گویند.

عاقله عبارت است از بستگان ذکور نسبی پدر و مادری یا پدری به ترتیب طبقات ارث به طوری که همه کسانی که حین‌الفوت می‌توانند ارث ببرند به صورت مساوی عهده‌دار پرداخت دیه خواهند بود.

عامل در جعاله ملتزم را جاعل و طرف را عامل و اجرت را جعل می‌گویند.

عامل (نفت) منظور از عامل در این قانون هر شخص یا سازمان مشترک و دستگاه مختلفی است که در حدود مقررات این قانون مجاز به اجرا و اداره عملیات صنعت نفت باشد.

عامل ذیحساب عامل ذی حساب مأموری است که با موافقت ذیحساب و به موجب حکم دستگاه اجرایی مربوط از بین مستخدمین رسمی واجد صلاحیت در مواردی که به موجب آیین‌نامه اجرایی این ماده معین خواهد شد به این سمت منصوب و انجام قسمتی از وظایف و مسئولیت‌های موضوع ماده 31 این قانون توسط ذیحساب به او محول می‌شود. کارپردازان و واحدهای تدارکاتی و سایر مأموران و واحدهای دولتی مادام که به اقتضای طبع و ماهیت وظایف قانونی خود و یا مأموریت‌های محوله مجاز به دریافت تنخواه‌گردان پرداخت از ذیحساب می‌باشند از لحاظ مقررات مربوط به واریز تنخواه‌گردان دریافتی در حکم عامل ذیحساب محسوب می‌شوند.

عایدات خالص عایدات خالص از لحاظ این قانون عبارت است از: مجموع عایدات مودی است در دوره مالیاتی منهای مخارج جاری و مصارف شغل در حدودی که برای تحصیل و حفظ عایدات مزبور در دوره مالیاتی ضروری است و در نظامنامه مصوب کمیسیون قوانین مالیه تعیین خواهد شد.

عائله منظور از عایله افرادی است که طبق ماده 86 و با رعایت شرایط مقرر در آن از حقوق وظیفه استفاده خواهند کرد.

عائله تحت تکفل عبارتند از: همسر، فرزندان و پدر و مادر تحت تکفل که از هیچ نوع خدمات درمانی دیگری بهره‌مند نباشند.

عائله درجه یک از نظر این قانون عایله درجه یک عبارت از فرزندان و پدر و مادر تحت تکفل و همسر می‌باشد.

عدم صلاحیت ذاتی عبارت است از: عدم صلاحیت محکمه صلحیه نسبت به امور راجعه به ابتدایی و بالعکس و عدم صلاحیت محکمه حقوق نسبت به امور جزایی و محکمه جزایی نسبت به حقوقی و محکمه ابتدایی نسبت به استیناف و بالعکس و محاکم عمومی نسبت به محاکم شرع و برعکس و عدم صلاحیت محاکم عدلیه نسبت به امور راجعه به محاکم غیرعدلیه.

عذر موجه جهات زیر عذر موجه محسوب می‌گردد: 1) مرضی که مانع از حرکت است. 2) فوت یکی از والدین یا همسر یا اولاد. 3) حوادث قهریه از قبیل سیل، زلزله و حریق که براثر آن تقدیم دادخواست واخواهی در مهلت مقرر ممکن نباشد. 4) توقیف یا حبس بودن به نحوی که نتوان در مهلت مقرر دادخواست واخواهی تقدیم کرد.

عرف محل میزان زمینی که درآمد حاصل از آن برای تأمین زندگی و معاش یک خانواده کافی باشد.

عریضه مطلبی که از طرف دولت به مجلس می‌رسد به کلمه (اظهار) تعبیر می‌شود و مطلبی که از طرف اعضا مجلس باشد به کلمه (عنوان) و آن چه سایر مردم به فرستند به کلمه (عریضه).

عقد عقد عبارت ‌است از: این‌که یک یا چند نفر در مقابل یک یا چند نفر دیگر تعهد بر امری نمایند و مورد قبول آن‌ها باشد.

عقد جایز عقد جایز آن است که هر یک از طرفین بتواند هر وقتی بخواهد فسخ کند.

عقد خیاری عقد خیاری آن است که برای طرفین یا یکی از آن‌ها یا برای ثالثی اختیار فسخ باشد.

عقد لازم عقد لازم آن است که هیچ یک از طرفین معامله حق فسخ آن را نداشته باشد مگر در موارد معین.

عقد معلق عقد منجز آن است که تأثیر آن برحسب انشا موقوف به امر دیگری نباشد و الا معلق خواهد بود.

عین موهوبه هبه عقدی است که به موجب آن یک نفر مالی را مجاناً به کس دیگری تملیک می‌کند. تملیک کننده واهب طرف دیگر را متهب، مالی را که مورد هبه است عین موهوبه می‌گویند.

علیه در لغت به معنی بر ضد و بر زیان تعبیر شده و در اصطلاح حقوقی بر او، بر ضرر، به عده او آمده و در مقابل کلمه له استعمال میشود.

علت در لغت به معنای انگیزه، جهت، دلیل و سبب معنی شده و در اصطلاح حقوقی به معنی امری است که به محض وقوع آن، چیز دیگری بدون اینکه تاخیری رخ دهد به دنبال آن واقع گردد، به طوری که مابین آن دو رابطه ی سببیت وجود داشته باشد.

عمات به عمه ها، خواهران پدر اطلاق میگردد.

عنن عدم رجولیت در مرد، ناتوانی جنسی عدم توانایی مقاربت.

عوض در معاملات معوض هر یک از دو موضوع مورد معامله را عوض نامند. مالی که باید زیان زننده برای جبران خسارت به آسیب دیده بدهد.

عوضین به عوض و معوض در عقود مالی معوض مانند بیع اطلاق میگردد.

عین در لغت به معنی چشم و دیده، اصل و مشابه، جوهر و ذات معنی شده و در اصطلاح حقوقی منظور از عین اشیاء مادی مستقل مانند گوسفند و همچنین ذات هرچیز، نفس شیء نیز عنوان گردیده است.

عین کلی در مقابل عین شخص استعمال شده است که مال مادی معین موجود در خارج است. عین کلی خود بر چند قسم است: 1) عین کلی مشاع: مانند دانگی از خانه معین 2) عین کلی در معین مانند: یک من گندم از انبار گندم موجود معین 3) عین کلی در ذمه مانند: صد گندم که در ذمه متعهد معینی قرار باشد.

غ

غبطه غبطه در لغت به معنای نیکویی حال، شادمانی، آرزو آمده و همچنین در اصطلاح حقوقی منظور از غبطه در نگهداری اموال مولی علیه این است که ولی، عملی نکند که موجب فساد مال مولی علیه شود.

غبن در لغت به معنای خدعه و نیرنگ، فریب و بی عدالتی و در اصطلاح حقوقی به بهم خوردگی تعادل ارزش عوضین است، به طوری که موجب ضرر یک طرف عقد شود و نتیجه ی آن فساد مال مولی علیه میگردد.

غرماء در لغت به معنی طلبکاران به کار رفته است و در اصطلاح حقوقی به معنی بستانکاران است و بیشتر در خصوص بستانکاران مفلس و ورشکسته مورد استعمال قرار میگیرد.

غش از جرایم مربوط به تقلب و تزویر در کسب عنوان گردیده است.

غصب غصب استیلا بر حق غیر است به نحو عدوان اثبات ید بر مال غیر بدون مجوز هم در حکم غصب است.

غصب عناوین و مشاغل هر کس بدون سمت رسمی یا اذن از طرف دولت در مشاغل دولتی اعم از کشوری یا لشگری و انتظامی که قانوناً مربوط به او نبوده خود را داخل کند.

غیر منقول مال غیر منقول آن است که از محلی به محل دیگر نتوان نقل نمود، اعم از این که استقرار آن ذاتی باشد یا به واسطه‌ی عمل انسان، به نحوی که نقل آن مستلزم خرابی یا نقص خود مال یا محل آن شود.

غایب غایب وضع پرسنلی است که بدون رعایت مقررات در محل خدمت حاضر نشوند.

غایب مفقود الاثر غایب مفقود الاثر کسی است که از غیبت او مدت بالنسبه مدیدی ‌گذشته و از او به هیچ وجه خبری نباشد.

غبن فاحش غبن در صورتی فاحش است که عرفاً قابل مسامحه نباشد. غبن به مقدار خمس قیمت یا بیش‌تر باشد فاحش است و در کم‌تر از مقدار مزبور در صورتی فاحش است که عرفاً قابل مسامحه نباشد.

غرامت بیمه شده که در اثر حادثه ناشی از کار از یک دهم تا یک سوم توانایی کار خود را از دست داده باشد، استحقاق دریافت غرامت نقص مقطوع را خواهد داشت. میزان غرامت مذکور عبارت است از: سی‌ و شش برابر مستمری مقرر در ماده 60 قانون ضرب در چند درصد درجه از کار افتادگی بیمه شده.

غرامت دستمزد غرامت دستمزد به وجوهی اطلاق می‌شود که در ایام بارداری بیماری و عدم توانایی موقت، اشتغال به کار و عدم دریافت مزد یا حقوق به حکم این قانون به جای مزد یا حقوق به بیمه شده پرداخت می‌شود.

غرامت مقطوع نقص عضو غرامت مقطوع نقص عضو مبلغی است که به طور یکجا برای جبران نقص عضو یا جبران تقلیل درآمد بیمه شده به شخص او داده می‌شود.

غرس اشجار عبارت است از: کاشتن نهال برای حفاظت خاک در مقابل فرسایش

غرفه مکان مستقلی است که به وسیله مصالح ساختمانی از قبیل آهن، آجر، سیمان، سنگ، آهک، خشت، گل و چوب بنا شده، دارای محل عبور مجزا و آب و برق باشد.

غفلت منظور از غفلت خودداری از امری است که مرتکب باید به آن اقدام نموده باشد اعم از این که منشا بی‌مبالاتی یا غفلت عدم اطلاع و عدم مهارت یا عدم تجربه یا عدم رعایت قوانین یا مقررات یا اوامر یا نظامات و یا عرف و عادت باشد.

غله منظور از (غله) گندم، جو، ذرت و موادی که از کالاهای مزبور به دست می‌آید.

غیر رشید غیر رشید کسی است که تصرفات او در اموال و حقوق مالی خود عقلایی نباشد.

غابن کسی که در معامله موجب مغبون شدن شخص دیگری گردیده است.

غار هرگاه شخصی مالی را که قانونا حق ندارد آنرا معامله کند قاعده ی غرور در این حالت محقق میگردد در این صورت به ناقل غار به منقل الیه مغرور می گویند.

غارت به تصاحب مال منقول غیر توسط عده ای با توسل به قهر و غلبه اطلاق میگردد.

غاروقه در اصطلاح فقهی به زمین های کشاورزی در مصر اطلاق میگشت که ملک دولت بود و مردم به اذن حکومت حق بهره برداری بودند، این اذن برای بهره برداری به موجب عقدی که به آن غاروقه می گفتن محقق می گشت.

غایت در لغت به معنی غرض عنوان گردیده است همچنین به اسباب موجه حکم که مقدمه ی حکم و رأی می آید، عنوان میگردد.

غبطه در اصطلاح حقوقی منظور از غبطه این است در نگهداری اموال مولی علیه، ولی مرتکب عملی نشود که موجب تلف یا فساد مال مولی علیه شود اما رساندن نفع به مولی علیه نیز در تصرفات ولی ضروری تلقی نمی گردد.

غدر در اصطلاح فقهی به تجاوز به دشمن پس از دادن امان اطلاق میگردد.

غرر در اصطلاح حقوقی به معنی جهل و یا احتمال حدوث ضرر در اثر جهل را شامل میگردد.

غرض در اصطلاح حقوقی به معنی فکری است که پیش از اقدام بکاری در خاطر خطور نماید و فکر وصول به آن موجب تحریک انسان نسبت به آن کار گردد.

غرم در اصطلاح فقهی به معنی غرامت و خسارت عنوان گردیده است.

غلبه در اصطلاح حقوقی غلبه به این معنی است که اکثر افراد یک صنف یا نوع دارای آن ویژگی و یا ماهیت باشند.

غنیمت در لغت به معنی دست یافتن به چیزی است بدون رنج و عوض عنوان گردیده است.

غنیمت بحری در اصطلاح حقوق بین الملل کشتی های جنگی کشتی های تجاری را با محملات آنها میتوانند ضبط کنند که برای این عمل نیاز به صدور حکم از دادگاه غنائم (دادگاه داخلی) می باشد.

غیر محصور در اصطلاح حقوق مدنی به معنی کثرت عدد به حدی باشد که شمارش ممکن نبوده یا دشوار باشد.

غیر مشروع به امر یا چیزی که وجاهت شرعی نداشته باشد اطلاق میگردد که شامل باطل و جرم میگردد.

غیر ممیز در اصطلاح حقوقی به شخصی اطلاق میگردد که به سن بلوغ نرسیده و فاقد قدرت تمیز به موضوع معینی نیز می باشد.

ف

فرض در لغت به معنی آنچه به عنوان واقعیت موجود پذیرفته می‌شود تا درستی یا نادرستی آن بعداً معلوم شود. در اصطلاح حقوقی سهم معینی از ترکه که قانون برای بعضی از وراث مقرر کرده است مانند نصف، ربع، سدس.

فضولی در لغت به معنی مداخله بی جهت در کار دیگران عنوان گردیده و در اصطلاح حقوقی به کسی اطلاق میگردد که در عقد، مال غیر را بدون ابن که از طرف مالک اذن داشته باشد، موضوع معامله قرار دهد.

فراری فراری وضع پرسنلی است که مدت غیبت آنان در زمان صلح از 15 روز و در زمان جنگ از 5 روز تجاوز نماید.

فرض (سهم معین) سهام معینه که فرض نامیده می‌شود عبارت است از نصف، ربع، ثمن، دو ثلث، ثلث و سدس ترکه.

فرض (ثلث ترکه) فرض دو وارث ثلث ترکه است: ‌1) مادر متوفی در صورتی که میت اولاد واخوه نداشته باشد. 2) کلاله امی در صورتی که بیش از یکی باشد.

فرض (ثمن ترکه) ثمن فرضیه زوجه یا زوجه‌‌ها است، در صورت فوت شوهر با داشتن اولاد.

فرض (دو ثلث ترکه) فرض دو وارث دو ثلث ترکه است: 1) دو دختر و بیش‌تر در صورت نبودن اولاد ذکور. 2) دو خواهر و بیش‌تر ابوینی یا ابی تنها با نبودن برادر.

فرض (ربع ترکه) فرض دو وارث ربع ترکه است: 1) شوهر در صورت فوت زن با داشتن اولاد. 2) زوجه یا زوجه‌‌ها در صورت فوت شوهر بدون اولاد.

فرض (سدس ترکه) فرض سه وارث سدس ترکه است، پدر و مادر و کلاله امی اگر تنها باشد.

فرض (نصف ترکه) فرض سه وارث نصف ترکه است: 1) شوهر در صورت نبودن اولاد برای متوفات اگر چه شوهر دیگر باشد. 2) دختر اگر فرزند منحصر باشد. 3) خواهر ابوینی یا ابی تنها در صورتی که منحصر به فرد باشد.

فسخ فعلی تصرفاتی که نوعاً کاشف از به هم زدن معامله باشد فسخ فعلی است.

فعالیت جاری منظور یک سلسله عملیات و خدمات مشخصی است که برای تحقق بخشیدن به هدف‌‌های برنامه سالانه طی یک سال اجرا می‌شود و هزینه آن از محل اعتبارات جاری تأمین می‌گردد.

فاسق در اصطلاح حقوقی به کسی اطلاق میگردد که دارای صفت فسق می باشد.

فاعلیت در اصطلاح فقهی جنبه ی تأثیری را گویند، در مقابل قابلیت که جنبه تأثری و انفعالی را گفته اند چنانکه تعلیم جنبه ی فاعلی و تعلم جنبه قابلی.

فتوی در اصطلاح فقهی نظری توسط مفتی ارائه میگردد که میتواند در مقام مرافعه باشد، خواه اظهار نظر علمی.

فته طلب مترادف سفته بیان گردیده.

فجور مترادف با زنا عنوان گردیده است.

فحشاء در فقه به معنی جرم عنوان گردیده و در حقوق جزا، به جرائم جنسی اطلاق میگردد.

فحل در اصطلاح حقوقی در خصوص رضاع صاحب شیر را فحل گویند. بدین معنی که فحل به مردی اطلاق میگردد که دایه از نکاح او صاحب شیر گشته است.

فداء به مالی اطلاق میگردد که اسیر جنگی برای آزادی پرداخت میکردند و جزء غنائم جنگی محسوب می شد.

فدیه به مالی اطلاق می گردد که زن در طلاق خلع به شوهر پرداخت میکند، برای طلاق دادن زن.

فرار از دین به هرگونه عملی حقوقی متقلبانه اطلاق میگردد که به منظور فرار از دین انجام می پذیرد.

فراش در اصطلاح حقوقی اصطلاحی است که در خصوص صدق ولد به شوهر می باشد و شرط صحت فراش وقوع عقد ازدواج و احتمال انزال می باشد. و در ماده 1158 قانون مدنی به آن پرداخته است.

فراغ دادگاه در آیین دادرسی به حالتی اطلاق میگردد که دادرس دادگاه رأی صادر کرده و مجاز در تعبیر رأی نباشد.

فرجام در اصطلاح حقوقی به معنی دیوان تمیز عنوان گردیده است.

فرجام تبعی در اصطلاح دادرسی فرجامی است خوانده دعوی فرجامی قبل از صدور رأی فرجامی نسبت به حکم مورد شکایت فرجامی تبعا ارائه میدهد. ولو اینکه مدت مقرر برای آن گذشته باشد.

فرجام ماهوی در آیین دادرسی کیفری فرجام خواهی با استناد به ماده 430 قانون مجازات عمومی را اطلاق میگردد.

فرجام خواسته در دادرسی مدنی به حکم یا قراری که از آن فرجام خواسته شده اطلاق میگردد، همچنین موردی از دعاوی فرجامی است که خواهان یا مدعی از دیوان تمیز می خواهد.

فرجام خوانده در آیین دادرسی مدنی به کسی اطلاق میگردد که علیه او دعوی فرجامی طرح شده باشد.

فرجام خواه در آیین دادرسی مدنی به کسی اطلاق میگردد که از حکمی یا قراری فرجام میخواهد یا همان مدعی در دعوای فرجامی را اطلاق میگردد.

فرس ماژر در اصطلاح حقوقی به حادثه ای که به صورت غیر مترقبه و غیر قابل اجتناب اطلاق میگردد که در اثر آن انجام تعهد مقدور نباشد. مهمترین اثر فرس ماژر بری شدن متعهد می باشد در مقابل متعهد له.

فروش به وعده به بیعی اطلاق میگردد که در آن تحویل کالا و پرداخت ثمن بعد از انقضاء مدت معین صورت می پذیرد.

فریه در اصطلاح حقوقی مترادف با قذف عنوان گردیده است.

فساد در اصطلاح حقوقی به صفتی اطلاق میگردد که با اعتبار آن، عمل حقوقی نمیتواند اثر قانونی داشته باشد.

فسق در اصطلاح حقوقی به ارتکاب عملی ناشایست یا یکی از گناهان بزرک و اصرار به کرار گناهان کوچک و یا ترک مروت فسق میگویند و مرتکب را فاسق می گویند.

فقه خاصه به مجموعه ی مطالعاتی اطلاق میگردد که توسط دانشمندان امامیه صورت گرفته است.

فقه عامه به مجموع مطالعات فقهی اطلاق میگردد که توسط دانشمندان عامه چه اهل سنت و چه اهل شریعت صورت گرفته و گردآوری شده باشد.

فقبه در اصطلاحات حقوقی به انسان با فهم و صاحب نظر اطلاق میگردد.

فک در اصطلاح حقوقی به معنی فسخ معامله عنوان گردیده، همچنین به نتیجه ی عمل فسخ اطلاق میگردد.

فلس در اصطلح فقهی به معنی صفت شخص مفلس عنوان گردیده است.

فمینیسم به جنبش آزادی زنان که بعد از جنگ جهانی اول در اروپا آغاز گردید، اطلاق میگیرد.

فن به مجموع ابزار ها و وسائل متناسب و متشکل برای گرفتن نتیجه ی معین یا بهترین راندمان ممکن و مقدور، فن عنوان گردیده است.

فوب فوب اصطلاحی در حقوق بین الملل است که به موجب آن فروشنده ای که کالایی که باید از طریق کشتی حمل شود باید کالا را بدون تقبل هزینه نقل توسط کشتی به محوطه ی بندری که کشتی از آنجا بارگیری میکند، برساند.

فوریت اخذ به شفعه بدین مفهوم که شریک بعد از اطلاع از وقوع معامله، سهم الشریک را بلافاصله با استناد به اخذ به شفعه خریداری نماید. در صورتی که معامله با شخص دیگری صورت یافته باشد معامله شریک با شخص ثالث باطل شده و شریک باید ثمن را به ثالث برگرداند.

فیئی در لغت به مالی اطلاق میگردد که بدون جنگ و خونریزی از دشمن گرفته میشد، غنیمت در لغت مترادف با فیئی می باشد.

ق

قاهر در لغت به معنی چیره شونده غالب و زبردست، و به طور کلی آن که دیگری را اجبار کند، عنوان گردیده است.

قبض در لغت به معنی نوشته یا سندی که در مقابل تحویل پول یا چیز دیگر از کسی بگیرند عنوان شده و در اصطلاحات حقوقی استیلای مشتری بر مبیع و همچنین سند دریافت مال را قبض گویند.

قدر متقین در مواردی که سعه و ضیق مدلول یک قانون محل تردید باشد مفسر آن قانون، مدلول آن را نسبت به مقداری که یقینی است ثابت میکند و نسبت به مازاد بر آن قدر، قانون سکوت میکند و چاره ی دیگری برای آن تعیین میکند.

قرابت به رابطه ی خویشاوندی اطلاق میگردد که اعم از خونی و سببی را شامل می شود.

قرابت ابوینی خویشاوندانی که رابطه آنها قرابتی است که با یکدیگر از طرف پدر و مادر قرابت دارند؛ مانند برادر یا خواهر که از یک پدر و مادر متولد شده باشند.

قرابت ابی اشخاصی که رابطه ی خویشاوندای که بین آنها برقرار است فقط از جهت انتساب به پدر است. مانند برادر ابی و یا خواهر ابی.

قرابت امی اشخاصی که رابطه ی خویشاوندی آنها فقط از طرف انتساب به مادر صورت میابد. مانند خواهر امی.

قرابت رضاعی قرابت رضاعی به نوعی از خویشاوندی اطلاق میگردد که میان زنی (به جز مادر) که به طفلی شیر داده باشد با خود فرد و نزدیکان او حاصل می‌شود. قرابت رضاعی مانند قرابت نسبی به خطوط عمودی و اطراف تقسیم می‌گردد.

قرار چنانچه رأی دادگاه راجع به ماهیت دعوا و قاطع آن به طور جزئی یا کلی باشد، حکم و در غیر این صورت قرار نامیده می‌شود.

قرائن مالیاتی قرائن مالیاتی عبارت است از: عواملی که در هر رشته از مشاغل با توجه به موقعیت شغل برای تشخیص درآمد مشمول مالیات به طور علی‌الرأس به کار می‌رود و فهرست آن به شرح ذیل می‌باشد: 1) خرید سالانه. 2) فروش سالانه. 3) درآمد ناویژه. 4) میزان تولید در کارخانجات 5) جمع کل وجوهی که بابت حق‌التحریر و حق‌الزحمه وصول عوارض و مصرف تمبر عاید دفترخانه اسناد رسمی می‌شود یا میزان تمبر مصرفی آن‌ها. 6) سایر عوامل به تشخیص کمیسیون تعیین ضرایب.

قرض قرض عقدی است که به موجب آن احد طرفین مقدار معینی از مال خود را به طرف دیگر تملیک می‌کند که طرف مزبور مثل آن را از حیث مقدار و جنس و وصف رد نماید و در صورت تعذر رد مثل قیمت یوم‌الرد را بدهد.

قصور عبارت است از کوتاهی غیرعمدی در اجرای وظایف اداری.

قوادی قوادی عبارت است از: جمع و مرتبط کردن دو نفر یا بیش‌تر برای زنا یا لواط.

قیمی (اموال) مثلی که در این قانون ذکر شده عبارت از: مالی است که اشباه و نظایر آن نوعاً زیاد و شایع باشد مانند حبوبات و نحو آن و قیمی مقابل آن است معذلک تشخیص این معنی با عرف می‌باشد.

قرضه در لغت مترادف با استقراض، دین و وام است. در اصطلاح حقوقی سندی است که بیان گر وجود مبلغی به عنوان طلب دارنده آن از موسسه ی صادر کننده ی آن است.

قرن قرن به فتح قاف و راء استخوان است، در فرج که مانع جماع میگردد. لذا وجود استخوان موجب انسداد می گردد. به زنی که دارای این عیب باشد قرناء می گویند.

قسم در لغت به معنی سوگند یاد کردن است و در اصطلاحات حقوقی به معنی گواه گرفتن یکی از مقدسات بر صدق اظهار خود، تعبیر شده است.

قلع در لغت به معنی اخراج، تباهی، ریشه کن کردن، سرکوبی آمده و در اصطلاح حقوقی به معنی از بین بردن و نابود ساختن است.

قولنامه در لغت به معنی سند و قرارداد است و در اصطلاح حقوقی به معنی نوشته ای غالبا عادی حاکی از توافق بر واقع ساختن عقدی در مورد معینی که ضمانت اجراء تخلف از آن است، عنوان گردیده است.

قیم در لغت به معن سرپرست آمده و در اصطلاح حقوقی نماینده قانونی محجوری که از طرف مقامات صلاحیت دار قضایی در نبودن ولی قهری و وصی او تعیین میگردد.

قهری در لغت به معنی اجباری و جبری است و در اصطلاح حقوقی هر آنچه که خارج از اراده و اختیار باشد. مانند ضمان قهری، یعنی مسئولیت مدنی که قانون بر آدمی تحمیل می کند و تابع اراده و خواست او نیست.

ک

کفیل در لغت به معنی ضامن و متعهد آمده و در اصطلاح حقوقی در معنای متعهد در عقد کفالت، ضامن. کسی که اداره وزارتخانه، موسسه ای را به عهده گرفته باشد، بیان گردیده.

کفالت کفالت عقدی است که به موجب آن احد طرفین در مقابل طرف دیگر احضار شخص ثالثی را تعهد می‌کند. متعهد را کفیل، شخص ثالث را مکفول و طرف دیگر را مکفول له می‌گویند.

کلاله منظور از کلاله برادر و خواهر می باشد. چنان که کسی بمیرد و دارای چند برادر یا چند خواهر و یا چند برادر و خواهر باشد. متوفی دارای کلاله است.

کلاله امی برادر و خواهر که نسبت آنها از طرف مادر یکسان بوده باشد.

کیل واحد اندازه گیری در برابر وزن عنوان گردیده است.

کیفر مجازات برای کسی که خلاف قانون یا اخلاق یا عرف و عادت رفتار کرده و مرتکب عمل شده است، مقرر میگردد.

کابوتاژ عبارت از: حمل کالا از یک نقطه به نقطه دیگر کشور از راه دریا یا رودخانه‌های مرزی است و کالایی که از لحاظ نزدیکی راه یا رعایت صرفه تجارتی از یک نقطه به نقطه دیگر کشور با عبور از خاک کشور خارجی حمل شود نیز مشمول مقررات کابوتاژ می‌شود و در این موارد هرگاه کالای کابوتاژی با وسایط نقلیه داخلی حمل شود، وسیله نقلیه نیز تابع تشریفات کالای کابوتاژی خواهد بود.

کارپرداز کارپرداز مأموری است که از بین مستخدمین رسمی واجد صلاحیت دستگاه ذیربط به این سمت منصوب می‌شود و نسبت به خرید و تدارک کالاها و خدمات مورد نیاز طبق دستور مقامات مجاز با رعایت مقررات اقدام می‌نماید.

کارفرما شخصی است حقیقی یا حقوقی که کارگر به درخواست و به حساب او در مقابل دریافت حق‌السعی کار می‌کند.

کالای مشروط کالایی است که صدور یا ورود آن با کسب مجوز امکان‌پذیر است.

کیفر تبعی کیفر تبعی اثر ناشی از حکم است بدون قید در حکم و کیفر تکمیلی همان کیفر تبعی است. با این تفاوت که مثل کیفر اصلی در حکم دادگاه قید می‌شود.

کابین اسم فارسی صداق و مهریه عنوان گشته است.

کابینه در رژیم پارلمانی به مجموع ای از وزراء و معاونین اطلاق میگردد که در مجلس دارای مسئولیت سیاسی مشترکی می باشند.

کاپیتولاسیون در حقوق بین الملل به حقی اطلاق میگردد که تحت معاهده ای ایجاد میشود و به موجب آن بیگانگان در کشوری حق اقامت و برخی حقوق و مزایای به صورت اختصاصی بهره مند می شوند.

کار اجباری در حقوق جزا به خدماتی که با تهدید به مجازات و بی آنکه ذینفع بمیل و رضای خاطر برای انجام آن داوطلب گردد به وی تحمیل میگردد، اطلاق میگردد.

کاردار در اصطلاح حقوق بین الملل به نماینده ای از نمایندگان سیاسی که در طبقه یچهارم از طبقات نمایندگی سیاسی قرار گرفته اند که از طرف وزارت امور خارجه برای انجام مأموریتی به وزارت امور خارجه ی محل انجام مأموریت معرفی میگردد، اطلاق میگردد.

کارگزار به شخصی اطلاق میگردد که امور مربوط به بانک را در شهر دیگری انجام میدهد.

کارگزینی اداره ای است که در وزارتخانه به امور کارمندان رسیدگی میکند به طوری که شغل آنها را معین میکند، مأموریت آنها را تعیین و یا تغییر می دهد.

کافر در اصطلاح حقوقی مترادف اجنبی عنوان گردیده است.

کافر اصلی در اصطلاح فقهی به کافر غیر مرتد اطلاق میگردد که دو نوع است: کافر کتابی و کافر حربی.

کافر حربی به کافری اطلاق میگردد که به هیچ یک از ادیان الهی متدین نمی باشد.

کافر ذمی در اصطلاح فقهی به کافر کتابی اطلاق میگردد که جزیه ی خود را پرداخت کرده باشد.

کافر کتابی به شخصی اطلاق میگردد که متدین به یکی از دین های مسیحی، یهودی یا زرتشتی باشد.

کادستر به مجموعه دفاتر و اسنادی اطلاق میگردد که دلالت بر مساحت اراضی مزروعی و غیر مزروعی و ابنیه و املاک و نقشه و حدود تفصیلی آنها در مناطق مختلف کشور میکند، و هدف از ان تعیین مالیات های ارضی به میزان ازش املاک و منافع آنها می باشد.

کار سخت در اصطلاح فارسی مترادف عمل شاق (اعمال شاقه) عنوان گردیده و در اصطلاحات اسلامی خدمت شدید بیان گردیده است.

کارافه در اصطلاحات فارسی مترادف با دستمزد رعیت، عنوان گردیده است.

کاشف از قصد در خصوص عقود هر کدام از ایجاب و قبول را کاشف از قصد عنوان می نمایند و اصطلاحاً به خود قصد مکشوف می گویند.

کبیر در اصطلاح حقوق مدنی به شخصی حقیقی اطلاق میگردد که 18 سال تمام داشته باشد که در این خصوص بین اناث و ذکور تفاوتی نیست، از نظر فقهی کبیر مترادف با بالغ عنوان گردیده، همچنین در حقوق مدنی کبیر لزوما عاقل نیست.

کبیره در اصطلاح حقوقی کبیره به عملی که جرم بوده و از نظر کیفیت سنگین و شدید باشد اطلاق میگردد، در اصطلاح فقهی جرائم زیر کبیره و یا معاصی کبیره عنوان گردیده اند: الف) جرمی که نص قانون به عنوان معصیت کبیره ار آن یاد نموده. ب) جرائمی که مجازات اخروی برای آنها تعیین گردیده. ج) جرائم الحاقی به نوع دوم در نص قانون آمده. د) جرائمی که در نص قانون آنا را برابر جرائم مدکور دانسته یا از آنها شدید تر عنوان نمایند. که سای جرایم را صغیره و یا معاصی صغیه عنوان می نمایند.

کتب ضلال به کتابی اطلاق میگردد که محتویات آن خلاف واقع باشد که میتواند افسانه ها را نیز در بر گیرد، در اصطلاحات فقهی به کتابی اطلاق میگردد که غایت و هدف نویسنده انحراف مسلمانان می باشد که در این مفهوم دیگر مشمول افسانه ها نخواهد بود.

کد در اصطلاح حقوقی به جمع آوری علمی مقررات مربوط به یکی از رشته های حقوق را کد میگویند. توجه نمایید خود مقرراتی را که با این ترتیب گرداوری شده و مدون گردیده را کد می نامند که امروزه به جای این کلمه اصطلاح مجموعه به مار میرود و در فقه نیز اصطلاح جامعه به کار میرود.

کدیفیکاسیون به طور کلی به تمامی اموری که برای تنقیح قانون و تعیین منسوخ از ناسخ و عام از خاص و همچنین ربط مقررات مختلف با یکدیگر را که با شیوه های علمی صورت می پذیرد، کدیفیکاسیون میگویند.

کدیور در اصطلاح حقوقی به عامل در باب مزارعه را کدیور گویند. و همچنین کدیوری را همان عقد مزارعه عنوان می نمایند.

کرسی اصطلاحاً به جایگاه معنوی و حقوقی مختص یک استاد در رشته مربوطه را کسی میگویند و همچنین در اصطلاحات حقوقی تحت عنوان حاکم نشین ایالت یا ولایت یا کشور نیز عنوان گردیده است.

کسب نقل ارادی یا قهری مال یا حق از حیث ارتباط آن با شخصی که آن مال یا حق را تملک می نماید.

گ

گرو مترادف رهن است، راهن را گرو دهنده، مرتهن را گروگیر، عین مرهونه را گروگان گویند.

گاوبند در قانون اصلاحات ارضی به کسی اطلاق میگردد که مالک زمین نیست ولی با داشتن یک یا چند عامل زراعتی با وسیله ی کارگر کشاورزی با برزگر در زمین مالک زراعت میکند و مقداری از محصول را حسب مورد به صورت جنسی با نقدی به مالک زمین میدهد.

گذرنامه به معنی تذکره و پاسپورت معنی شده است به طور کلی به سندی که یک مقام بین المللی صلاحیت دار برای تهسیل عبور و مرور از کشوری به کشور دیگر به اشخاص صادر می نماید.

گرو شخصی دادن شخص یا اشخاص معین به تصرف گرو گیرنده برای تضمین اجراء عهود از طرف گرو دهنده تا در صورت تخلف گرو گیرنده حق داشته باشد شخص مورد گروگان را بکشد یا از برگشتن او به وطن خود جلوگیری نماید.

گروبندی عقدی که بین دو طرف بسته می شود که یک طرف امری را اثبات و دیگری نفی میکند، تا اظهار هر کس درآید مترادف شرط بندی که در صورتی که معوض باشد به آن قمار نیز می گویند.

گره واحد طول سابق که برابر یک شانزدهم زرع می باشد.

گزارش اصلاحی صورت مجلسی که دادگاه در موقع صلح اصحاب دعوی تنطیم میکند را گزارش اصلاحی میگویند، که نه ماهیت حکم را دارد و نه قرار.

گزمه در اصطلاح به معنی محله عنوان گردیده است.

گواه مترادف شاهد بیان گردیده است.

گواهی مترادف شهادت عنوان گردیده و همچنین به معنی تصذیق نیز بیان میگردد.

گواهی امضاء به معنی تصدیق امضاء که در ذیل سندی عادی آمده و توسط دفتر خانه اسناد رسمی صورت میابد.

گواهی انجام کار به تصدیقی اطلاق میگردد که حاکی از نوع کار و تاریخ شروع و پایان کار می باشد، که فاعل کار انجام داده است و از طرف مقامی صالح که کار مورد نظر تحت نظر و باری آن مقام انجام می شود.

گواهی نامه ثبتی در دفتر اسناد رسمی به تصدیقی اطلاق میگردد که مطابق آن برای فرد دارنده ی آن بر روی سند مذکور حق ارتفاق در سند مالکیت غیر درج میگردد و از آن گواهی نامه به عنوان سند مالکیت استفاده میگردد.

گیروانکه تقریبا برابر 5 سیر است، همچنین واحد وزن روسی سابق می باشد.

ل

لاحق در لغت به معنی متصل،بعدی، عنوان گردیده است. در اصطلاح حقوقی به آن که بعد از چیزی بیاید و به آن ملحق شود اطلاق میگردد.

لعان در لغت به معنی دشنام و نفرین آمده و در اصطلاح حقوقی به معنی نسبت دادن زنا از طرف مرد به زن به صورتی که خود را لعنت نماید در صورتی که دروغ گفته باشد و تکذیب زن و لعنت نمودن خود اگر شوهرش راست گفته باشد که موجب حرمت میگردد.

لواط لواط وطی انسان مذکر است چه به صورت دخول باشد یا تفخیذ.

لایحه در لغت به معنی نوشته‌ای که در آن پیشنهاد یا ادعایی ارائه شده، تعبیر گشته همچنین به معنی طرح نیز به کار رفته.

لایحه قانونی لوایح قانونی که از طرف دولت به مجلس پیشنهاد می‌شود باید: 1) دارای موضوع و عنوان مشخص باشد. 2) دلایل لزوم تهیه و پیشنهاد آن در مقدمه لایحه به وضوح درج شود. 3) دارای موادی متناسب با اصل موضوع و عنوان لایحه باشد.

م

مأذون در لغت به معنی مجاز و اذن دادن تعبیر شده و در اصطلاح حقوقی به کسی اطلاق میگردد که از طرف صاحب حق و یا از طرف حاکم و یا نماینده قانونی او اذن در فعل یا ترک فعل معینی را دارا شده است.

مافی الذمه در اصطلاح حقوقی، حقی است که به نفع کسی در ذمه شخصی مستقر شده به طور کلی انچه بر عهده کسی باشد عنوان گردیده.

ماهوی - ماهیت بحث درباره ماهیت بحث درباده ذات و اصل و جوهر موضوع است. در اصطلاح حقوقی، توجه به بنیان و شالوده اختلاف و دقت در اصل و اساس خصومت را مراد کرده اند.

مأخوذ در لغت به معنی (گرفته شده) تعبیر شده است.

مأذونیت به عنوان مصدر جعلی، مأذونین استعمال می شود.

مأجور در لغت به معنی عین مستأجره استعمال می شود.

موجل در لغت به معنی مدت دار معنی شده و در اصطلاح حقوقی تعهدی است که انجام دادن آن مشروط به رسیدن اجل معینی باشد.

ماترک در باب ارث به اموالی که با فوت صاحب آن و به حکم قانون به وراث تعلق میگیرد را ماترک می گویند.

مال منقول اشیایی که نقل آن از محلی به محل دیگر ممکن باشد، بدون این که به خود یا محل آن خرابی وارد آید منقول است.

مأمومه جراحتی که به کیسه مغز برسد.

مایملک در لغت به معنی دارایی و مال است و در اصطلاح حقوقی منظور آن قسمت مثبت از دارایی های شخص را اطلاق میگردد.

مباح در فقه به موضوعی اشاره دارد که هم ترک و هم فعلش جایز باشد.

مباحات اصلی اموالی است که مالک و سابقه احیا و تحجیر و حیازت نسبت به آن‌ها معلوم نباشد.

مباشر در لغت به معنی عامل کاری، کارپرداز و در اصطلاح حقوقی به کسی که از طرف مالک مستمرا اداره اموال مالک را تصدی مینماید را مباش گویند.

مباشرت (در جنایت) مباشرت آن است ‌که جنایت‌ مستقیماً‌ توسط‌ خود‌ جانی ‌واقع ‌شده ‌باشد.

مبطل باطل کننده، باطل ساز، نادرست

مبیع به عین موجود در خارج و یا عین کلی در ذمه شخصی اطلاق میگردد، که به عنوان عوض و همچنین به انتظار دریافت عوض معلوم به طرف تملیک میگردد. آنچه در عقد بیع مورد بیع واقع می شود.

متصالح در عقد صلح به طرفی که قبول کننده می باشد، اطلاق میگردد.

متهم در قانون مجازات به کسی که فاعل جرم باشد ولی هنوز انتساب جرم به او محرز نشده باشد، اطلاق میگردد.

متولی در لغت به معنی سرپرست و کارگردان آمده در اصطلاح حقوقی به شخصی که از طرف واقف تعیین میگردد تا اداره ی اموال موقوفی را بر عهده گیرد، اطلاق میگردد.

متوقف در لغت به معنی ایستاده و در یک جا مانده تعبیر می شود و در اصطلاح حقوقی مترادف با ورشکسته در خصوص تاجر عنوان گردیده است.

متبایعین در خصوص غلبه به اشخاصی اطلاق میگردد که طرفین عقد باشند، مانند: فروشنده و خریدار.

متعاملین به طرفین معامله و داد و ستد متعاملین میگویند. معامله کنندگان.

متعهدله به کسی که از تعهد متعهد منتفع میگردد، اطلاق میگردد.

متهِب به کسی که هبه را قبول کند در عقد هبه اطلاق میگردد. در مقابل واهب قرار میگیرد.

مثمن به معوض در عقد بیع اطلاق میگردد.

محاذی در معنایی روبرو و یا مقابل به کار میرود.

محال علیه در عقد حواله به کسی که ذمه مدیون به او انتقال می گردد، اطلاق میگردد. و نیز به طرف حواله کسی که حواله در عهده او صادر می شود، اطلاق میگردد.

محتال در عقد حواله کسی که حواله به نفع او صادر می شود. طلبکار.

مجنون مجنون در فقه و حقوق به کسی اطلاق می گردد که فاقد قدرت تشخیص نفع و ضرر و حسن و قبح باشد.

محجور به شخصی اطلاق میگردد که فاقد عقل و یا رشد و یا کبر باشد.

محصور آنچه که حصر شده باشد، اختصاص یافته، در اصطلاح حقوقی متضاد غیر محصور بوده به معنی موقوف علیه و حصر شده بیان میگردد.

محمول در لغت به معنی بار، محموله و یا حمل شده عنوان گشته و در اصطلاح حقوقی به معنای مفروض عنوان گشته است.

محیل در عقد حواله کسی که حواله دهنده باشد را اطلاق میگردد، طرف عقد حواله، مدیون.

محکوم کسی که حکم مدنی و یا کیفری و یا اداری بر علیه او صادر شده باشد.

مختوم در لغت به معنی خاتمه یافته و به پایان رسیده معنی شده است.

مدیر ترکه کسی که اداره ی ماترک متوفی بر عهده او باشد.

مدیون کسی که ذمه او مشغول به تعهدی به نفع غیر است.

مراهنه مترادف قمار بوده و به هر نوع از برد و باخت و شرط بندی اطلاق میگردد.

مراضات به تراضی و توافق دو نفر نراضات می گویند.

مراعا به آنچه که نگه داشته شده باشد و یا رعایت شده باشد اطلاق میگردد.

مرافعه در لغت به معنی جدال، دعوا، شکایت بیان شده و در اصطلاح حقوقی به طرح دعوی علیه یکدیگر عنوان شده است. رفتن نزد حاکم با خصم و دشمنی.

مرهونه به معنی گروگان در عقد رهن به آنچه که گرو گذاشته شده باشد، اطلاق میگردد.

مزج اختیاری در لغت آمیختن، مخلوط معنی شده و در اصطلاحات حقوقی به معنی دو نفر به اراده و اختیار پاره ای از اموال خود را ممزوج کنند. مالی ممزوج شده مشترک خواهد شد.

مساقات در لغت به معنی آبیاری و در اصطلاح حقوقی معاملاتی است، بین مالک درختان و مانند آنها با کارگر در برابر حصه ی مشاع معین از ثمره اعم از میوه و برگ و گل و غیره آن که مود توافق قرار گرفته است.

مستشار در لغت به معنی رایزن و مشاور استعمال می شود. در اصطلاح حقوقی به معنی عضو محاکم عالی عنوان گردیده است.

مستعیر کسی را مالی ره که متعلق به غیر است، را به عاریه میگیرد.

مستغلات به اموال غیر منقولی اطلاق میگردد که توسط مالک آنها مورد بهره برداری قرار می گیرند.

مستودع امین، ودیعه گیر، امانت داده شده، سپرده شده

مسقط آنچه که اندازنده و ساقط کننده باشد.

مسلوب هر آنچه ربوده شده، سلب شده تلقی گردد.

مشاع هر آنچه قسمت نشده و جدا نشده از حصه دیگری باشد. در کل هر مالی که بین دو یا چند نفر مشترک باشد.

مشروط علیه کسی که شرط به زیان او و به نفع دیگری باشد، آنکه شرط بر عهده او باشد. در عقود و ایقاعات.

مشروط له در عقود و ایقاعات به کسی که شرط به نفع او جاری شده اطلاق میگردد.

مشغول الذمه به کسی که هنوز تعهد خود را به جا نیاورده و یا دین خود را نپرداخته باشد، اطلاق میگردد.

مصاهره به حصول قرابت از طریق زوجیت اطلاق میگردد. رابطه ای که به واسطه ازدواج بین زوجه و زوج و خویشان هر یک از آن دو حاصل میگردد.

مضاجعه همخوابگی، همبستری گردیدن.

مضارب به عهده دار کار در قرارداد مضاربه اطلاق میگردد، عاملف به کسی اطلاق میگردد که در مقابل صاحب سرمایه و ملک باشد.

مضاربه عقدی است که به موجب ان یکی از متعاملین سرمایه می دهد با قید اینکه طرف دیگر با آن تجارت کرده و در سود آن شریک باشند.

مضمون عنه در ضمان، شخص ثالثی را که از او ضمانت شده است، مضمون عنه یا مدیون اصلی گفته می شود.

مضمون له کسی که ضمانت از ثالث به نفع او باشد، داین اصلی.

مطلقه به زنی که شوهرش او را طلاق داده باشد، اطلاق میگردد.

مظنه به جایی که گمان می رود در آنجا چیزی باشد، اطلاق میگردد. گمان، ظن. همچنین در لغت به معنی نرخ کالا، ارزش بیان گردیده.

معامل کسی که طرف عقد واقع می شود. مترادف عاقد.

معاوضه عقدی است که به موجب ان یکی از طرفین مالی می دهد و مال دیگری را به عنوان عوض از طرف دیگر دریافت میکند.

معد نرتب شده، آماده شده، مهیا شده، حساب شده.

معدوم آنچه که موجود نباشد، نیست شده، نابود شده.

معوض در عقد معوض مالی که از طرف ایجاب کننده داده می شود، معوض عنوان گردیده است.

معسر کسی که به واسطه عدم کفایت دارایی یا عدم دسترسی به مال خود قادر به پرداخت مخارج محکمه یا دیون خود نگردد.

معلق آویخته شده، تعلیق شده، مربوط، بلاتکلیف مانده.

معیر در عقد عاریه کسی که مال خود را به عاریه می دهد.

مغبون فریب خورده، گول خورده، همچنین کسی که در عقد معوض به واسطه غبن متضرر واقع گردد.

مغصوب مالی که غاصب، غصب کرده باشد.

مفروز در لغت به معنی جدا کرده بین گردیده و در اصطلاح حقوقی صفت مالی یا ملکی که بعد از اشاعه به صورت سهم جداگانه درآمده و بین شرکا تقسیم شده باشد تعبیر شده. در مقابل مشاع عنوان گردیده.

مقاوله نامه نوشته را که حاکی از یک قرار داد بین المللی باشد را مقاوله نامه گویند.

مقصوده مؤنث مقصود به معنی نیت، هدف، خواسته، طلب شده معنی میگردد.

مکره در لغت به معنی ناخوش دارنده آمده در اصطلاح حقوقی به معنی، شخصی که به اکراه وادار به عملی شده است، عنوان شده است. اکراه شونده.

مکفول به ثالثی که احضار او تعهد شده است مکفول گویند، در مقابل کفیل آمده، موضوع عقد کفالت را مکفول گویند.

ملکیت به رابطه ای حقوقی اطلاق میگردد که بین شخص و یک چیز مادی برقرار است.

موت فرضی به موتی اطلاق میگردد که به موجب حکم دادگاه درباره شخصی که غایب مفقود الخبر شده است، صادر می شود.

موجر در اجاره اشیاء به صاحب عین مال مورد اجاره اطلاق میگردد.

منافعی در لغت به معنی ضد و مخالف معنی شده و در اصلطلاح حقوقی به معنی نفی کننده و نیست کننده عنوان گردیده است.

منعزل در لغت به معنی کنار رفته و دور شده معنی شده و در اصطلاح حقوقی به کسی اطلاق میگردد که از سمت و مقام خود برکنار شده باشد.

منفصله مؤنث منفصل، به معنی جدا شده و قطعه قطعه شده عنوان گردیده.

منفق کسی که پرداخت نفقه به عهده اوست، کسی که در را خدا مالی میدهد.

منقصت خسارت، زیان، کمی و کاستی، نقصان

منقطع در لغت به معنی بریده و گسسته آمده و در اصطلاح حقوقی به زنی که به نکاح انقطاعی درآمده باشد، اطلاق میگردد. صفت عقد غیر دائم.

منقول در لغت به معنی نقل شده و جابه جا گردیده عنوان شده است. آنچه قابل حمل و نقل باشد. در اصطلاح حقوقی به مالی اطلاق میگردد که قابلیت جا به جایی داشته باشد.

مودع در باب ودیعه به ودیعه گذار اطلاق میگردد که در مقابل ودیعه گیر می باشد.

مورث کسی که فوت کرده باشد و مالی از او به جا مانده باشد، به معنی ارث گذارنده بیان گردیده.

موصی به کسی اطلاق میشود که طی وصیت تملیکی مال یا منفعتی از مال خود را برای زمان پس از مرگش به دیگری تملیک می کند.

موصی بِه آنچه ارث گذاشته شده، ما ترک.

موصی لَه کسی که در حق وی وصیت شده باشد، کسی که وصیت تملیکی به نفع اوست.

موقوف در لغت به معنای بازداشته، ممنوع، منوط، وابسته، متروکه، دست برداشته شده.

موقوف علیه به کسی که از طرف وقف کننده حق بهره بردن از منافع مال موقوفه به را دارا باشد، اطلاق میگردد.

موقوف علیهم به کسی اطلاق میگردد که از طرف وقف کننده حق بهره بردن از منافع مال موقوفه به او داده شده باشد.

موقوفه به مالی (اعم از منقول و غیر منقول) که در راه خدا و احسان وقف کنند.

مولی علیه به شخصی اطلاق میگردد که تحت سرپرستی قانونی قرار گرفته باشد.

موهوبه در هبه به مالی که مورد هبه واقع شده باشد، موهوبه گویند.

مهمل کلام بیهوده و بی معنی، بیکار گذاشته.

میاه به جع ماء ها اطلاق میگردد، آب ها.

مبلغ مدعی به مقدار مدعی به مبلغی است که در عرض حال صریحاً قید شده است، به ضمیمه اجرت المثل و خسارت که بودجه مدعی به تا روز اقامه دعوی ضمیمه شده و عارض تأدیه آن را تقاضا می‌کند.

متصرف کسی ‌که اراضی ‌کشت موقت را در اختیار داشته و شخصاً به کشت و زرع مشغول می‌باشد.

متولی موقوفه متولی موقوفه کسی است که به موجب مفاد وقفنامه و مقررات قانون مدنی یا این قانون واجد این سمت باشد. در مورد اعتراض اشخاص با رعایت مواد 14 تا 17 این قانون اقدام خواهد شد.

مجازات بازدارنده مجازات بازدارنده، تأدیب یا عقوبتی است که از طرف حکومت به منظور حفظ نظم و مراعات مصلحت اجتماع در قبال تخلف از مقررات و نظامات حکومتی تعیین می‌گردد. از قبیل حبس، جزای نقدی، تعطیل محل کسب، لغو پروانه و محرومیت از حقوق اجتماعی و اقامت در نقطه یا نقاط معین و منع از اقامت در نقطه یا نقاط معین و مانند آن.

مجرم به عادت هرگاه کسی به علت ارتکاب جنایت یا جنحه عمدی که به موجب قانون مجازات حبس برای آن پیش‌بینی گردیده دو مرتبه یا بیش‌تر محکوم به حبس بیش از دو ماه شده و بعد از اجرای مجازات مرتکب جرمی شود که مستلزم مجازات حبس است و از این رو دادگاه تشخیص دهد که مشارالیه دارای حالت خطرناک بوده و تمایل به ارتکاب جرائم داشته یا از راه قوادی یا فحشا یا نظایر آن امرار معاش می‌نماید مجرم به عادت محسوب شده و دادگاه می‌تواند حکم نگهداری او را در تبعیدگاه برای مدت نامعینی صادر نماید.

مجرمین خطرناک اقدامات تأمینی عبارتند از: تدابیری که دادگاه برای جلوگیری از تکرار جرم (جنحه یا جنایت) درباره مجرمان خطرناک اتخاذ می‌کند. مجرمین خطرناک کسانی هستند که سوابق و خصوصیات روحی و اخلاقی آنان و کیفیت ارتکاب و جرم ارتکابی آنان را در مظان ارتکاب جرم در آینده قرار دهد اعم از این‌که قانوناً مسئول باشند یا غیرمسئول. صدور حکم اقدام تأمینی از طرف دادگاه وقتی جایز است که کسی مرتکب جرم گردیده باشد.

مجوز شرعی عبارت است از: گواهی که بر اساس شرع مقدس اسلام در مورد تبدیل به احسن و فروش اموال موقوفه که توسط مجتهد جامع‌الشرایط صادر شده باشد.

مجهول التولیه مقصود از مجهول التولیه آن است که متولی شخص معین یا اشخاص معین یا برحسب اوصاف که بالاخره منطبق با شخص معینی می‌شود معلوم نباشد.

محارب و مفسد فی‌الارض هر کس که برای ایجاد رعب و هراس و سلب آزادی و امنیت مردم دست به اسلحه ببرد محارب و مفسد فی‌الارض می‌باشد.

محاکم اختصاصی محاکم اختصاصی آن است که به هیچ امری حق رسیدگی ندارد، غیر آنچه قانون صراحتاً اجازه داده است. مثل محاکم تجارت.

محاکم عمومی محاکم عمومی آن است که حق رسیدگی به تمام دعاوی دارد، غیر آنچه قانون صراحتاً استثنا کرده است.

محتکر هر کس مواد غذایی موضوع بند الف ماده 1 مربوطه را احتکار نماید، محتکر محسوب شده.

محکمه صلحیه عبارت است از: امین صلح و یک نفر فقیه که صلاحیت قطع و فصل دعاوی راجعه به محکمه صلح را در موارد امور شرعی داشته باشد، فقیه مذکور موسوم است به حاکم صلح.

محکومیت‌های مؤثر کیفری مراد از محکومیت‌های مؤثر کیفری مذکور در قوانین جزایی مصوب مجلس شورای اسلامی عبارت است از: 1) محکومیت به حد. 2) محکومیت به قطع عضو. 3) محکومیت لازم‌الاجرا به مجازات حبس از یک سال به بالا در جرائم عمدی. 4) محکومیت به جزای نقدی به مبلغ دو میلیون ریال و بالاتر. 5) سابقه محکومیت لازم‌الاجرا دو بار یا بیش‌تر به علت جرم‌های عمدی مشابه با هر میزان مجازات.

مخبر کسی است که محل اختفا یا وجود اشیای قاچاق یا عمل مرتکب قاچاق را که در شرف انجام است، به سازمان‌های ذی‌ربط با شرایط زیر گزارش داده باشد.

مداخله اصلیه مداخله اصلیه در مواردی است که دعوا مربوط به حقوق عمومی و منافع عامه است (رجوع به فقره اول و دوم و سوم و چهارم ماده 123). در این صورت مدعی العموم مثل مدعی یا مدعی علیه دخالت می‌نماید، زیرا که وکیل است از جهت مدافعه و حفظ حقوق عمومی و چون حقوق و اختیارات او همان حقوق و اختیارات مدعی یا مدعی علیه است. لذا اگر متداعیین خصوصی دعوای خود را به اصلاح ختم نمایند صلح آن‌ها خللی به حقوق عمومی وارد نمی‌آورد و مدعی عمومی به نام حقوق عمومی محاکمه را تعقیب می‌کند و اگر محکمه حکم داد و مدعی العموم بر آن حکم تسلیم ننمود مدعی العموم حق اعتراض (استیناف و اعاده محاکمه و تمیز) را موافق اصول محاکمات حقوقی دارد و همچنین هرگاه مدعی یا مدعی علیه خصوصی محکوم شده و تسلیم بر حکم محکمه نمود مدعی عمومی با وجود تسلیم آن‌ها حق اعتراض را دارد.

مداخله تبعی در مداخله تبعی (رجوع به فقره پنجم و ششم و هفتم و هشتم ماده 123) مدعی العموم چون طرف نیست و فی‌الواقع به سمت مشاور حقوق در محکمه حاضر شده بیان عقیده می‌نماید. لهذا اگر متداعین خصوصی منازعه خود را به صلح ختم یا بر حکم محکمه تسلیم نمودند مدعی العموم تعقیب نمی‌نماید و حق هیچ‌گونه اعتراض را ندارد.

مدعی عمومی مدعیان عمومی صاحب‌ منصبانی هستند که برای حفظ حقوق عامه و نظارت در اجرای قوانین موافق مقررات قانونی انجام وظیفه می‌نمایند.

مدعی خصوصی شخصی که از وقوع جرمی متحمل ضرر و زیان شده و یا حقی از قبیل قصاص و قذف پیدا کرده و آن را مطالبه می‌کند، مدعی خصوصی و شاکی نامیده می‌شود. ضرر و زیان قابل مطالبه به شرح ذیل می‌باشد: 1) ضرر و زیان ‌های مادی که در نتیجه ارتکاب جرم حاصل شده است. 2) منافعی که ممکن الحصول بوده و در اثر ارتکاب جرم، مدعی خصوصی از آن محروم و متضرر می‌شود.

مرتع زمینی است اعم از کوه و دامنه یا زمین مسطح که در فصل چرا دارای پوششی از نباتات علوفه‌ای خودرو بوده و با توجه به سابقه چرا عرفاً مرتع شناخته شود، اراضی که آیش زراعتند ولو آن که دارای پوشش نباتات علوفه‌ای خودرو باشند مشمول تعریف مرتع نیستند. اگر مرتع دارای درختان جنگلی خودرو باشد مرتع مشجر نامیده می‌شود.

مرتهن رهن عقدی است که به موجب آن مدیون مالی را برای وثیقه به داین می‌دهد. رهن دهنده را راهن و طرف دیگر را مرتهن می‌گویند.

مساحقه مساحقه، همجنس بازی زنان است با اندام تناسلی. (ماده 127 از قانون مبارزات اسلامی مصوب 7/9/1370 مجمع تشخیص مصلحت نظام)

مستحق نفقه کسی مستحق نفقه است که ندار بوده و نتواند به‌ وسیله اشتغال به شغلی وسایل معیشت خود را فراهم سازد.

مشارکت حقوقی منظور از مشارکت حقوقی عبارت است از: تأمین قسمتی از سرمایه شرکت‌های سهامی جدید و یا خرید قسمتی از سهام شرکت‌های سهامی موجود.

مشارکت مدنی مشارکت مدنی عبارت است از: در آمیختن سهم‌الشرکه نقدی و یا غیر نقدی بین اشخاص حقیقی یا حقوقی متعدد به نحو مشاع به منظور انتقاع، طبق قرارداد.

مصرف معقول مصرف معقول مقدار آبی است که تحت شرایط زمان و مکان و با توجه به احتیاجات مصرف کننده و رعایت احتیاجات عمومی و امکانات طبق مقررات این قانون تعیین خواهد شد.

مصرف مفید مصرفی است که تحت شرایط زمان و مکان (با توجه به احتیاجات مصرف کننده و احتیاجات عمومی و امکانات) طبق مقررات این قانون تعیین خواهد شد. مصرف مفید با تغییر روش‌های علمی و فنی قابل تجدید نظر است.

مصلحت وقف عبارت است از: تأمین نظر واقف، تأمین منافع موقوفه و موقوف علیهم و کلاً رعایت غبطه وقف.

معادن بلامعارض به معادنی اطلاق می‌شود که فاقد بهره‌بردار بوده یا واگذاری آن از نظر این قانون منعی نداشته باشد.

معاملات متقابل معاملات متقابل موضوع بند ی به انواع معاملاتی اطلاق می‌شود که به موجب آن تأمین کننده، بخشی یا تمامی کالاها یا خدمات مورد نیاز جهت ایجاد، توسعه، بازسازی، اصلاح یا ادامه تولید واحدهای تولیدی کشور را در اختیار تولید کننده قرار می‌دهد و بهای کالاها و خدمات مزبور. پس از کسر مبالغ پیش پرداخت. به اضافه هزینه‌های متعلق براساس قرارداد منعقد شده از طریق تحویل کالاها یا خدمات تولیدی تولید کننده یا در صورت تأیید وزارتخانه ذی‌ربط از طریق تحویل سایر کالاهای صنعتی و معدنی و خدمات تولیدی در کشور به تأمین کننده یا خریدار، پرداخت می‌شود.

معاون جرم اشخاص زیر معاون مجرم محسوب می‌شوند: 1) هرکس بر اثر تحریک یا ترغیب یا تهدید یا تطمیع کسی را مصمم به ارتکاب جرم نماید یا به وسیله دسیسه و فریب و نیرنگ موجب وقوع جرم شود. 2) هرکس با علم و اطلاع‌ وسایل ارتکاب جرم را تهیه کند و یا طریق ارتکاب آن را با علم به قصد مرتکب ارائه دهد. 3) هر کس عالماً و عامداً وقوع جرم را تسهیل کند.

معاون ذی‌حساب معاون ذی‌حساب مأموری است که با حکم وزارت امور اقتصادی و دارایی از بین کارکنان رسمی واجد صلاحیت به این سمت منصوب می‌شود.

معسر از هزینه دادرسی معسر از هزینه دادرسی کسی است که به واسطه عدم کفایت دارایی یا عدم دسترسی به مال خود به‌طور موقت قادر به تأدیه آن نیست.

معیر عاریه عقدی است که به موجب آن احد طرفین به طرف دیگر اجازه می‌دهد که از عین مال او مجاناً منتفع شود. عاریه دهنده را معیر و عاریه گیرنده را مستعیر گویند.

مفتری هر کس به وسیله اوراق چاپی یا خطی یا به وسیله انتشار اعلان یا اوراق مزبوره یا به وسیله نطق در مجامع به یک یا چند نفر امری را صریحاً نسبت دهد که مطابق قانون مجازات آن امر جنحه یا جنایت محسوب شود، مفتری محسوب خواهد شد. مشروط بر این که نتواند صحت آن اسناد را ثابت نماید.

مفقود الاثر اسیر و مفقود‌الاثر شخصی است که در راه به ثمر رسیدن انقلاب اسلامی و استمرار آن از تاریخ 19/10/1356 به بعد اسیر یا مفقود‌الاثر شده و مراتب در مورد پرسنل نیروهای نظامی و انتظامی به تأیید نیروی مربوطه و در سایر موارد به تأیید بنیاد شهید رسیده باشد.

مفلس مفلس کسی است که دارایی او برای پرداخت مخارج عدلیه یا بدهی او کافی نیست.

مقدار مدعی به مقدار مدعا به مبلغی است که در عرضحال صریحاً قید شده است. اجرت‌المثل و خساراتی که بعد از تقدیم عرضحال به مدعی به تعلق می‌گیرد، ممکن است علاوه شود ولو این که مجموعاً زیاده بر حد نصاب صلحیه شود مواردی که تعیین مقدار مدعا به یا قیمت آن در ابتدای دعوی ممکن نیست داخل در صلاحیت صلحیه است. مگر این که زاید بودن آن بر حد نصاب صلحیه اجمالاً معلوم باشد.

ملزم به انفاق کسی ملزم به انفاق است که متمکن از دادن نفقه باشد. یعنی بتواند نفقه بدهد بدون این که از این حیث در وضع معیشت خود دچار مضیقه گردد. برای تشخیص تمکن باید کلیه تعهدات و وضع زندگانی شخصی او در جامعه در نظر گرفته شود.

مزایده مزایده در معاملات به طریق زیر انجام می‌پذیرد: 1) در مورد معاملات جزئی به حداکثر قیمت ممکن به تشخیص و مسئولیت مأمور فروش. 2) در مورد معاملات متوسط با حراج. 3) در مورد معاملات عمده با انتشار آگهی مزایده.

مناقصه مناقصه در معاملات به طرق زیر انجام می‌پذیرد: 1) در مورد معاملات جزئی به حداقل قیمت ممکن به تشخیص و مسئولیت مأمور خرید. 2) در مورد معاملات متوسط به حداقل قیمت ممکن با استعلام بهای کتبی به مسئولیت مأمور خرید. 3) در مورد معاملات عمده با انتشار آگهی مناقصه یا ارسال دعوت نامه (مناقصه محدود).

موارد ابلاغ مواردی را که مدعیان عمومی باید مداخله در محاکمات حقوقی کنند، موارد ابلاغ گویند.

موضحه جراحتی که تمام گوشت را فرا گرفته و پوست نازک روی استخوان را کنار زده و استخوان را آشکار کرده.

مهر هر چیزی را که مالیت داشته و قابل تملک نیز باشد، می‌توان مهر قرار داد.

مهر ‌المتعه برای تعیین مهرالمتعه، حال مرد از حیث غنا و فقر ملاحظه می‌شود.

مهر ‌المثل برای تعیین مهرالمثل باید حال زن از حیث شرافت خانوادگی و سایر صفات و وضعیت او نسبت به اماثل و اقران و اقارب و همچنین معمول محل و غیره در نظر گرفته شود.

ن

ناقل در لغت به معنی نقل کننده عنوان گشته در اصطلاح حقوقی شخصی است که مالی را منتقل می کند به دیگری به صورت ضمن عقد یا ضمن ایقاع.

ناکل در اصطلاح حقوقی مدعی علیه که خواسته را انکار و این نکول در معنی اخص بیان شده است. نکول در این مورد باید سابق به انکار (به معنی اعّم) مدعی علیه باشد و به تقاضای مدعی از دادگاه از او سوگند میخواهند، و اگر قسم یاد نکند و قسم را به مدعی رد ننماید وی ناکل خواهد بود.

نایب در اصطلاح حقوقی به شخصی اطلاق میگردد که در امر خاصی از طرف شخص خاصی که واجد صلاحیت می باشد به او اختیار در مورد خاصی داده شده است.

نحله به معنی هبه تعبیر گشته.

نقل در لغت به معنی جا به جایی، تغییر مکان تعبیر شده و در اصطلاح حقوقی به معنی سلب مالکیت یک مالک نسبت به مال معین و اعطا آن به دیگری عنوان شده، خواه با رضای مالک و خواه به حکم قانون.

نزع به معنی کندن چیزی را از جایی عنوان گردیده است.

نسب در لغت به معنی وصل نمودن چیزی آمده و در اصطلاحات حقوقی به معنی رابطه شخصی به دیگری از طریق ولادت عنوان شده خواه از طریق منتهی شدن به او خواه از طریق طرفین رابطه خویشاوندی.

نسب در خط مستقیم در اصطلاح حقوقی به قرابتی که به وسیله ولادت یکی از دیگری حاصل شود اطلاق میگردد، مانند قرابت جد نسبت به نوه و برعکس. و همچنین قرابت عمودی عنوان دیگرآن است که خود به صعودی و نزولی تقسیم می گردد.

نشوز در باب تمکین نمودن به معنی نا سازگاری زن از شوهر عنوان گردیده به معنی عدم اجرای وظایف زوجیت از طرف زن بدون وجود مانع شرعی و قانونی، که در این صورت وی استحقاق نفقه نخواهد داشت و به او صفت ناشزه اطلاق میگردد.

نصیب سهم کسی از چیزی، بهره، حصه، اقبال، بخت، طالع.

نسخه ورقه‌ای است که در آن تجویز دارو بر اساس معیارهای نسخه ‌نویسی و به زبان لاتین صورت می‌گیرد و روش تجویز آن به زبان فارسی نوشته می‌شود.

نسق عملکرد عمرانی کسی که به آبادی زمین اقدام کرده است.

نفاس در اصطلاح حقوقی به خونی که بعد از زایمان زن از وی خارج میگردد، عنوان گردیده است.

نفقه به هزینه های زندگی عیال و اولاد عنوان نفقه اطلاق میگردد.

نفقه اقارب نفقه اقارب عبارت است از: مسکن و البسه و غذا و اثاث البیت به قدر رفع حاجت با در نظر گرفتن درجه استطاعت منفق.

نفی ولد به حالتی اطلاق میگردد که زن فرزندی بیاورد و زوج اقرار کند که فرزند اوست نمی تواند بعد از این اقرار نفی کند. زیرا با اقرار برای مولود حقوقی ایجاد می شود، ناشی از نسب و پس از اقرار حقوق فرزند به عده پدر استقرار خواهد یافت در خصوص اقرار به طور کلی آنچه که موجد حق است قابل رجوع نخواهد بود.

نکاح منقطع به نکاحی که برای مدت معین باشد، اطلاق میگردد.

نماآت در لغت به معنی افزودنی ها، اضافه شدن ها، رشد و نمو یافته ها عنوان گردیده و به طور کلی به معنی ارتفاق گرفتن به کار میرود.

نقض بلا ارجاع در رسیدگی فرجامی که درخواست آن از طرف دادستان شده هرگاه حکم یا قرار نقض شد بلا ارجاع خواهد بود.

نیازمند نیازمند به کسی اطلاق می‌گردد که میزان درآمد ماهانه وی از حداقل حقوق بازنشستگی کارمندان دولت کم‌تر باشد.

نرخ تسعیر بانک منظور از نرخ تسعیر بانک عبارت است از: نرخ ارز رایج یا متداول بانک در روز مورد بحث برای خرید پول ایران در ازای پول غیرایرانی که کلاً یا بعضاً از طـریق صـدور کالاهـای عمـده صــادراتی ایران (به ترتیب ارزش) غیر از نفت خام و مواد مشتقه آن حاصله در حوزه عملیات به دست آمده باشد.

نفقه زن نفقه عبارت است از: مسکن و البسه و غذا و اثاث البیت که به طور متعارف با وضعیت زن متناسب باشد و خادم در صورت عادت زن به داشتن خادم یا احتیاج او به واسطه مرض یا نقصان اعضا.

و

واهب در باب عقد به تملیک کننده مجانی مال به دیگری اطلاق میگردد.

واخواست به معنی اعتراض عنوان گردیده.

وارث به کسی اطلاق میگردد که از دیگری مالی را به ارث می برد.

وثیقه به مالی اطلاق میگردد که وام گیرنده تحت یکی از صور قانونی آن را نزد وام دهنده قرار میدهد.

وجوب در معنی لزوم عقد یا ایقاع عنوان گردیده.

وجه ملزم به عمل حقوقی اطلاق میگردد که موجب تعهد می گردد. مثلا وکالت دادن ضمن عقد لازم، مصداق است برای وجه ملزم پس وجه ملزم یعنی صورتی که الزام آور است.

ودیعه ودیعه عقدی است که به موجب آن یک نفر مال خود را به دیگری می‌سپارد، برای آن‌ که آن را مجاناً نگاهدارد. ودیعه‌گذار مودع و ودیعه گیر را مستودع یا امین می‌گویند.

وصایت در اصطلاح حقوقی عبارت است از: اینکه شخصی به موجب یک یا چند نفر را برای امر یا امور یا تصرفاتی نسب به بعد از فوت خود مأمور نماید.

وصی سرپرستی که شرعا معین گشته، عامل است به وصیت.

وصیت وصیت بر دو قسم است: تملیکی و عهدی.

وصیت تملیکی وصیت تملیکی عبارت است از: عین یا منفعتی را از مال خود برای زمان بعد از فوتش به دیگری مجاناً تملیک کند.

وصیت شفاهی افراد و افسران نظامی و کسانی‌ که در‌ ارتش اشتغال به‌ کاری دارند می‌توانند نزد یک نفر افسر یا هم ردیف او با حضور دو گواه وصیت خود را شفاهاً اظهار نمایند.

وصیت عهدی عبارت است از این ‌که شخصی یک یا چند نفر را برای انجام امر یا اموری یا تصرفات دیگری مأمور می‌نماید.

وصیت نامه وصیت‌ نامه اعم از این‌که راجع باشد به وصیت عهدی یا تملیکی منقول یا غیرمنقول ممکن است به طور رسمی یا خودنوشت یا سری تنظیم شود.

وصیت‌نامه خودنوشت وصیت‌نامه خودنوشت در صورتی معتبر است که تمام آن به خط موصی نوشته شده و دارای تاریخ روز و ماه و سال به خط موصی بوده و به امضاء او رسیده باشد.

وصیت‌نامه رسمی ترتیب تنظیم وصیت‌نامه رسمی و اعتبار آن به طوری است که برای اسناد تنظیم شده در دفاتر اسناد رسمی مقرر است.

وصیت‌نامه سری وصیت‌نامه سری ممکن است به خط موصی یا به خط دیگری باشد. ولی در هر صورت باید به امضا موصی برسد و به ترتیبی که برای امانت اسناد در قانون ثبت اسناد مقرر گردیده در اداره ثبت اقامتگاه موصی یا محل دیگری که در آیین‌نامه وزارت دادگستری معین می‌شود امانت گذارده می‌شود.

وضع اصطلاحاً به نهادن چیزی را در جایی و یا قرار دادن معنی شده. همچنین به نوعی تعهد یا قرار داد عنوان گشته.

وفاء در لغت به معنی به سر بردن عهد و پیمان، دوستی و صمیمیت به کار میرود.

وفاء به عهد وفا به عهد وقتی محقق می‌شود که متعهد چیزی را که می‌دهد مالک یا ماذون از طرف مالک باشد و شخصاً هم اهلیت داشته باشد.

وقف عبارت است از این‌که عین مال حبس و منافع آن تسبیل شود.

وقف بر نفس این نوع وقف باطل است. اما اگر وقف بر شخص حقوقی کند یعنی وقف بر مصارف عام کرده و خود هم استفاده کند اشکالی ندارد. مانند اینکه شخصی قریه ای را وقف بر دانشگاه کند.

وکالت وکالت عقدی است که به موجب آن یکی از طرفین طرف دیگر را برای انجام امری نایب خود می‌نماید.

وکالت انتخابی مقصود از وکالت انتخابی وکالتی است که از طرف محکمه در موارد جزایی و از طرف کانون در امور حقوقی به آن‌ها ارجاع می‌شود.

وکالت در اقرار مقصود اقرار در ماهیت دعوی یا به امری است که کاملاً قاطع دعوی باشد.

ولایت ولایات قسمتی از مملکت است که دارای یک شهر حاکم‌نشین و توابع باشد اعم از این‌که حکومت آن تابع پایتخت یا تابع مرکز ایالتی باشد.

ولی در لغت به معنی سرپرست عنوان گردیده است. و به کسی که حکم قانون اختیار دیگری یا دیگران را در قسمتی از امور دارا می باشد، اطلاق میگردد. خواه در امور خصوصی و خواه در امور عمومی مانند اختیار هر یک از کارمندان دولت نسبت به شغل خود.

ولی خاص پدر و جد پدری و وصی منصوب از طرف یکی از آنان ولی خاص طفل نامیده می‌شود.

ولات جمع والی است. به معنی فرمانداران کسانی که از نظر کشوری حاکم بر ناحیه ای هستند که از شهر بزرگ تر و از ایالت کوچک تر است.

ولایت قهری یعنی ولایت اجباری طفل با پدر و جد پدر اوست و ولی نمی تواند از دخالت در دارایی طفل خودداری کند. معنای ولایت حق تصرف در ممال طفل و اعمال نظر در مصالح طفل است.

ه

هامش در اصطلاح حقوقی به هر نوع نوشته ای که به صورت تغییر یا اضافه نمودن در حاشیه سند درج گردد و جزء سند باشد، اطلاق میگردد.

هبه در لغت به معنی بخشش بیان گردیده و در اصطلاح حقوقی به عقدی اطلاق میگردد که موجب تملیک عین به طور منجر و بدون عوض گردد.

هدم در لغت در معانی: خراب کردن، ویران کردن، خرابی، ویرانی عنوان گشته است.

هاشمه عملی که استخوان را بشکند گرچه جراحتی را تولید نکرده باشد.

هدیه یا رشوه منظور از هدیه یا رشوه مذکور در ماده قبل اعم است از وجه نقد یا مال معین یا هر منفعت نامشروعی که به نحوی از انحا راشی به مرتشی رسانیده باشد، قبل از آن‌که راشی مالی را بلاعوض یا کم‌تر از قیمت معمولی مستقیماً یا غیرمستقیم به مرتشی منتقل یا مالی را گران‌تر از قیمت معمولی از مرتشی خریداری نموده باشد.

هزینه دادرسی عبارت است از: 1) هزینه برگ‌هایی که به دادگاه تقدیم می‌شود. 2) هزینه قرارها و احکام دادگاه.

هزینه‌های قابل قبول هزینه‌های قابل قبول برای تشخیص درآمد مشمول مالیات به شرحی که ضمن مقررات این قانون مقرر می‌گردد. عبارت است از: هزینه‌هایی که در حدود متعارف متکی به مدارک بوده و منحصراً مربوط به تحصیل درآمد مؤسسه در دوره مالی مربوط با رعایت حد نصاب‌های مقرر باشد. در مواردی که هزینه‌ای در این قانون پیش‌بینی نشده یا بیش از نصاب‌های مقرر در این قانون بوده ولی پرداخت آن به موجب قانون یا مصوبه هیأت وزیران صورت گرفته باشد قابل قبول خواهد بود.

هیأت اجرایی هیأت اجرایی به مجموعه افرادی اطلاق می‌شود که اجرای تصمیمات متخذه در هیأت رهبری و سایر کارهای اجرایی گروه را به عهده دارند. (از تبصره 1 ماده 3 از فعالیت احزاب جمعیت‌ها انجمن‌های سیاسی و صنفی و انجمن‌های اسلامی و اقلیت‌های دینی مربوط به قانون مصوب 7/6/1360 مصوب 30/3/1361 هیأت وزیران)

هیأت رهبری هیأت رهبری به مجموعه افرادی اطلاق می‌شود که تعیین خط‌ مشی کلی گروه به عهده آن‌ها می‌باشد.

هیأت عالی نظارت مجمعی است که به منظور تعیین خط ‌مشی، ارشاد، هماهنگی و نظارت بر کلیه سازمان‌های صنفی کشور تشکیل می‌گردد و بالاترین مرجع نظارت بر امور اصناف کشور می‌باشد. (ماده 4 قانون اصلاح قانون نظام صنفی مصوب 13/4/1359 شورای انقلاب جمهوری اسلامی ایران مصوب 31/2/1368)

هیأت مؤسس هیأت مؤسس به افرادی گفته می‌شود که تأسیس گروه به عهده آن‌ها است. (از تبصره 1 ماده 3 فعالیت احزاب جمعیت‌ها انجمن‌های سیاسی و صنفی و انجمن‌های اسلامی و اقلیت‌های دینی مربوط به قانون مصوب 7/6/1360 مصوب 30/3/1361 هیأت وزیران)

ی

ید در اصطلاح حقوقی به معنی دست، نفوذ، تصرف، سلطه بیان گردیده. همچنین به تصرف مال را ید گویند.

یحرم من الرضا یحرم من الرضا ما یحرم من النسب: هفت عنوان که در نسب موجب حرمت است در رضاع هم موجب حرمت است، خلاصه اینکه هر اسمی از اسماء نسب (مانند برادر، خواهر، عمه و ...) از طریق حصول نسب پدید می آید. هرگاه از طریق رضاع پیدا شود، حکم نسب را دارد. مفاد این قاعده به صورت ماده 1046 قانون مدنی تدوین گشته است.

یعتفر فی التوابع فروش مال معلوم به ضمیمه مال مجهول یا فروش مال مقدور التسلیم بضمیمه مالی که مقدور التسلیم نیست. زیرا ضمیمه عنوان تابع را دارد (ماده 69 ق.م)

یغتفر فی الاجاره یغتفر فی الجاره مالا یغتفر فی البیع: بیع در مورد فوق مظهر عقود لازم الطرفین و غیر مستمر است و اجاره در اینجا مظهر عقود مستمر است، موضوع اجاره دو مورد است مالاجاره و منافع عین مستاجره و این منافع در طول مدت اجاره کم کم و تدریجا حاصل میگردد.

یارانه به شکلی از کمک مالی اطلاق میگردد که به یک تجارت یا بخش اقتصادی پرداخت میگردد. همچنین به معنی اعطاء کمک مالی به روی یک کالا یا خدمتی که به مردم ارائه میگردد، به جهت افزایش رفاه عمومی در جامعه.

یمین یمین در لغت به معنای سوگند است. در اصطلاح حقوقی قسم خوردن به ذات خدا یا اسماء خاص خداوند است.

یقین یقین در لغت به معنی اعتقاد قطعی انسان به امری است که مطابق با واقع باشد و جای هیچ شک و شبهه ای نباشد.

دفتر وکالت شاهین قیصری
مشاوره حقوقی رایگان
دفتر وکالت ما با وجود وکیل پایه یک دادگستری و تجربه فراوان در عرصه حقوقی، کیفری، خانوادگی و ملکی میتواند به عنوان مشاور حقوقی در کنار شما عزیزان باشد. شما در کنار ما میتوانید از مشاوره رایگان و حق الوکاله شرایطی بهرمند شوید. مشاوره در این دفتر وکالت رایگان بوده، و شما عزیزان میتوانید بصورت تلفنی و آنلاین از وکیل پایه یک دادگستری ما، آقای شاهین قیصری مشاوره بگیرید. جهت مشاوره حضوری تماس گرفته و نوبت خود را رزرو نمایید. پس با ما تماس بگیرید ...
دفتر وکالت شاهین قیصری
دفتر وکالت شاهین قیصری
دفتر وکالت شاهین قیصری